close
رزرو هتل
هم اندیشان یکشنبه 7 مهر 1392 - باشگاه هم اندیشان


  • یکشنبه 1393/12/24 - تعداد بازدید 1016 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ می گم زمستون سال نود یادتونه؟ اون موقعی که تو باشگاه متولد شدم و شماها با هزار آرزو و امید، اسمم رو \"امید\" گذاشتین؟...
  • شنبه 1393/12/23 - تعداد بازدید 814 مرتبه
    امید: سلااااااااام؛ خوبین؟ خوبء خوب؟ خیالم راحت باشه؟... باشه! پس بریم ببینیم از زندگی بعد از هم اندیشان چه خبر؟...
  • چهارشنبه 1393/12/20 - تعداد بازدید 704 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ می گم می دونین؟ واقعیت اینه که اگه آدمیزاد بتونه خودش رو بسازه، رو دنیای اطرافش هم تاثیرات مثبت زیادی می ذاره. چی بهتر از این
  • سه شنبه 1393/12/19 - تعداد بازدید 631 مرتبه
    امید: تازگیا؟!! دلمو شکوندی! (الکی مثلا) بابا! ما عمریه یه پا نمکدونیم برا خودمون! سلاممو ببینین چه با نمکه؟ سلااآاآاآاآم
  • دوشنبه 1393/12/18 - تعداد بازدید 994 مرتبه
    امید: دنبالم نگردین، من اینجام. سلاااااااام؛ راستش یادمه یه بار یکی داشت برام می گفت: تو کشورهای پیشرفته برا مردم جا افتاده که هر جا می رن (به
  • یکشنبه 1393/12/17 - تعداد بازدید 662 مرتبه
    امید: سلااااام؛ می گم عجب فکر بکری کردیما. منظورم اون تصمیمه اس. همون تصمیمه دیگه! که قرار شد تاثیراتمون از باشگاه تو سالی که گذشت رو بگیم.
مشاهده آرشیو کامل مطالب
کمی طاقت داشته باشید...
مشاهده تالارهای اعضا

    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 19 اسفند 1392
    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 12 اسفند 1392
    • همایش هم اندیشان دزفول ، اهواز ، اندیمشک ، شوشتر - در دزفول
    • 24 بهمن 1392
    • همایش هم اندیشان تهرانی - قرچک ورامین
    • 8 آذر 1392
    • همایش اندیشه سبز - مشهد مقدس
    • 9 آبان 1392
    • هم اندیشان در همایش بزرگداشت حافظ
    • 19 مهر 1392
    • چهارمین میزبان هم اندیشان در صداوسیما : برنامه پنجشنبه اردیبهشت
    • 18 مهر 1392
    • سومین حضور امید در تلویزیون - برنامه اردیبهشت
    • 8 مهر 1392
    • همایش هم اندیشان مشهد مقدس
    • 27 شهریور 1392
    • اولین همایش طرح همیاری بانوان هم اندیش
    • 26 مرداد 1392
    • حضور امید در برنامه طلوع
    • 1391
    • اولین تصویر گرفته شده از پیام
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • فعالیت های شخصی و ابراز علاقه هم اندیشان
    • نمایشگاه کتاب 1392
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • اردیبهشت 1392
    • همایش یزد هم اندیشان
    • اسفند 1391
    • اولین همایش هم اندیشان تهرانی
    • 22 مهر 1391

« برای مشاهده جدیدترین مطالب هم اندیشان به وبسایت پیام نمای شبکه چهار سیما مراجعه نمایید »


اگر در این سایت عضو می شوید ، حتما شهر خود را نیز وارد کنید.
پس از عضویت در این سایت می توانید در بخش انجمن های تخصصی به فعالیت پرداخته و با دیگر هم اندیشان بحث و گفتگو داشته باشید.

