close
بلیط هواپیما
هم اندیشان پنجشنبه 5 بهمن 1391 - باشگاه هم اندیشان


  • یکشنبه 1393/12/24 - تعداد بازدید 953 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ می گم زمستون سال نود یادتونه؟ اون موقعی که تو باشگاه متولد شدم و شماها با هزار آرزو و امید، اسمم رو \"امید\" گذاشتین؟...
  • شنبه 1393/12/23 - تعداد بازدید 747 مرتبه
    امید: سلااااااااام؛ خوبین؟ خوبء خوب؟ خیالم راحت باشه؟... باشه! پس بریم ببینیم از زندگی بعد از هم اندیشان چه خبر؟...
  • چهارشنبه 1393/12/20 - تعداد بازدید 629 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ می گم می دونین؟ واقعیت اینه که اگه آدمیزاد بتونه خودش رو بسازه، رو دنیای اطرافش هم تاثیرات مثبت زیادی می ذاره. چی بهتر از این
  • سه شنبه 1393/12/19 - تعداد بازدید 568 مرتبه
    امید: تازگیا؟!! دلمو شکوندی! (الکی مثلا) بابا! ما عمریه یه پا نمکدونیم برا خودمون! سلاممو ببینین چه با نمکه؟ سلااآاآاآاآم
  • دوشنبه 1393/12/18 - تعداد بازدید 922 مرتبه
    امید: دنبالم نگردین، من اینجام. سلاااااااام؛ راستش یادمه یه بار یکی داشت برام می گفت: تو کشورهای پیشرفته برا مردم جا افتاده که هر جا می رن (به
  • یکشنبه 1393/12/17 - تعداد بازدید 602 مرتبه
    امید: سلااااام؛ می گم عجب فکر بکری کردیما. منظورم اون تصمیمه اس. همون تصمیمه دیگه! که قرار شد تاثیراتمون از باشگاه تو سالی که گذشت رو بگیم.
مشاهده آرشیو کامل مطالب
کمی طاقت داشته باشید...
مشاهده تالارهای اعضا

    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 19 اسفند 1392
    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 12 اسفند 1392
    • همایش هم اندیشان دزفول ، اهواز ، اندیمشک ، شوشتر - در دزفول
    • 24 بهمن 1392
    • همایش هم اندیشان تهرانی - قرچک ورامین
    • 8 آذر 1392
    • همایش اندیشه سبز - مشهد مقدس
    • 9 آبان 1392
    • هم اندیشان در همایش بزرگداشت حافظ
    • 19 مهر 1392
    • چهارمین میزبان هم اندیشان در صداوسیما : برنامه پنجشنبه اردیبهشت
    • 18 مهر 1392
    • سومین حضور امید در تلویزیون - برنامه اردیبهشت
    • 8 مهر 1392
    • همایش هم اندیشان مشهد مقدس
    • 27 شهریور 1392
    • اولین همایش طرح همیاری بانوان هم اندیش
    • 26 مرداد 1392
    • حضور امید در برنامه طلوع
    • 1391
    • اولین تصویر گرفته شده از پیام
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • فعالیت های شخصی و ابراز علاقه هم اندیشان
    • نمایشگاه کتاب 1392
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • اردیبهشت 1392
    • همایش یزد هم اندیشان
    • اسفند 1391
    • اولین همایش هم اندیشان تهرانی
    • 22 مهر 1391

« برای مشاهده جدیدترین مطالب هم اندیشان به وبسایت پیام نمای شبکه چهار سیما مراجعه نمایید »


اگر در این سایت عضو می شوید ، حتما شهر خود را نیز وارد کنید.
پس از عضویت در این سایت می توانید در بخش انجمن های تخصصی به فعالیت پرداخته و با دیگر هم اندیشان بحث و گفتگو داشته باشید.

»آرشیو پیامکهای باشگاه

»آلبوم عکس خاطرات

»آلبوم فیلم

»درباره هم اندیشان

»جدیدترین خبرهای امروز

»ارسال تصاویر منتخب شما

»مرجع شماره های کاربردی


هم اندیشان پنجشنبه 5 بهمن 1391

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده () | مربوط به موضوع: بحث آزاد ، 1391 ،

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو .................

نه دیگه . نشد . قرار نشد تو دلت بخونی . دسته جمعی میخونیم با صدای بلند. بریم ؟........فقط چند بیت اول .....تو مایه دشتی .....

