loading...

باشگاه هم اندیشان

سلام؛ گاه باید مسیر خود را عوض کنیم. همیشه یک راه پاسخگو نیست. جرئت انتخاب روشی جدید را داشته باشیم. شاید اینگونه پیروز شدیم.(زهرا دستگردی از بیرجند)امید: سلااااام؛ با خودم گفتم این جمله زهرا خانوم

هم اندیشان پنجشنبه 1 خرداد 1393

حسین وفا بازدید : 929 پنجشنبه 01 خرداد 1393 نظرات (0)

سلام؛ گاه باید مسیر خود را عوض کنیم. همیشه یک راه پاسخگو نیست. جرئت انتخاب روشی جدید را داشته باشیم. شاید اینگونه پیروز شدیم.

(زهرا دستگردی از بیرجند)

امید: سلااااام؛ با خودم گفتم این جمله زهرا خانوم حتما از چیزایی که من می خوام بگم مهمتره. گرفتین مطلب رو که. خیلی از گره هاتون رو می تونه باز کنه. 

******

سلام؛ آقا امید از شما دیگه بعیده! منظور مامان حسین از ایلام این بوده که در حال خوندن هم اندیشان غذاش روی اجاق گاز سوخته و دیگه شام بی شام. حالا ابهامش کجا بود؟ افتادددددد...

(مصطفی از اصفهان)

امید: می خواستم ببینم شماها حواستون هست یا نه که خدا رو شکررررر هست! امید، کم نمی یاره!

******

سلام امید؛ چیه؟ چرا هنگ کردی؟! من فکر کنم مامان حسین منظورشون از بیرون رفتن و شام خوردن اینه که کباب تابه ای رو بردارن و ببرن در فضای مطبوع بیرون میل کنند. با توجه به جمله قبل و بعد "ها" این استنباط شد. درسته؟

(مرضیه، 370)

امید: درسته! بابا! دوباره دارین گیجم می کنینا!  

******

سلام؛ رعنا خانم! چطوری دلت میاد بهترین لحظه هایی که می تونی با خانواده ات باشی به فکر یه آدم غریبه باشی؟ به خدا توکل کن. این فکر ها همه اش به خاطر بیکاریه. خودت رو با تفریح های سالم سرگرم کن.

(مائده ام از تهران، اسلامشهر، التماس دعا)

******

سلام امید؛ خیلى دلم واسه پیام دادن به هم اندیشان تنگ شده بود. چند وقت نتونستم بهتون پیام بدم. من تو این مدت از هم اندیشان یه چیز خیلى مهم یاد گرفتم که هیچ کس تو این دنیا نیست که مشکل نداشته باشه و همه آدما به اندازه خودشون مشکل دارن. مشکلشون هم براى خودشون بزرگه. اینم یاد گرفتم که وقتى دلت با خدا باشه مشکلت کوچیک می شه. از اون روز هر اتفاقى که برام پیش میاد می گم: "خدایا توکل به خودت. این نیز بگذرد." خدایا ممنون که دل هم اندیشان رو با هم یکى کردى. هم اندیشان ممنون که هستید.

(مریم از کرج، 20)

******

سلام؛ اگر شما یک سیب بد طعم را خورده باشید می توانید طعم یک سیب خوب را درک کنید؛ پس از تلخی های زندگی درس بگیرید تا بتوانید آن را درک کنید.

(مهشید از لیکک)

******

سلام دوستان؛ واااااای آقا امید خواهش می کنم یه خرده هم از واقعیت ها بنویس. از این پیرزن ها و پیرمرد هایی که هر چقدر هم بهشون محبت خالصانه می کنی آخر می گن وظیفت بود!! درسته تو محبتی که به خاطر خدا است نباید انتظار دیگه ای داشت؛ ولی شما همیشه خواستید وانمود کنید همه افراد پیر، خوب و مهربونن.

(رقیه از نصیر شهر)

امید: راستش با درج پیامکت خواستم ثابت کنم که نمی خوایم وانمود کنیم که...  

******

سلام؛ بدون شرح: چقدر خوب است که گاهى پدرها با دخترهایشان با عشق و محبت حرف بزنند تا دخترها عاشق هر صدای مهربان مردانه اى نشوند. از ما که گذشت! باشد براى نسل بعد...

(محدثه، بهشهر)

******

سلام به همه؛ به فرزندانتان فقط شمردن یاد ندهید... به آن ها یاد بدهید چه چیزهایی ارزش شمردن دارند.

