close
رزرو هتل
هم اندیشان چهارشنبه 12 تیر 1392 - باشگاه هم اندیشان


  • یکشنبه 1393/12/24 - تعداد بازدید 1047 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ می گم زمستون سال نود یادتونه؟ اون موقعی که تو باشگاه متولد شدم و شماها با هزار آرزو و امید، اسمم رو \"امید\" گذاشتین؟...
  • شنبه 1393/12/23 - تعداد بازدید 843 مرتبه
    امید: سلااااااااام؛ خوبین؟ خوبء خوب؟ خیالم راحت باشه؟... باشه! پس بریم ببینیم از زندگی بعد از هم اندیشان چه خبر؟...
  • چهارشنبه 1393/12/20 - تعداد بازدید 735 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ می گم می دونین؟ واقعیت اینه که اگه آدمیزاد بتونه خودش رو بسازه، رو دنیای اطرافش هم تاثیرات مثبت زیادی می ذاره. چی بهتر از این
  • سه شنبه 1393/12/19 - تعداد بازدید 656 مرتبه
    امید: تازگیا؟!! دلمو شکوندی! (الکی مثلا) بابا! ما عمریه یه پا نمکدونیم برا خودمون! سلاممو ببینین چه با نمکه؟ سلااآاآاآاآم
  • دوشنبه 1393/12/18 - تعداد بازدید 1035 مرتبه
    امید: دنبالم نگردین، من اینجام. سلاااااااام؛ راستش یادمه یه بار یکی داشت برام می گفت: تو کشورهای پیشرفته برا مردم جا افتاده که هر جا می رن (به
  • یکشنبه 1393/12/17 - تعداد بازدید 694 مرتبه
    امید: سلااااام؛ می گم عجب فکر بکری کردیما. منظورم اون تصمیمه اس. همون تصمیمه دیگه! که قرار شد تاثیراتمون از باشگاه تو سالی که گذشت رو بگیم.
مشاهده آرشیو کامل مطالب
کمی طاقت داشته باشید...
مشاهده تالارهای اعضا

    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 19 اسفند 1392
    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 12 اسفند 1392
    • همایش هم اندیشان دزفول ، اهواز ، اندیمشک ، شوشتر - در دزفول
    • 24 بهمن 1392
    • همایش هم اندیشان تهرانی - قرچک ورامین
    • 8 آذر 1392
    • همایش اندیشه سبز - مشهد مقدس
    • 9 آبان 1392
    • هم اندیشان در همایش بزرگداشت حافظ
    • 19 مهر 1392
    • چهارمین میزبان هم اندیشان در صداوسیما : برنامه پنجشنبه اردیبهشت
    • 18 مهر 1392
    • سومین حضور امید در تلویزیون - برنامه اردیبهشت
    • 8 مهر 1392
    • همایش هم اندیشان مشهد مقدس
    • 27 شهریور 1392
    • اولین همایش طرح همیاری بانوان هم اندیش
    • 26 مرداد 1392
    • حضور امید در برنامه طلوع
    • 1391
    • اولین تصویر گرفته شده از پیام
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • فعالیت های شخصی و ابراز علاقه هم اندیشان
    • نمایشگاه کتاب 1392
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • اردیبهشت 1392
    • همایش یزد هم اندیشان
    • اسفند 1391
    • اولین همایش هم اندیشان تهرانی
    • 22 مهر 1391

« برای مشاهده جدیدترین مطالب هم اندیشان به وبسایت پیام نمای شبکه چهار سیما مراجعه نمایید »


اگر در این سایت عضو می شوید ، حتما شهر خود را نیز وارد کنید.
پس از عضویت در این سایت می توانید در بخش انجمن های تخصصی به فعالیت پرداخته و با دیگر هم اندیشان بحث و گفتگو داشته باشید.

