close
تبلیغات در اینترنت
هم اندیشان سه شنبه 28 مرداد ماه 1393 - باشگاه هم اندیشان


  • یکشنبه 1393/12/24 - تعداد بازدید 1067 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ می گم زمستون سال نود یادتونه؟ اون موقعی که تو باشگاه متولد شدم و شماها با هزار آرزو و امید، اسمم رو \"امید\" گذاشتین؟...
  • شنبه 1393/12/23 - تعداد بازدید 859 مرتبه
    امید: سلااااااااام؛ خوبین؟ خوبء خوب؟ خیالم راحت باشه؟... باشه! پس بریم ببینیم از زندگی بعد از هم اندیشان چه خبر؟...
  • چهارشنبه 1393/12/20 - تعداد بازدید 750 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ می گم می دونین؟ واقعیت اینه که اگه آدمیزاد بتونه خودش رو بسازه، رو دنیای اطرافش هم تاثیرات مثبت زیادی می ذاره. چی بهتر از این
  • سه شنبه 1393/12/19 - تعداد بازدید 671 مرتبه
    امید: تازگیا؟!! دلمو شکوندی! (الکی مثلا) بابا! ما عمریه یه پا نمکدونیم برا خودمون! سلاممو ببینین چه با نمکه؟ سلااآاآاآاآم
  • دوشنبه 1393/12/18 - تعداد بازدید 1062 مرتبه
    امید: دنبالم نگردین، من اینجام. سلاااااااام؛ راستش یادمه یه بار یکی داشت برام می گفت: تو کشورهای پیشرفته برا مردم جا افتاده که هر جا می رن (به
  • یکشنبه 1393/12/17 - تعداد بازدید 711 مرتبه
    امید: سلااااام؛ می گم عجب فکر بکری کردیما. منظورم اون تصمیمه اس. همون تصمیمه دیگه! که قرار شد تاثیراتمون از باشگاه تو سالی که گذشت رو بگیم.
مشاهده آرشیو کامل مطالب
کمی طاقت داشته باشید...
مشاهده تالارهای اعضا

    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 19 اسفند 1392
    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 12 اسفند 1392
    • همایش هم اندیشان دزفول ، اهواز ، اندیمشک ، شوشتر - در دزفول
    • 24 بهمن 1392
    • همایش هم اندیشان تهرانی - قرچک ورامین
    • 8 آذر 1392
    • همایش اندیشه سبز - مشهد مقدس
    • 9 آبان 1392
    • هم اندیشان در همایش بزرگداشت حافظ
    • 19 مهر 1392
    • چهارمین میزبان هم اندیشان در صداوسیما : برنامه پنجشنبه اردیبهشت
    • 18 مهر 1392
    • سومین حضور امید در تلویزیون - برنامه اردیبهشت
    • 8 مهر 1392
    • همایش هم اندیشان مشهد مقدس
    • 27 شهریور 1392
    • اولین همایش طرح همیاری بانوان هم اندیش
    • 26 مرداد 1392
    • حضور امید در برنامه طلوع
    • 1391
    • اولین تصویر گرفته شده از پیام
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • فعالیت های شخصی و ابراز علاقه هم اندیشان
    • نمایشگاه کتاب 1392
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • اردیبهشت 1392
    • همایش یزد هم اندیشان
    • اسفند 1391
    • اولین همایش هم اندیشان تهرانی
    • 22 مهر 1391

« برای مشاهده جدیدترین مطالب هم اندیشان به وبسایت پیام نمای شبکه چهار سیما مراجعه نمایید »


اگر در این سایت عضو می شوید ، حتما شهر خود را نیز وارد کنید.
پس از عضویت در این سایت می توانید در بخش انجمن های تخصصی به فعالیت پرداخته و با دیگر هم اندیشان بحث و گفتگو داشته باشید.

»آرشیو پیامکهای باشگاه

»آلبوم عکس خاطرات

»آلبوم فیلم

»درباره هم اندیشان

»جدیدترین خبرهای امروز

»ارسال تصاویر منتخب شما

»مرجع شماره های کاربردی


هم اندیشان سه شنبه 28 مرداد ماه 1393

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده () | مربوط به موضوع: 1393 ، راه های جلوگیری از تنهایی و کلافگی خانم های خانه دار ،

هم اندیشان سه شنبه 28 مرداد ماه 1393

سلام!!! به داستانی که می گم دقت کنید. مربوط به بیست سال پیشه! از آموزش و پرورش میان دنبال مادرم و ازشون خواهش می کنن که بیان معلم نهضت بشن؛ چون خیلی زرنگ بودن! مادرم اون موقع منو باردار بودن و سه تا بچه کوچیک دیگم داشتن و فقط به خاطر موندن پیش بچه هاشون و اینکه تنهاشون نذارن به این موقعیت عالی جواب منفی می دن!