»آرشیو پیامکهای باشگاه

»آلبوم عکس خاطرات

»آلبوم فیلم

»درباره هم اندیشان

»جدیدترین خبرهای امروز

»ارسال تصاویر منتخب شما

»مرجع شماره های کاربردی


هم اندیشان یکشنبه 7 مهر 1392

مجموعاً 3 امتیاز از 5 توسط 3 نفر
| نظرات داده شده () | مربوط به موضوع: 1392 ،

هم اندیشان یکشنبه 7 مهر 1392

من هم اندیشم

روزگارم عالی است

آبرویی دارم،

خرده پولی،

سرسوزن زوری

باشگاهی دارم بهتر از صدها سایت

دوستانی همه خوشرو، عالم

که امیدم داده

و پیام آور عشق است و سرور

پیشه ام معلوم نیست

گهگاهی شعری می گویم، می فرستم به شما

تا به آن زنده کنید یاد مرا در دل ها

من در این مکتب عشق درس اخلاق و صفا آموختم

دختری را دیدم که به دستان پدر مادر خود بوسه بزد

من در اینجا هر روز، لبخند خدا می بینم

ادامه دارد...

(محسن، نسیم شهر، پلاک 30)

امید: سلااااام، راستش! آقا محسن امروز حسابی ترکوند و دیگه جایی برای حرف های آغازین همیشگی ما باقی نگذاشت. داشتیم آقا محسن؟! خب! آقایون و خانوم ها! دم در بده! بفرمایید تو تا بحثو شروع کنیم. بفرمایید لطفا!...  "صرفا جهت اطلاع" هم به عرضتون می رسه: برای اینکه حوصله بعضی ها  سر نره، قرار شده پنجاه درصد مطالب، بحث هفتگی باشه و پنجاه درصد هم موضوعات متنوع. آره! اینجوری بهتره. اینو تجربه نشون داده.     

******

با سلام؛ یکی از علت های کم رنگ شدن عشق بعد از ازدواج اینه که دو طرف فکر می کنن: "خب! ما دیگه با هم ازدواج کردیم و تموم شد. چرا باید به خودمون برسیم؟ ما که انتخابمون رو کردیم. از ما گذشته." دیگه به سر و وضعشون، به تناسب اندامشون، به لباس پوشیدن خودشون هم اهمیت نمیدن و این اوضاع با اومدن بچه هم تشدید می شه. یه همسر خوب چه مرد چه زن باید همیشه چیزی برای جذب طرف مقابل داشته باشه. امیدوارم که دو طرف در همه حال برای پایداری عشق روزای اول، تلاش کنن.

(مهناز از تهران)

امید: یه چیزی رو هممون باید بپذیریم. زندگی به خودی خود با عشق دوام پیدا نمی کنه. وااااقعا به زحمت نیاز داره. به فکر و تدبیر. به صبوری و گذشت. به آگاااااهی. اگه بعضی ها فکر می کنن بعد از اینکه با انتخاب درست، وارد زندگی شدن همه چیز تمومه. سخت در اشتباهن؛ چون تازه بخشی از کار رو درست انجام دادن و خیلی چیزهای مهم دیگه تازه داره شروع می شه که اون ها هم باید دونه به دونه درست انجام بشن. 

******

سلام داداش امید؛ دیشب دوستم دیر وقت بهم زنگ زد که کارای دانشگاهش رو اینترنتی انجام بدم. اول می خواستم بپیچونمش. بعد یاد حرف شما دوستان افتادم که راه انداختن کار دیگران نعمتی از جانب خدا است. منم سریع انجام دادم. خدایا شکرت که یه کاری کردی که هم اندیشان به وجود بیاد.

(علیرضا برون داد، 72، عمرآباد، دوستون دارم خیلی زیاد)

امید: علیرضا خان! ما هم دوستت داریم. درضمن؛ یادت باشه که این دوتا چیز رو باید با هم جمع کنی. جمعا! نه تفریق. از یه طرف حواست جمع باشه که کسی از با محبت بودنت سوء استفاده نکنه؛ از یه طرف هم همیشه یادت باشه که هیچ حسی قشنگ تر از راه انداختن کار بنده خدایی که واقعا به ما نیاز داره نیست؛ یادت باشه گره گشایی از کار دیگران، باعث لبخند خدا و گره گشایی از کار خودمون می شه.