»آرشیو پیامکهای باشگاه

»آلبوم عکس خاطرات

»آلبوم فیلم

»درباره هم اندیشان

»جدیدترین خبرهای امروز

»ارسال تصاویر منتخب شما

»مرجع شماره های کاربردی


هم اندیشان چهارشنبه 12 تیر 1392

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده () | مربوط به موضوع: 1392 ، بحث آزاد ،

سلام به امید و پیام و هم اندیشان عزیز؛ یه سلام قشنگ و پر انرژی به همتون. راستش منم از همون آدمایی بودم که فکر می کردم هم اندیشان روم تاثیری نداره؛ ولی به خودم اومدم و دیدم کم کم دارم دور شیرینی پر از خامه رو خط می کشم. دارم مهربونتر می شم. دارم سعی می کنم در مورد دیگران زود قضاوت نکنم! دیدم برام مهم شده که آشغال نریزم. دیدم چقدر تو بحثای گروهی موفق تر شدم و تونستم دوستم رو کلی راجع به اشتباهش راهنمایی کنم؛ البته واقعا قبول دارم بعضی اوقات این کارها رو کامل انجام نمی دم و دارم کم کم تمرین می کنم تا انجام بدم. به قول امید: "کم کم!" نباید انتظار داشته باشین یهو بشین یه آدم فوق العاده همه چی تموم! هر روز کارای خوبتون رو بیشتر کنین؛ حتی شده یه کار خوب کوچیک! امیدوارم همیشه باشگاه و تک تک مسؤلای زحمت کشش پاینده و سرافراز باشن.

(شیدا و دوست صمیمیش، دوستدار واقعی باشگاه ارزشمندمون)

امید: سلاااام دوستای خوبم؛ خوش به حالمون که چنین جمع صمیمی و دوستای به این خوبی داریم. نه؟!   

******

سلام؛ به یاد بسپار: طبیعت، چهره شما را شکل داده؛ اما حالت آن به شما بستگی دارد! هم اندیشای دوست داشتنی! بحث خوبیه! ادامه بدیمش لطفا، شما هم اندیش محترم هم نظرت رو بگو. بله، با شما هستما!!

(سحر، 26 ساله از بندرانزلی، کارشناسی ارشد ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان)

******

سلام؛ راهنمایی: به آقا حسین از مشهد (که چند هفته بعد از عروسی هنوز نتونسته با همسرش رابطه عاطفی لازم رو برقرار کنه) پیشنهاد می کنم کتاب: "رازهای عشق ورزی" از باربارا دی آنجلیس رو مطالعه کنن. مطالبی از کتاب: عشق ورزیدن و بیان احساس دوست داشتن همسرتان به زندگی لطمه نمی زند، آن عشق نورزیدن است که  آسیب می رساند.

(ریحانه)

******

راهنمایى: سلام؛ داداش حسین! شما باید احساستو ازطریق حرف زدن به همسرت منتقل کنى؛ چون خانوما ازطریق گوش، عاشق می شن. خوشبخت باشین.

(کژال.ب، سنندج)

******

اولین قدم در راه دریافت عشق این است که یاد بگیرید: این شما هستید که اجازه نمی دهید دوست داشتنی باشید و دیگران دوستتان داشته باشند. از کتاب "رازهای عشق ورزی" اثر: باربارا دی آنجلیس.

(سارا از شهرکرد)

******

راهنمایی: برادر خوب! حسین آقا! به نظر من سعی کنید تو خونه مهارت هاتونو به هم نشون بدین. از خاطرات شیرینتون تو زندگی، از دلیل انتخابتون، از آرامش داشتن در کنار هم، کمک کردن تو کار خونه به همسرتون، برای همسرتون شعر بخونید، پیامک عاشقانه بفرستید و بدونید که خدای خوبی همیشه پشتیبان شماست.

(شهلا، مامان مبینا و عاشق همسرش محمدرضا، کرج)

******

مشاعره: تا توانی می گریز از یار بد

یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تو را بر جان زند

یار بد بر جان و بر ایمان زند

لطفا (د) بدین.

(میرزاپور از همدان، روستای خورونده)  

******

سلام؛ مشاعره با ت:

تا که از جانب معشوق نباشد کششی

کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد!!

حالا دال بدید!

(دختر امیدوار)

******

سلام بر هم اندیشان عزیز و دوست داشتنی؛ خواستم بگم که دوستان من! باید قدر سلامتیمون رو بدونیم. الان من بیمارستان کار داشتم. واقعا صدهزار مرتبه خدا رو شکر کردم که نعمت بزرگی به اسم سلامتی بهمون داده.