(دقت کن امید! ادامه اش در پیام بعدمه)

امید: سلااااام؛ د! بقیه پیامکت کوش؟ هیچی! پیداش کردم... 

******

خلاصه از اون روز به بعد خانومای شاغل فامیل، به مادرم فخر می فروشن و مامانم میاد و در زیرزمینی خونه، خیاطی راه می ندازه. بچه هاشو بزرگ می کنه و از مدرسه که میان در آغوششون می گیره. غذای گرم پیششون می ذاره. جلسه مدرسشونو می ره و خلاصه حواسش به همه چیز هست! حالا بچه هاش همه تحصیلکرده هستن و همه فامیل بهمون حسرت می خورن! خود مادرم شده بهترین و معروفترین خیاط شهر! و جالبتر از همه دختری که من باشم و اون زمان مادرم معلم نشد به خاطر این که منو باردار بود، حالا دانشگاه فرهنگیانم و معلم شدم! واقعا آدم از هر دست بده از همون دست می گیره و مادر منم مزدشو گرفت... و ما بچه هاش همیشه به بودنش و همتش و وجودش افتخار می کنیم چون به هر جا رسیدیم و برسیم خودمونو مدیون مادرمون می دونیم.

(مرضیه)

******

سلام؛ با اینکه عاشق کار بیرونم ولی خودمو قانع کردم که اگه بتونم بچه های موفقی بار بیارم برنده ترم و شیرینیشو تو آینده می چشم. مشکل کلافگی من نداشتن دو تا گوشه. فقط همین! کسی نیست غیر از خدام حرفامو فقط گوش بده. تنهام! تنها! محبت گرونه آقایون؟ لبخند سخته؟ والا ما مسبب مشکلات نیستیم. البته بعضی وقتا خانوما کم لطفی می کنن ولی باور کنید اونم با محبت حله.

******

سلام؛ زینب خانوم! خیلی از مردایی که اینطورین راجع به احساسات زنانه آگاهی ندارن و شاید فکر می کنن تشکر کردن و کارهایی از این قبیل لوس بازی محسوب می شه. باید به جای خودخوری کردن و راه حل هایی مثل فرار از خونه داری و ثابت کردن خود در کارهای بیرون از منزل، به این آقایون آگاهی داد. خانوما می تونن تو فرصتایی که شوهرشون خسته نیست با لحنی خوب راجع به اینجور مسائل حرف بزنن. مثلا اهمیت توجه مرد ب زن. اهمیت خانه داری و تربیت فرزند در اسلام و... البته باید ظرفیت خودشونم بالا ببرن و صبور باشن و به این فکر کنن که حتما شوهرشون خیلی خسته اس که این ظرافت ها رو نمی بینه. بهتره زیاد حساسیت نشون ندن و به خاطر خدا به تلاششون ادامه بدن.

(حدیث)

******

جواب: سلام؛ به نظر من که وقتی غذا و سالاد رو تزئین می کنید اولین کسی که لذتش رو احساس می کنه خود شما هستید. وقتی آراسته هستید هم همینطور؛ پس به نوعی این کارا رو برای خودمون هم انجام می دیم و اما راه حلی که می تونه کمک کننده باشه اینکه باید در مناسبت های خاص و مهمانی ها ترئینات خاص رو انجام داد تا به شکل معمولی تبدیل نشه اما در مورد آراستگی ظاهر خانم خونه دار باید همیشگی باشه اما در مواقع خاص و مناسبت ها خاص تر باشه تا تفاوتش محسوس باشه.

(مهری، 24 ساله، کارشناس ژنتیک از تهران)

******

سلام؛ امید خان! این موچه هه رو نیگا! تو باغچه ى حیاطتمون یه نخ چهار پنج سانتی افتاده که داره جا به جاش می کنه. آخه یکی نیست بهش بگه جناب مورچه خان! این نخ؟ تو؟ خیاطى؟ فکر کنم می خواد لباسی چیزى بدوزه! نه؟؟ نظرت امید؟؟

(ندا از اهر)

امید: فقط خدا از کار این مورچه ها سر در می یاره!