******

سلام: اگه ما بچه های امروزی به زندگی پدر و مادرهامون تو گذشته نگاه کنیم با وجود اینکه نه امکانات داشتن و. . . پس چه جوری امروزه با عشق دارن زندگی می کنن؟!

(امید ملک حسینی از نسیم شهر)

امید: واقعیتش اینه که زندگی های گذشته ساده و بی آلایش بود. حاصلش هم آرامش بود (حواستون بود که آآآآهنگین شد) البته داشتن مهارت در زندگی همون موقع هم بسیار ضروری بود؛ ولی الان با پیشرفت تکنولوژی و زندگی ماشینی و تغییر شدید زندگی ها، واقعا به مهارت و آگاااهی خیلی بیشتری نیازه؛ ولی چقدر جوون ها خودشون رو آماده کردن؟!

******

سلام دوستان؛ من در تعجبم که چه جوریه این امید هر چی ما می گیم یه خاطره با یه پیرمرد داره. احتمالا دیروز "یه بنده خدا" رو که گفت منظورش یه پیرمرد بوده. روش نشد بگه.

(منم سهیلا همونی که تو سایته، اصفهان)

امید: د! د! د! از کجا فهمیدی؟!

******

نمی دونم درسته یا نه! این فقط نظر شخصیمه! من می گم اگه محبت خالصانه و از ته قلب باشه حتى اگه صد سالم از ازدواج گذشته باشه این عشق تموم نمی شه! ببینین! همه مادربزرگا و پدربزرگا هنوزم جونشون واسه هم درمیره! چون فقط همسرشون رو تو قلبشون راه دادن و هیچ وقت اونو با زناى تو خیابون مقایسه نکردن تا اگه بهتر بود ازش زده بشن؛ ولى خب این هم خودش مهارت نیاز داره! به نظرم حتى آب خوردن هم نیاز به مهارت داره!!!  

امید: هر کی هستی، این جمله آخر رو واقعا خوب اومدی...

******

سلام؛ بعضی افراد بعد از ازدواج، احترام همدیگه رو نگه نمی دارن و نمی دونن که هر کلمه که طرف مقابل رو ناراحت کنه عشق بین اون ها رو کمرنگتر می کنه.

(یه هم اندیش)

امید: ببینین! ما می خوایم واقعگرایانه بحث کنیم. نه آرمانی؛ پس باید بپذیریم که وقتی دو نفر با خصوصیات اخلاقی مختلف (این یه واقعیته که هیچ دو انسانی "کاملا" مثل هم نیستن) می خوان زیر یه سقف زندگی کنن؛ حتما اختلاف نظرهایی با هم خواهند داشت. تا اینجاش کاملا طبیعیه؛ ولی مهم اینه که وقتی اختلاف بینشون پیش می یاد چطور رفتار کنن؟ این چگونه رفتار کردن مهارت می خواد و تو دوام عشق هم خیلی خیلی تاثیر داره. این عجیبه که بعضی ها با اینکه می دونن قراره یه عمر با طرف مقابلشون زندگی کنن؛ ولی موقع اختلاف، هر جوری دلشون می خواد رفتار می کنن و هر چی از دهنشون در بیاد به همسرشون می گن. درسته که زن و شوهرها غااالب اوقات بعد از دعوا (هر چند دعواهای بسیار شدید) آشتی می کنن و همه چیز گل و بلبل می شه؛ ولی نمی شه انکار کرد که اگه این وسط، رفتارها و یا حرف های ناجوری پیش اومده باشه، پاک کردنش از گوشه دل طرف مقابل کار آسونی نیست و زحمت زیادی نیاز داره. خیلی وقت ها هم می مونه گوشه دل و بعدها یه جاهایی خودش رو نشون می ده.