(علیرضا، 72)

امید: فکر کنم همه به شدت موافقن که سلامتی، بزرگترین نعمت خداونده. خب! اگه اینطوره؛ پس چرا بعضی ها به فکر سلامتیشون نیستن؟ درسته که بعضی بیماری ها واقعا دست خودمون نیست؛ اما بخش زیادیش هم به سبک زندگی که در پیش می گیریم بستگی داره و به همین خاطره که باید از مصرف چیزهای مضر، دوری کنیم.

******

پاسخ: سلام؛ روشنه! تاریخ به شما پاسخ می ده. اجدادمون رو با نسل امروز کنار هم بذارین. ببینید چقدر عمرشون بلندتر بوده و سالمتر بودن. اون موقع بیماریی مثل سرطان ناشناخته و نادر بوده اما الان چطور؟ ما عمر و امید به زندگی رو خیلی خیلی کوتاه کردیم. به 50 سال سن می گیم: اوووه چقدررر زیاد! چه کار داریم می کنیم با این امانت خدا!؟

(یه هم اندیش 20 ساله)

******

پاسخ: آقا علی! پاسخ شما اینه که ما با مصرف مواد مضر که فورا نمی میریم بلکه ممکنه به بیماری هایی دچار بشیم که از مردن بدترن...

(پریا از شیراز)

******

سلام؛ پاسخ: یه ضرب المثلی هست که می گه: کم بخور همیشه بخور. مصداق سوال شماست. خب! اگه پیشگیری نکنیم چند سال دیگه به انواع بیماری های چربی و قند و... دچار می شیم. به خصوص که تعداد سکته ها جدیدا تو سنین پایین رخ می ده که مطمئنا همتون در اطرافتون شاهد بودین. اینجوری می شه که با پیشگیری نکردن در آینده عمر انسان به نصف می رسه. درضمن؛ دور از جون همتون.

(راضیه باقری، تولم شهر، لاکسار)

******

(سارام، 21 ساله از فاز یک اندیشه، شیطون کشتی)

ه = همت

م = مقاومت

ا = اراده قوی

ن = نشاط و شادی

د = درایت

ی = یل (پهلوان)

ش = شجاعت

ا = اتحاد و یکپارچگی

ن = نظم

آره! اینا ویژگی هم اندیشانه! گرفتی امید خان؟؟؟

امید خان!: ببخشید! امید: گرفته بودم! گرفته بودیم!...  

******

سلام؛ از اونایى که قرآنو فقط روخوانى می کنن یه سوال دارم: اگه یه دوست عزیزى از یه جاى دور به یه زبون جدید که شما بلد نیستید براتون نامه بده، شما چکار می کنید؟ دائم اونو می ذارین جلوتونو بدون اینکه بفهمید توش چی نوشته یا ازتون چی خواسته هی می خونیدش؟ یعنی کنجکاو نمی شید ببینید معنیش چیه؟ من که هیچوقت قرآنو بدون معنیش و معنیشو بدون خودش نمی خونم. فکر می کنم اگه دو صفحه قرآن با معنى بخونم بهتر از ده صفحه بدون معنیه؛ البته امیدوارم بتونم بهش درست عمل کنم. واقعا قرآن بین ما مظلوم واقع شده. تا کى می خوایم فقط واسه نذر و نیازامون تند و تند ختمش کنیم؟!

******

سلام امید! به پدر و مادرا بگو اگه خواستن، بچه هاشونو بکشن؛ ولی هرگز بینشون تبعیض قائل نشن؛ چون خرد شدن شخصیت و نابود کردن اعتماد به نفس یک انسان کمتر از قتل نیست و حتی بسیار دردناکتره! بگو که شما پدر و مادرا در مقابل خدا مسئولید؛ پس تو رو خدا سلیقه ای عمل نکنید و همه فرزندانتون رو به یک میزان دوست بدارید. من خودم قربانی تبعیضم!

امید: این پیامک رو گذاشتم تا هم پدر و مادرای فعلی و هم پدر و مادرای آینده حواسشون باشه که... 