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

                                        پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو ؛ جز سخن گنج مگو

                                            ور  از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دیدو بگفت

                                              آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم

                                          گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

سلام عرض می کنم خدمت همه دوستان  قدیم و جدید . پیام هستم ؛ استاد در زمینه های مختلف .... خواهش می کنم  ....

******

آغاز:سلام به پاک اندیشان.دوستان! میخوام امروزمونو بایه متن توپ شروع کنم!

یه روزیه ترکه...نه! یه روز یه فارسه...نه! یه روز یه رشتیه...نه! یه روز یه لره...نه! یه روز...اصلا ولش کن! بذار از اول می گم! یه روزیه ترکه اسمش ستارخان بود، خیلی شجاع و باهوش بود. یکه وتنها ازپس ارتش حکومت مرکزی بر اومد.جونش رو کف دستش گذاشت وسرباز راه مشروطیت وآزادی شد. فداکاری کرد برای امروز من، برای امروزتو، برای همه ما،برای ایران. برای اینکه حالا مابتونیم، تواین مملکت آزاد زندگی کنیم. یه روزیه فارسه اسمش مرتضی آوینی بود،که قلمش سلاحش بود.خالص ومخلص دراختیاررزمندگان بود وآخرش هم جانش رادراین راه فدا کرد! یه روزیه رشتیه،اسمش میرزا کوچک خان جنگلی بود.خیلی شجاع بود.همراه مردم شهرواستانش جلوی ارتش شوروی وبیگانه ایستادند تانتونن خاک کشورمون رواشغال کنن.میرزاکوچک خان اونقدر جنگیدتاخونش رو فدای ماکرد،فدای میهنش،فدای ایران.. داداش امید و دوستای عزیزم اگه موافق باشین ادامش بمونه واسه فردا. حالا بریم سراغ پیامکا ...

(ثریا از تبریز)

پیام : ادامه هم داره ؟ ماشاا....

******

زنگ تفریح،به خنگول میگن:چرازنتومیزنی؟میگه:اگه میدونستم که میکشتمش!

(حانی دختری در مزرعه !)

******

سلام به یاران بی کلک باوفا...؟امیدجان وخانم آزاده میزایی خسته نباشین.؟.؟.؟ خونه ای ما مشهده میشه ماهم توهمایش یزدشرکت کنیم...؟یابه نظرم یه همایشم درمشهد باشه خیلی خوب میشه.بچه های مشهدنظربدین...اول پیامک هاتون بنوسین نظر

(مهربون)

پیام : اجازه بدین این اولین همایش تو یزد برگزار بشه ،  بعد اگه موفق بود در سایر استان  میشه اجراش کرد .

******

سلام امید.کمک من چهارساله دانشجوهستم تاحالاباهیچ پسری ارتباط نداشتم حتی باپیامک،ولی دوستام منومسخره میکنن که دوست پسرندارم بنظرشماچکارکنم؟

(بهار ازسرخس)

پیام : وقتی نوح داشت کشتی می ساخت مردم مسخره اش می کردن ، اما خنده انها زیاد طول نکشید. بعد زمستان بهار است بهار.

******

سلام؛حرف دوستی رو که گفتن دختری شایسته همسر و مادر شدنه که قبل ازدواج هیچ ارتباط مخفیانه با نامحرم نداشته باشه رو قبول ندارم؛هر کسی تو زندگی اشتباه میکنه مهم اینه که به اشتباهش پی ببره و جبرانش کنه؛به خاطر همینه که خدا خواسته اگر اشتباهی کردیم توبه کنیم؛در ضمن روانشناس ها معتقدند اگر قبل از ازدواج با کسی دوستی داشتید لازم نیست به همسر آیندتون بگید چون باعث ایجاد مشکل میشه؛ما در آینده همسرمون سهیم هستیم پس گذشته ما واسه خودمونه؛

(الی خانم؛تهران)

******

آقا امید و هم اندیشان، سلام.آقا پیام کجایی؟ لااقل بیاخاطره نصفه کارتو تموم کن!

(ع از کاشون)

پیام :  آخر سر می گم که اگه کسی نخواست نخونه .

******

سلام. میشه یه کم اس هارو بافونت کمتر وجمع تر بنویسی تا پیام زیادی جا شه ؟

پیام : میشه ولی چون صفحه تلویزیون بعضی دوستان کوچیکه خوندنش سخت میشه. مخصوصا از فاصله چند متری .