******

با سلام؛ من دل پری از این بحث دارم. آیا می تونم باهاتون کمی راحت حرف بزنم. دوستانی دارم که به شدت از خیانت همسراشون در عذابن؛ ولی من هر چی بهشون می گم بخشی از این امر برمی گرده به کارای خودشون متوجه نمی شن. می شه این مسئله رو در این بحث باز کرد که خانم ها (البته تعداد کمیشون) باید قبول کنن که خودشون مقصرن.

(مهناز)

******

سلام؛ بذارید زن و شوهر رو به لباس نو تشبیه کنیم. به این صورت که وقتی لباس نو می گیریم دوسش داریم؛ ولی بعد یه مدت که برامون عادی و تکراری شد دیگه چندان محلش نمی ذاریم؛ پس برای اینکه لباس نو بمونه و از چش نیفته باید اتو کشیده نگهش داریم. زن و شوهرم اینطور هستن. وقتی تازه همو می بینن عاشق همن؛ ولی بعد یه مدت برا هم عادی می شن؛ پس چی کار کنن که اینطور نشه؟ باید احترام همو نگه دارن و همیشه به هم محبت کنن. کاری که اتو با لباس می کنه. اینطوری هیچ وقت از چش هم نمی افتن.

(ناصر از تبریز)

******

سلام دوستام؛ اگه بدونید چی شد؟ شب از دانشگاه اومدم خسته و کوفته. زدم هم اندیشان دانشگاهی و یهو اسم و فامیل خودمو دیدم با 7 سال سن بیشتر و تحصیلات متفاوت. کپ کردم. خیلی کیف داد بهم که فهمیدم یه دوست هم اندیش هم اسم دارم.

(رویا نادری، 20 ساله، دانشجوی نقشه کشی صنعتی، تهران،  کوچیک آبجی رویا، 27 ساله از شیراز)

******

سلام؛ اینم شماره تلفن بیمارستان خیریه حمایت از کودکان سرطانی (محک): 02123540 نذرتون قبول، التماس دعا.

(ستوده از بروجرد)

******

سلام؛ خوبین؟ امید! می خواستم بگم مامان منم یه ماه پیش این کار رو انجام داد. گوجه ها رو برش زد و گذاشت زیر آفتاب خشک شدن. به قول آبجی مریم طعم خوبی داره. مامانم می گه: قدیما که یخچال نبود این کارو می کردن. به نظر من که اصلا سخت نیست. دنگ و فنگ هم نداره.

(با گوشی بابام اس زدم شاید فرجی شد و پیاممو درجیدی. سیمام، 20 ساله، تبریز)

امید: ما رو از بابات می  ترسونی؟

******

"تو باید همان تغییرى باشى که انتظار دارى در جهان به وقوع بپیوندد!" یعنى من عاشق این جمله ام! واقعا تکون دهنده است این جمله!

(پریناز)

امید: من با تمام وجودم به این نتیجه رسیدم که برای تغییر محیط اطرافمون باید اول خودمون تغییر کنیم. چند وقت پیش یکی از دوستانتون به شدت از خانواده اش گله داشت. حاضر نبود یه دقیقه دیگه با اونا زندگی کنه. بهش گفتم: چوب جادویی وجود نداره که به پدر و مادرت بزنی و اونا رو تغییر بدی.  قبول کن که اون چوب جادو، عملا تغییر خودته. ازش خواستم وااااقعا، خالصانه و از ته دل تغییر کنه؛ حرف گوش کن بشه؛ حتی اگه پدرش نگذاشت بره دانشگاه. اون چیزهایی رو که خانواده اش روش حساس هستن انجام نده و... "صبور" باشه و بشینه نتایج اعجاب برانگیزش رو به مرور ببینه. چند هفته بعد گفت: امید! با تغییر من، همه چیز واقعا عوض شد. همه چیز! بابام که مخالف دانشگاه رفتن من بود، خودش دانشگاه ثبت نامم کرد. مادرم اجازه می ده برم بیرون؛ باورت می شه؟! حتی پدرم برام گوشی و سیمکارت خریده؛ ولی خودم هم خیلی مراقب رفتارام هستم که همیشه همین اعتمادو بهم داشته باشن. بهش گفتم همه اینا به خاطر این بود که از ته دل تغییر کردی. نه ظاهری. به همین خاطر هم رفتارهات به دل پدر و مادرت نشست و...