******

راهکار: با سلام؛ یه روانشناس در مورد این موضوع می گفت: اکثر والدین بین بچه هاشون فرق می ذارن؛ ولی تنها بچه هان که متوجه می شن و خود والدین متوجه نمی شن و به خاطر همینه که این واقعیت رو قبول نمی کنن؛ پس بهتره بچه ها یه جوری با این مساله کنار بیان. واقعا والدین بی تقصیرن؛ چون از این حس آگاهی ندارن. در نتیجه، قبول هم نمی کنن. خودتون رو جای اونا بذارید. واقعا چه واکنشی نشون می دین؟

******

سلام؛ وقتی داشتم درمورد راهکارهای تربیتی بچه های کوچک تحقیق می کردم به این نتیجه رسیدم که حرف زدن و تذکر دادن مستقیم بدترین راه بحران ساز ممکنه و حتی نمی شه اسمشو گذاشت راه حل! منیژه جان! اون ها بچه بودن حالا اگه به پدر و مادر رک و راست بگی بین ما فرق می ذارید که دیگه واویلا!!! نتیجه این کار چه باور ما درمورد پدر و مادرمون درست باشه چه نه، فقط تشدید بحرانه! اول باید مطمئن بشی رفتار تو مشکل نداره. بعد اگه قلبا ایمان آوردی که خودت خوبی باید غیر مستقیم وادارشون کنی درمورد رفتارشون اول فکر و بعد تجدید نظر کنن که مناسب ترین راهکار هم به نظر من رفتار خیلی بهتر با پدر و مادر نازنیته که مطمئن باش واسشون خیلی عزیزی!

******

راهکار: به نظرم بچه هایی که مورد کم لطفی والدین قرار می گیرن به اندازه بچه محبوب، با والدین ارتباط صمیمی برقرار نکردن و اونقدر روی جزئیات تبعیض تمرکز کردن که دیگه یادشون رفته برای دوست داشته شدن باید دوست داشت. بچه های مورد محبت، همونی هستن که در محیط خانواده  خوش اخلاقتر و مهربانتر هستن؛ پس باید انسان، خودش با اخلاق اصلاح شده اش قدم پیش بذاره.

(نگین از کرمانشاه)

******

راهکار: به نظر من هیچ راهکاری برای حل این مشکل بزرگ وجود نداره؛ چون خودم ازین مشکل بزرگ رنج می برم... همه راه ها رو هم رفتم؛ ولی بی نتیجه بوده. من فقط دو سال از خواهرم کوچیکترم؛ ولی همیشه بینمون فرق بوده. همیشه خوبا واسه اون بوده. هر کاری ام انجام دادم با خانواده ام مهربون بودم، حرفشونو گوش دادم، تو روشون واینستادم، احترامشونو گذاشتم و... ولی هیچکدوم ازین کارام به چششون نیومده.... الان تنها کاری که انجام دادم اینه که رابطمو با خونوادم کمرنگ کردم وکمتر باهاشونم. زیاد باهاشون حرف نمی زنم.

(...، 18 ساله)

امید: مطمئنی که همه اون کارها، از ته دل بوده؛ چون اگه اینطور نباشه جواب نمی ده.      

******

زندگی و سرنوشت هر شخصی را باورها و افکارش تشکیل می دهند. به قول یک روانشناس: بگو چگونه فکر می کنی تا بگویم چگونه زندگی می کنی؟! پس هیچ تفاوتی نمی کند اگر ابرها بالای سرت باشند یا نباشند، شادی ات را به روز آفتابی موکول نکن... آسمان با احساس تو آبی می شود!

(افسانه.ب، 22 ساله، ایوان)

******

سلام به دوستاى خوبم و داداش امید! می دونید فلسفه اختراع سرسره براى بچه ها چی بوده؟ براتون می گم: می خواهند از کودکی به آدم بیاموزند که صعود، چقدر سخت و سقوط، چقدر آسان است! لحظه هاتون خدایى.