******

سلام به همه جونای با صفا . رضا 65 ساله هستم از محلات منا تو جمعتون راه میدین ؟ آخه درسته که سنی ازم گذشته و پیر شدم اما دلم جونه.

پیام : خیلی خیلی خوش اومدی اقا رضا .

******

سلام به زیبا اندیشان و امید; بابا ایول به بروبچ یزد!خوش به حالشون،بچه های شهرهای دیگه شمام دست به کار شید!!

(زهره حسین زاده1373،ازمشهد)

******

سلام، وقتی عمق یه ارتباط رو نمی تونی تخمین بزنی شیرجه زدن اصلا کار عاقلانه ای نیست! راستی اقا امید۳تا خاطره ازهم اندیشان دارم بفرستم؟

(سارا)

******

اندکی تأمل...نه صدایش را نازک میکرد نه دستهایش را آردی...ازکجا باید به گرگ بودنش شک میکردم؟؟

(زهرا 19 از پلدختر )

******

امیدخان سلام. چرا هروقت من خساستو میذارم کنار نمیدرجی  ها؟ ها؟ ها؟

پیام : میگم حالا زیادی هم ولخرجی نکن . یه دونه "ها" هم بس بود !!.

******

سلام هم اندیشان.امروزباگذشت یک سال با مشکلات فروان ودعا خیر شما با پسرخالم عقد کردم از همتون تشکرمیکنم.

(پریسا و علی از ساوه)

پیام : به افتخارشون  ......

******

سلام هم اندیشان عزیز-توروخداکمکم کنید خانم35ساله ام-16 ساله خانه دارم و2 دختر دارم مشکل زندگیه من اینه شوهرم نگاهشونسبت به خانمهای نامحرم کنترل نمیکنه ومنوباخانمهای دیگه مقایسه میکنه وقتی اعتراض میکنم میگه توشکاکی وبددلی- درصورتیکه من تمام وظایفم روانجام میدم-بخاطرهمین افسرده ام وهیچوقت وهیچ جوری ازته دل خوشحال نیستم توروقرآن راهنماییم کنید

******

مهمترین عامل انحراف جنسی درجامعه که موجب به ابتذال کشیده شدن مردان وزنان میشود دوچیزاست:

1.خودنمایی وعشوه گری زنان درمقابل مردان نامحرم

2.چشم چرانی ونگاه های هوس آلودمردان.

کتاب آرامش درسایه ازدواج.

(سمیه)

******

گویم که ای هم اندیش/قسمت کن اندیشه ات رابامن/من اندیشه ام بی بارست/ثمری ده به اندیشه هایم/من نیزقسمتی دارم ازاندیشه هایم/همه برای تو...

(نادره دانشجوی جهانگردی ازکبودراهنگ)

پیام: یه چیزی بگم که ناراحت نمیشی ؟ سعی کن نشی چون میخوام بگم . این آلان شعره ؟ نه خداوکیلی شعره ؟ حالا گفتن که شعر نو ردیف و قافیه نداره ولی وزن که داره ،  خیال که داره ،  تمثیل و استعاره که داره.

******

سلام هم اندیشان عزیزوآقاامیدیه سوالی خیلی وقته ناراحتم میکنه نه بخاطرخودم،بخاطرشوهرم که خیلی دوستش دارم شوهرم درگذشته دردوران مجردی دوست دختربازی وکارهای دیگه زیادانجام داده بعدهاپشیمون میشه وقبلاازازدواج بامن توبه میکنه الان شبی نیست که ازخداطلب بخشش نکنه اماهمیشه نگران اینه که خداتوبشوقبول نکرده باشه،ازموقعی که توبه کرددیگه کارگذشتشوتکرارنکرده  ازشمادوستان وآقاامیدمیخوام که راهنمایم کنیدکه توبه اش بخشیده شدیانه....

(مرضیه نگران شریک زندگیش ازگرگان.. )

پیام : اگه واقعا توبه کرده باشه که خدا بخشیده ، این وعده خداست . ما اجازه نداریم به وعده خدا شک کنیم . البته خدا فقط از حق خودش میگذره  نه از حق دیگران . نکته دیگه اینه که حتی اگه خدا و مردم از ما بگذرن ، بعضی وقتها ، آدم خودش نمی تونه خودش رو  ببخشه . خاطره گناه  تا آخر عمر با  آدمه .