******

سلام؛ امید! رفته بودم کتاب بخرم یه خانومی هم اومده بود واسه دخترش کتاب بخره. فروشنده بهش پلاستیک داد که کتابی که خریده رو بذاره توش. خانوم گفت: چند وقته با طبیعت آشتی کردم. نایلون نمی گیرم! فکر کنم هم اندیش باشه.

(حانیه)

امید: شاید! چون هم اندیشان فقط بخشی از طرفداران محیط زیست در کشورمون هستن. از این طرفدارا کم نیست. 

******

سلام؛ خانم های خونه دار از روزهای تکراری زندگیتون استفاده غیرتکراری کنید شاید هدف از این همه تکرار همین باشه.

(سارام، دانشجوی روانشناسی از خرم آباد)

******

بعضی از خانوم های خانه دار به این دلیل خسته و کلافه اند که راه و رسم خانه دارى رو بلد نیستند. متأسفانه بعضی ها فکر می کنن خانه دارى یعنی فقط آشپزی و جارو کردن؛ اما بعدهاى معنوى اون رو در نظر نمی گیرن و از فرصت هاى طلاییشون براى مطالعه و برنامه ریزى استفاده نمی کنند!

(زهرا خانم، ١٨ساله از سیروان)

******

سلام؛ به نظر من تا اعمالمون متکی به یه نیت خالص و اعتقادى قوى نباشه نمی تونیم ازشون لذت ببریم. مثلا یه زن به جهیزیه زیاد افتخار می کنه؛ یکی دیگه به جهیزیه متوسط و حتی کم هم قانعه. یکی به شاغل بودن افتخار می کنه و یکی دیگه به خانه دارى. چون ریشه هاى فکرى و اعتقادات متفاوتی دارن و ما تا اعتقادمونو و ریشه فکر...

امید: پیامکت ناقص بود اما کامل!

******

جواب: تنها راه حل خانومی که با هویج، لک لک درست می کرد اینه که: اگه واسش مقدوره بخشی از کارای خونه البته کارهای بی سر و صدا رو در حضور شوهرشون انجام بدن. چون مثلا جارو برقی زدن خارج از حوصلشونه. تا آقایون متوجه بشن زحمت و وقت لازمه برای هر کاری.

******

هر از گاهی خونت رو با جارو گرگانی (حصیری) تمیز کن. لباسات رو با دست بشور. کف آشپزخونت رو با دستمال تمیز کن. پتوها و فرش ها و پرده ها رو خودت بشور. پیاده برو خرید. سبزی بخر و پاک کن و بشور و خودت با چاقو خرد کن؛ اونوقت کلافه نمی شی. بی حوصله نمی شی. من مدرک کارشناسی دارم و خانه دارم. بیشتر وقتا این کارا رو می کنم و بعد با انرژی به زندگی و بچه هام می رسم. معلم بچه های خودمم. آدم بودن رو یادشون می دم.

******

سلاااااام؛ هفته قبل و همین هفته مجله ی روانشاسی (790) رو دنبال کردم. واقعا جالب بود و ازتون ممنونم. یه پیشنهادم واستون دارم. اگه می شه موضوع هفته بعد "آزاد" باشه... امید! باور کن من یکی که خسته شدم از خوندن این همه پیامک طولانی. البته ببخشیدا... باشه؟؟

(گلاره)

امید: باشه! هفته بعد، آزاد!

******

سلام؛ امید خدا قوت! یه ذره استراحت کن. خیلی پیام خوندی!!

(معصومه از پاکدشت)

امید: راست می گی. مخم دیگه داره سوت می کشه! نوبت دوم می بینمتون. 