(الهام، همونی که خیلی دوستون داره)

******

راهکار: سلام... شاید ماها از موضوع "تفاوت قائل شدن بین بچه ها" درک درستی نداریم. باید ببینیم از نظر ما فرق گذاشتن بین بچه ها از طرف پدر و مادر به چه چیزی اطلاق می شه؟! به نظرم وقتی می تونیم همچین ادعایی بکنیم که پدر و مادر یه فرق اساسی بین ما بچه هاشون بذارن... مثلا بذارن یکی تحصیل کنه یکی نه و البته دلیل قانع کننده ای هم نداشته باشن و مثلا فرقای دیگه که رو زندگی و آینده، تأثیر جدی داشته باشه... و الا والدین باید برامون خیلی محترم باشن که به خاطر چند تا قربون صدقه رفتن خواهر یا برادرمون و کارایی ازین قبیل باعث رنجش ما ازشون بشه..!

(افشانه، از الان پشت کنکوری شده، سلماس، روستای هبلران)

******

پاسخ: سلام؛ کی گفته اگه آدم قند و شکر مصرف کنه و گاهی تو یه بار مصرف غذا بخوره و... با درد و رنج می میره؟ یه روزی می رسه که پیر شدیم اونوقت می شینیم با خودمون می گیم ای کاش یکم به خودم آسون تر می گرفتم. گاهی بی خیال، بستنی می خوردم. نذری ها رو رد نمی کردم. گاهی شبا دیر می خوابیدم و آهنگ گوش می دادم. آخه مگه دنیا چنده روزه؟!

(سحر، دانشجوی شیمی، قزوین)

امید: آبجی خوبم! تو سخت نگرفتن زیاد، با شما موافقم. چه اشکالی داره که گاهی بی خیال یه بستنی بخوریم و با تمام وجود، لذتش رو ببریم. گاهی...  اما حواسمون باشه که رو زندگیمون مسلطیم. زندگی ماشینی نباشه که رو ما سوار شده و داره بدجور می تازه و می بردمون به ناکجا آباد...

******

سلام دوستان؛ سر موضوع مهارت ارتباط با خانواده همسر، پیامک زدم و از آقا امید راهنمایى خواستم. پیشنهاد دادن از 2 عنصر تدبیر و صبر، کمک بگیرم. منم همین کار رو کردم. تدبیر، جواب داد. تو همین مدت کم همسرم بهتر از قبل هوادارمه. تدبیر، جواب داد؛ ولى چون ما تو دوران عقد هستیم، همسرم قول استقلال و حفظ حریم زندگیمونم داد؛ البته براى بعد عروسى. چون فعلا به قول خودش یه بام و 2 هواییم. الانم می گم: حاضرم به خاطر همسرم و زندگیم بازم صبر کنم. ممنونم.

(فهیم، اصفهان)

******

سلام امید! دختری 7 ساله دارم که شب ادراری داره. روانپزشک متخصص اطفال و متخصص کلیه بردم. داروهای همه رو مصرف کرده؛ ولی خوب نشده به نظر شما چه کار کنم؟

امید: همکارم که فرزندش با همچین مشکلی روبر هستش می گه: مهمترین کاری که پدر و مادرها تو چنین وضعیتی باید انجام بدن اینه که با بچه، بدرفتاری نکنن و باعث استرسش نشن. اصلا به روش نیارن؛ چون استرس، باعث بدتر شدن اوضاع می شه. خب! امیدوارم که از مطالب امروز، راضی بوده باشین. از هم اندیشای عزیزی هم که پیامک های قشنگشون فرصت درج شدن پیدا نکرد عذر می خوام. می دونم که شرایط رو درک می کنن و ما رو می بخشن.

تعداد پیامک های دیروز: 3457

تعداد پیامک های درج شده: 25

به اشتراک بگذارید...

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

مطالب مشابه:

  1. هم اندیشان پنجشنبه 29 اسفند 1392
  2. هم اندیشان چهارشنبه 28 اسفند 1392
  3. هم اندیشان سه شنبه 27 اسفند 1392
  4. هم اندیشان دوشنبه 26 اسفند 1392
  5. هم اندیشان یکشنبه 25 اسفند 1392
  6. هم اندیشان شنبه 24 اسفند 1392
  7. هم اندیشان پنجشنبه 22 اسفند 1392
  8. هم اندیشان چهارشنبه 21 اسفند 1392
  9. هم اندیشان سه شنبه 20 اسفند 1392