• یکشنبه 1394/02/13 - تعداد بازدید 6 مرتبه
    س ل ا م؛ ببخشید که امروز سلامم شل و وله! آخه نه اینکه چند روز، تعطیلی بوده؟ حسابی پشتم باد خورده! نگران نباشینا! درست می شه. چند تا پیامک بخونم ت
  • چهارشنبه 1394/02/09 - تعداد بازدید 13 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ خودتونو برا اولیش آماده کنین...  
  • سه شنبه 1394/02/08 - تعداد بازدید 26 مرتبه
    امید: سلااااااام بر دوستان بامرااااااام؛ راستش! آدما گاهی به دلایل مختلف، گیج می زنن. گاهی بدجور و گاهی هم کم جور! منم ظاهرا دیروز بدجور گیج ز
  • دوشنبه 1394/02/07 - تعداد بازدید 56 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ خدا حفظتون کنه دوستان بامرااااام
  • یکشبنه 1394/02/06 - تعداد بازدید 68 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ می گم اگه یه راننده به پلیس بگه: "باور کن تا حالا من یواشکی بارها با سرعت 180 تا هم رفتم و هیچ اتفاقی نیفتاده. بذارین من راحت ب
  • شنبه 1394/02/05 - تعداد بازدید 80 مرتبه
    امید: سلااااام؛ می دونین الان تو ذهنم داره چی می گذره؟ اینکه شماها خیلی خوبین. خیییییلی!... دلیل دارم براش. فکر نکنین رو هوا دارم حرف می زنم. دلی
مشاهده آرشیو کامل مطالب
کمی طاقت داشته باشید...
مشاهده تالارهای اعضا

    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 19 اسفند 1392
    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 12 اسفند 1392
    • همایش هم اندیشان دزفول ، اهواز ، اندیمشک ، شوشتر - در دزفول
    • 24 بهمن 1392
    • همایش هم اندیشان تهرانی - قرچک ورامین
    • 8 آذر 1392
    • همایش اندیشه سبز - مشهد مقدس
    • 9 آبان 1392
    • هم اندیشان در همایش بزرگداشت حافظ
    • 19 مهر 1392
    • چهارمین میزبان هم اندیشان در صداوسیما : برنامه پنجشنبه اردیبهشت
    • 18 مهر 1392
    • سومین حضور امید در تلویزیون - برنامه اردیبهشت
    • 8 مهر 1392
    • همایش هم اندیشان مشهد مقدس
    • 27 شهریور 1392
    • اولین همایش طرح همیاری بانوان هم اندیش
    • 26 مرداد 1392
    • حضور امید در برنامه طلوع
    • 1391
    • اولین تصویر گرفته شده از پیام
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • فعالیت های شخصی و ابراز علاقه هم اندیشان
    • نمایشگاه کتاب 1392
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • اردیبهشت 1392
    • همایش یزد هم اندیشان
    • اسفند 1391
    • اولین همایش هم اندیشان تهرانی
    • 22 مهر 1391

« در حال حاضر باشگاه هم اندیشان فعالیتی ندارد. ادامه بحث ها در وبلاگ جناب بیدگلیان جریان دارد »


اگر در این سایت عضو می شوید ، حتما شهر خود را نیز وارد کنید.
پس از عضویت در این سایت می توانید در بخش انجمن های تخصصی به فعالیت پرداخته و با دیگر هم اندیشان بحث و گفتگو داشته باشید.

»آرشیو پیامکهای باشگاه

»آلبوم عکس خاطرات

»آلبوم فیلم

»درباره هم اندیشان

»مرجع شماره های کاربردی


هم اندیشان شنبه 26 مرداد 1392

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: 1392 ، بحث آزاد ،

هم اندیشان شنبه 26 مرداد 1392

سلام به همگی؛ می خواستم از شما عزیزان تشکر کنم. من خیلی مواقع وقتم رو پای سریال ها می گذروندم. به خصوص تابستون و خیلی کلافه می شدم؛ ولی با راهنمایی شما امسال کتابخونه عضو شدم. دوستار کتاب بودم؛ ولی الان عاشق کتابم و چند روزه دارم زبان انگلیسی رو به روش امید می خونم؛ یعنی از پایه (از دوره راهنمایی)، ممنون که هستین. الهی همیشه شاد و سلامت باشین.