******

قطاری به مقصد خدا به راه افتاد و وقتی قطار به ایستگاه بهشت رسید همه پیاده شدن و فراموش کردن هدف رسیدن به خدا بود .

(ح  تکلو مجری- مهندس باشگاه )

******

پیام : ممنونم از همه دوستان. رسیدیم به خداحافظی و خاطره ! قبلا از دوستانی که از خاطره و اشغال صفحات خوششون نمیاد عذرخواهی می کنم . حق با شماست . دیگه خاطره نمی گم . فقط این یکیو  تمومش می کنم . خب تا کجاشو  گفته بودم ؟ کیوسک نگهبانی خوابگاه دخترا . قبلا گفتم که وقتی دستگیر شدم غروب بود و حراستی ها  کارت دانشجوییمو گرفته بودن و داشتن با رئیس شون تماس می گرفتن تا بیان منو ببرن . با خودم گفتم بهترین کار در این شرایط اینه که از  نگهبانها بخوام برام سجاده بیارن تا نماز مغرب و عشاء رو بخونم . نه اینکه فکر کنین برای ریا و یا فریب دادن نگهبانها باشه ها . اصلا .....ابدا ...... گفتم اینها که حرف آدمیزاد حالیشون نمیشه ، لااقل حرفمو به خدا بگم شاید اون فرجی فرستاد.  البته وسطای نماز همچی بفهمی نفهمی ریا هم غاطی شد ولی به جان خودم آنچنان اوضاع خراب بود که چاره ای جز توسل به خدا نداشتم . گفتم آخدا میخوای ضایع کنی ؟ خب حق داری ولی اینجوری ؟ اینجا ؟ تو خوابگاه  دخترا ؟ همه به کنار ، جواب آقامو چی بدم؟ فکرشو کردی ؟ اصلا من خراب ، من  نامرد ، من ریاکار ، ولی خودت وکیلی دخترباز که نیستم . رودربایستی که نداریم ، اگه هستم بگو . تو این دفعه رو ردیفش کن ؛ من خودم نوکرت میشم .... همین جوری که داشتم با خدا حرف می زدم می دونستم که حواس نگهبانها به من هست . آخه سه تایی توی کیوسک نگهبانی بودیم . سیم هی وصل میشد ، هی قطع میشد . خلاصه تا نماز تموم شد یکی از نگهبانها اومد و گفتش بگیر . کارتتو بگیر و برو . منو میگی؟ داشتم از خوشحالی می ترکیدم اما بدون اینکه هول بشم یا اینکه خوشحالیمو نشون بدم ، خیلی با حوصله و با حالت معنوی خاصی از سجاده بلند شدم و بعد از نگهبان ها تشکر کردم و  فلنگو بستم . دقیقا یادم نمیاد از خدا هم تشکر کردم یا نه . حالا 19 سال از اون ماجرا میگذره.

خدایا می دونم دیره ولی متشکرم .

ارسال شده توسط : امید و پیام

به اشتراک بگذارید...
اين نظر توسط ی دوست در تاريخ 1391/11/20 و 20:06 دقيقه ارسال شده است

سلام من تازه وارد این گروه شدم باید چی بگم؟
پاسخ : سلام یه دوست
شما با اولین پیامکی به هم اندیشان ارسال می کنید عضو واقعی گروه میشن... کاری که باید بکنید اینه که توی مباحث هفتگی شرکت کنید. بخش درباره ما رو بخونید بیشتر آشنا میشید

اين نظر توسط mahtab در تاريخ 1391/11/11 و 10:51 دقيقه ارسال شده است

سلام داداشی

داداش پیام هر هفته پنج شنبه ها میاد؟یا اومدنش شانسیه؟
پاسخ : سلام آبجی

نه هر وقت امید نتونه بیاد یا اینکه بچه ها درخواست کنن، عمو پیام میاد واسه پیامک ها


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

مطالب مشابه:

  1. هم اندیشان پنجشنبه 12 بهمن 1391
  2. هم اندیشان چهارشنبه 11 بهمن 1391
  3. هم اندیشان دوشنبه 9 بهمن 1391
  4. هم اندیشان یکشنبه 8 بهمن 1391
  5. هم اندیشان شنبه 7 بهمن 1391
  6. هم اندیشان چهارشنبه 4 بهمن 1391
  7. هم اندیشان سه شنبه 3 بهمن 1391
  8. هم اندیشان دوشنبه 2 بهمن 1391
  9. هم اندیشان یکشنبه 1 بهمن 1391