******

سلام؛ مشاعره از هاتف اصفهانی براتون دارم

یار بی پرده از در و دیوار

در تجلی است یا اولی الابصار

شمع جویی و آفتاب بلند

روز بس روشن و تو در شب تار

(افشانه از سلماس)

******

با سلام؛ تفاوتی اساسی بین آتیشی که می سوزه، آبی که جاری می شه، گیاهی که رشد می کنه و حیوانی که راه می ره با انسان وجود داره. هیچ یک از این مخلوقات قدرت اختیار و یه کار خاص از بین چندها رفتار ممکن رو ندارن. اختیاره که باعث می شه انسان توانایی بر انجام و ترک یه کار رو داشته باشه. انسان شبانه روز در حال تصمیم گیری واسه انجام یه کار یا ترک اونه. در کارهای روزمره، ما از قدرت اختیار بهره می بریم. مثلا یه خانوم در ساعات شبانه روز تصمیم هایی می گیره و واسشون فکر می کنه و چند راهو انتخاب می کنه که دست آخر هم یکیشونو انتخاب می کنه.

این که فردا این کنم یا آن کنم

خود دلیل اختیار است ای صنم!

هر وقت یه خانوم خونه دار در کار خودش موفقه، احساسی از رضایت و خرسندی از خودش، وجودشو فرا می گیره. این احساس رضایت نشونه اینه که اون کارو از خودش و نتیجه تصمیم عاقلانه خودش می دونه. خانوما اگه در کار خونه داری با اخلاص و احساس اطمینان و آرامش روانی زندگی خودشونو اداره کنن زندگی سالم و به دور از دغدغه و اضطراب خواهند داشت و باعث می شه از زندگی، طعم لذت واقعی رو بچشن! راستی چر اینقدر بحثو چالشیش کردید؟

(حدیث فلاحی، دلفان)

امید: چون می چسبه!

******

سلاااام؛ وای! هیچی مثل خرید کتاب نویسنده مورد علاقت، حال آدمو جا نمیاره! موافقین!؟ امروز یه کتاب با قلم نویسنده ای که بهش ارادت دارم، به خودم تقدیم کردم!

(م از مشهد)

امید: می گم همگی که بخش کتاب (490) رو می خونین؟... خوبه! بهترین از این نمی شه.  

******

سلام به همه! زنگ تفریح! به خنگول می گن دعوا چه جوری شروع می شه؟ یکی می زنه تو گوش طرف و می گه اینجوری!

(زهره از گیلان)

******

سلام؛ اصولا خانوم ها با عشق برای همسرشون یه کاری می کنن و انتظار دارن همسرشون سریع متوجه بشه که اکثرا آقایون به خاطر مسائل روزمره شون از این توجه غافل می مونن و احساس خوشایند خانم سرکوب می شه؛ اما به نظر من اگر یکی دو بار خانم خونه یه کار خوبی کرد و همسرش نظری نداد سری بعد خودش اون کار رو به زبون بیاره؛ البته با مهارت خوش زبونی. مثلا خانوم خونه یه تغییری تو دکوراسیون می ده وقتی همسرش اومد منزل خطاب به ایشون می گه: امروز به خاطر سلطان قلبم جای فلان چیز رو تغییر دادم. نظر تو چیه عزیزم؟!! چند باری که کارتون رو به زبون بیارید کم کم همسرتون متوجه تغییرها و زحمت های شما و اینکه دوست دارید ازتون تشکر کنه می شه! البته این موضوع نیاز به صبر هم داره.

(طیبه، کنکوری 94، تهران)

******

سلام به همه؛ دوستان! می خوام ازتون بپرسم اینقدر که به اسم رومینا و نجمه و... توجه می کنین به محتوا و متن پیام هم دقت دارین؟ تا حالا همه پیام هاشون عالی بوده. ما می خوایم یه چیزی به دونسته هامون اضافه شه نه اینکه...

امید: نه اینکه چی؟ آهان! گرفتم مطلب رو... بگذریم! خب! آماده اید؟ می خوام هممون رو به خدا بسپارم. در پناه حق.

به اشتراک بگذارید...

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

مطالب مشابه:

  1. هم اندیشان یکشنبه 24 اسفندماه 1393
  2. هم اندیشان شنبه 23 اسفند ماه 1393
  3. هم اندیشان چهارشنبه 20 اسفند ماه 1393
  4. هم اندیشان سه شنبه 19 اسفندماه 1393
  5. هم اندیشان دوشنبه 18 اسفند ماه 1393
  6. هم اندیشان یکشنبه 17 اسفند ماه 1393
  7. هم اندیشان شنبه 16 اسفند ماه 1393
  8. هم اندیشان چهارشنبه 13 اسفندماه 1393
  9. هم اندیشان سه شنبه 12 اسفند ماه 1393