******

ها و پا؛ سلام! شوهرم الان به حکم خودش ماهواره وصل کرد. خیلی می ترسم از حرفاتون. چکار کنم؟ آقایی که وصلش کرد موقع رفتن گفت: مبارکتون باشه!

(رها از ناکجا)

امید: فقط یادت باشه با دعوا و مرافعه، کار درست نمی شه و یا لااقل اصولی، درست نمی شه. سعی کن با دوستی و روش های غیرمستقیم،  کم کم متوجهش کنی که با اومدنش چه اتفاقاتی تو زندگیتون می افته. مطمئن باش اگه درست برخورد کنی، خودش منصرف می شه. باید راهش رو پیدا کنی.

******

سلام هم اندیشان؛ فکرکنم منم با کمک شما یه هم اندیش واقعی شدم. آخه می دونید چی شده؟ بعد از مدت ها کدورت و قهر با جاریم، بالاخره پاپیش گذاشتم و بهش پیام دادم و باعث رفع ناراحتی شدم. ممنون که هستید.

(کوثر از قزوین)

******

سلام؛ به نظر من عشق، بعد از ازدواج هم می تونه ادامه داشته باشه به شرطى که قبل از ازدواج یه عشق واقعى صورت گرفته باشه. عشق منطقى. عشق همراه با شناخت کامل از طرف، می تونه همیشه ادامه داشته باشه.

(هادى از اهواز)

امید: همونطور که گفتم این بخش خیلی مهمی از کاره؛ ولی همه اش نیست.

******

سلام آقا امید به نظر من سرچشمه مشکلات نداشتن مهارته. وقتی یه موضوعی پیش میاد و ما بلد نیستیم که چه رفتاری از خودمون نشون بدیم و چطور با همسرمون صحبت کنیم که ناراحت نشه و یا حتی سر یه موضوع جبهه می گیریم اینا همه باعث می شه رفته رفته عشقمون کمرنگ بشه و یا حتی زندگی از هم بپاشه و الا عشق، هیچ وقت الکی از بین نمی ره؛ پس هر وقت به مشکلی برخوردین ریشه یابی کنید ببینید کجا اشتباه کردید و با مطالعه کردن، سطح مهارهاتون رو بالا ببرید و البته دو اصل مهم دیگه تو زندگی گذشت و صبور بودن هست که خیلی بهمون کمک می کنه. امیدوارم همواره عشقتون پررنگ و بادوام باشه.

(فاطمه نوری، 25 ساله از اراک)

امید: به امید خوشبختی همتون که البته با تلاش و همت و آگاهی، میسره. فردا دوشنبه ساعت ده صبح تو برنامه اردیبهشت شبکه چهار می بینمتون. دعا کنین برنامه خوبی بشه. کلی عکس هم قراره نشون بدیم.

تعداد پیامک های دیروز: 3045

به اشتراک بگذارید...

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

مطالب مشابه:

  1. هم اندیشان پنجشنبه 29 اسفند 1392
  2. هم اندیشان چهارشنبه 28 اسفند 1392
  3. هم اندیشان سه شنبه 27 اسفند 1392
  4. هم اندیشان دوشنبه 26 اسفند 1392
  5. هم اندیشان یکشنبه 25 اسفند 1392
  6. هم اندیشان شنبه 24 اسفند 1392
  7. هم اندیشان پنجشنبه 22 اسفند 1392
  8. هم اندیشان چهارشنبه 21 اسفند 1392
  9. هم اندیشان سه شنبه 20 اسفند 1392