(ریحانه، ٦٨، زنجان)

امید: سلام؛ خوشحالم که دوباره می بینمتون؛ با وجود شماها خیلی حالم بهتر می شه. می گم: می بینین برنامه و هدف داشتن چقدر تو روحیه انسان تاثیر می ذاره؟ من می دونم الان تو دل ریحانه خانوم چه خبره. یه شادی و شعف ویژه، به خاطر برنامه های خوبی که در پیش گرفته... با هیچ چیز نمی شه عوضش کرد...

******

مبارزه: زندگی سراسر یعنی همین؛ اما خیلی هامون اون رو با اسم های دیگه می شناسیم. من می دونم مبارزات بزرگی پیش رو دارم؛ اما اولینش اینه که دختر بودن رو یاد بگیرم؛ چون ما داریم فراموش می کنیم زن بودن، دختر بودن، ظریف بودن... یعنی چی؟ اخلاق و رفتارمون داره مردونه می شه....

******

مبارزه: سلااااام! اگه گفتین الان کجام؟ در حین خوردن شام عروسی! خب این به شما چه ربطی داشت؟! الان می گم. راستش! نوشابه داره چشمک می زنه؛ اما... یه مبارزه جدید شروع شد! از سلاح آب معدنی استفاده می کنم! پیش به سوی پیروزی!

‏(آرزو، اصفهان)

امید: حالا شام چی هست؟ اگه کبابه، پیاز هم باهاش بخور...

******

سلام امید؛ امروز خودم با صدای اذان واسه نماز صبح بیدار شدم! نمی دونی چقدر کیف کردم! لبخند خدا رو حس کردم! راستش! بیشتر وقتا نماز صبحم رو آخر وقت...

(نجمه از یزد)

******

سلام امید؛ به هم اندیشان توصیه می کنم کتاب: اینگونه زندگى شاد و خوشبختى داشته باشید؛ نوشته: دکتر عباس عطارى رو بخونن و از زندگیشون لذت ببرن.

(مریم و محسن از کاشمر)

******

سلااااااام بر هم اندیشان عزیز؛ اینقدرخوشحالم که نگو! حالا احساس می کنم واقعا یه هم اندیش واقعى شدم. من از تمام تجربه هاى دوستانم براى بهتر شدن زندگیم استفاده می کنم و افتخار می کنم همچین خانواده بزرگى به نام هم اندیشان دارم.

(نازنین و احمد، همسرش و هم اندیش آینده سجاد)

******

سلام؛ من می خواستم به دخترایی که پاکدامنیشون رو به خاطر پسری از دست می دن بگم: اگه واقعا اون پسر شما رو دوست داشته باشه از همون اول با خانوادتون صحبت می کنه یا اگه موقعیت ازدواج نداره صبر می کنه تا به موقعیتی که می خواد برسه نه اینکه پاکی شما رو ازتون بگیره و در آخر بگه من موقعیت ازدواج ندارم.

(عاطفه شیرمرد، ۲۱ ساله)

امید: یادتونه یه بار یکی از مادران هم اندیش گفت: عروسی گرفتن و خبردار شدن همه و دعوت دوست و فامیل تو مراسم، حکمتش اینه که باعث محکم شدن ازدواج می شه. عروس و داماد، هر وقت یاد شب عروسی و اون برو و بیا و دوست و آشناهایی که بهشون تبریک گفتن و... می افتن دیگه به سادگی نمی تونن تا یه چیزی می شه زیر قول و قرارهایی که با هم گذاشتن بزنن. حالا تصور کنین دو نفر بدون اطلاع حتی پدر و مادرهاشون با هم قول و قرار و رابطه دارن. خب معلومه که احتمالش زیاده تا یه چیزی می شه و یا تا موقعیتی برای یکی پیش می یاد به فکر بیافته و بخواد زیر قرارش بزنه. اصلا کسی که تعهد نداره و بدون رضایت پدر و مادر طرف مقابل، باهاش رابطه داره می تونه جاهای دیگه متعهد باشه؟!

******

سلام آقا پیام و هم اندیشان؛ خنگول یه ساندویچی می زنه. یه مشترى میاد می گه: یه ساندویچ بده ولی خیارشور توش نذار. خنگول می گه: خیار شور ندارم می خواى به جاش گوجه توش نذارم.

(فرهاد، کوهدشت، روبرو کتابخونه شهرک)

امید: از آدرس دادنت خوشم اومد!

******

سلام به امید و هم اندیشان؛ امیدوارم حال همگی خوب باشه. امید می خواستم بپرسم چطوری می شه کاری کرد که امروز آدما با دیروزشون فرق داشته باشه و هر روز، تکراری نباشه. خیلی تو فکرشم.... از شما ممنونم.

(زهرا یک هم اندیش از بیرجند)

امید: باور کنین اگه بخوایم، اونقدر کار انجام نشده تو زندگی هممون هست که اگه سراغش بریم می تونه هم زندگیمون رو و هم حال و احوالمون رو عوض کنه. دیدین ریحانه خانوم امروز چه حال خوبی داشت؟! این فقط یه گوشه کاره.

******

سلام امید؛ دوستان می تونن تو پیتزا به جای سوسیس، سینه مرغ ریز شده رو کمی تفت بدن و روش پودر سیر بریزن. دقیقا طعم سوسیس رو داره. بوی خوش سوسیس واسه سیره.

******

سلام؛ مژده! مژده! خبر خوش... الان 5 شنبه ساعت هفده و بیست دقیقه است و شبکه تهران برنامه خانواده داره. یه آقای دکتر اومده که مخترع ظروف پلاستیکی یکبار مصرف تجزیه پذیره که کمتر از 6 ماه جذب خاک شده و ضرری برا محیط زیست نداره. در ضمن متاسفانه کشور ما جزو ده کشور اولی هست که مصرف کننده ظروف یکبار مصرفه و گفت سعی کنیم موقع خرید از پلاستیک کمتری استفاده کنیم و هر کیسه پلاستیکی رو حداقل چند بار استفاده کنیم تا از این راه پلاستیک کمتری وارد محیط زیست بشه.

(ی مادر دلسوز 47 ساله از دزفول)

******

سلام ها؛ الان ساعت دوازده و نیم شبه. سرم به شدت درد گرفته. از دست همسایه های بی ملاحظه ای که فکر می کنن چون خودشون خوابشون نمیاد و حالشون خجسته اس حق دارن با صدای بلند مهمون بدرقه کنن یا با بچشون توی حیاط گل کوچیک بزنن. حالا صدای ضبط ماشینا ک دیگه بماند. خونه رو می لرزونه. شرمنده! فقط می تونستم شکایتشونو پیش شما بیارم تا شاید فرجی بشه.

(ارغوان)

امید: خدا رو شکر که بالاخره رفتن! آخه بعضی هاشون به این راحتی نمی رن و تا دم دمای صبح... راستی! ببخشید که به خاطر طرح همیاری و همایشی که به خاطرش تو شبکه چهار برگزار شد، امروز پیامک ها کمتره. جبران می کنیم.

به اشتراک بگذارید...

کد امنیتی رفرش

مطالب مشابه:

  1. هم اندیشان پنجشنبه 29 اسفند 1392
  2. هم اندیشان چهارشنبه 28 اسفند 1392
  3. هم اندیشان سه شنبه 27 اسفند 1392
  4. هم اندیشان دوشنبه 26 اسفند 1392
  5. هم اندیشان یکشنبه 25 اسفند 1392
  6. هم اندیشان شنبه 24 اسفند 1392
  7. هم اندیشان پنجشنبه 22 اسفند 1392
  8. هم اندیشان چهارشنبه 21 اسفند 1392
  9. هم اندیشان سه شنبه 20 اسفند 1392