(امین از ترکمن صحرا)

******

سلام امید؛ چرا هم اندیشان قدیم رو از سالی که تازه باشگاه شروع شده درج نمی کنید؟ مثلا 90 و 89 تو هم اندیشان قدیم نیست؟

(زهرا.ن،  71 هستم از شهرستان خوانسار، ساکن قم)

امید: باشگاه، از پاییز 90 آغاز بکار کرد و ما مطالب هم اندیشان از اول بهار 91 به بعد رو داریم تو صفحه 570 به روز می کنیم؛ فقط چند ماهش می مونه. چاره ای نبود؛ چون می بایست مطالب با فصول و مناسبت ها هماهنگ می بود.    

******

سلام؛ اگه اینقدر که به پیام هاى هم اندیشان دقت می کنیم به زندگى، بچه هامون و همسرامون دقت می کردیم این همه مشکلات نداشتیم.

(ندا، اسدآباد)

امید: نگران نباش! این دقت، اون دقت رو هم می یاره.

******

اعتراف می کنم بعد از خوندن پیامک زینب که درمورد بستن صدای تلویزیون هنگام خوندن باشگاه بود، صدای تلویزیون رو که رو شصت بود، بستم. مطمئنم که بیست درصد شما هم همین کارو کردین....

امید: آمار همه رو داریا!

******

سلام؛ دردسر: آقا امید! آخه بعضی از این جوونا یه سال یا چند سال منتظر یکی وای می ایستن. دونه دونه خواستگاراشونو رد می کنن. می دونی چرا؟ چون از 100 تا یکی رو دیدن که منتظر یکی مونده بهشم رسیده. اونم می گه منم می رسم. به خانوادشونم نمی گن چون می ترسن یا به زور به عقد یکی درشون بیارن می گن ما فعلا نمی خوایم ازدواج کنیم. می خوایم درس بخونیم که یهو طرف جاشون می ذاره و می ره. بعد دیگه خواستگار ایده آلشونو ندارن یا با کسی ازدواج می کنن که دوسش ندارن (چون دلشون پیش قبلی هستش) یا هم اصلا ازدواج نمی کنن. این نظر منه. به نظرتون درسته یا نه؟

(من همون شادیم از ضیابر که چند روز پیش مشکل داشتم اما کمکم نکردی. خودم یه کاری کردم واسه خودم؛ چون من هم اندیشیم)

******

سلام امید؛ اینقدر که گفتید دوستی های قبل ازدواج بده که همه اش ترس از آینده دارم. من و شوهرم از دو تا شهر مختلف با یه شماره گیری اشتباه با هم آشنا شدیم و بعد از 15روز به خواستگاریم اومد. با سختی به هم رسیدیم و یک ساله که ازدواج کردیم. زندگیمون عالیه؛ اما شما با حرفاتون دلمو آشوب می کنید!

(یه دلنگران 18ساله)

امید: مگه ندیدی الان شادی خانوم گفت صد تا یکی، درست از آب در می یاد. شما شانست اون یک مورد بودی. دیگه نگران نباش! باشه؟ نگران اون 99 نفری باش که به هوای اون یه مورد، قربانی می شن.     

******

دردسر: سلام به ها؛ بدون اطلاع از خانوادم با هم قرار ازدواج گذاشتیم؛ اما حالا که واقعا بهش وابسته شدم می گه ما به درد هم نمی خوریم! اگه از اول با خانواده ام مشورت می کردم شاید این جوری نمی شد.

(یه پشیمون از...)

******

دردسر: سلام علیکم؛ ... حالا گیریم طرف واقعا آدم درستی باشه! از کجا معلوم بعدا خانوادهامون مخالفت نکنن. اگه کردن؟! اونوقت تکلیف اون حبابی که رو سر خودمون و اون بنده خدا درست کردیم چی می شه؟ ها؟ و صد پرسش دیگه!

(نجمه آل بوبالد "دختر عرب" از اهواز)

امید: دوباره شما؟! تازه نصف حرفاش رو هم کوتاه کردم؛ پس فکر می کنین اون نقطه چینای اول پیامکش چیه؟

******

سلام؛ از غصه دارم دق می کنم. من که تا حالا با آبرو زندگی کردم آیا انصافه که به خاطر یه گناه و خطا که از کردنم پشیمونم همسایه هام هر چند که بی عیب نیستن و دائم غیبت می کنن و... با من قهر کنن و آبرومو ببرن و زود قضاوت کنن؟ هر چند که از گذشتم خبر داشتن و ده سال همسایگی کردیم. آیا خدا اونا رو به خاطر این آبروریزی که کردن مجازات می کنه؟

(دلشکسته از استان اردبیل)

امید: یادمه یه جا تو روایتی خوندم که خدا چند تا گناه رو سخت می‌بخشه که  عاق والدین و بردن آبروی دیگران دوتاشه؛ ولی به هر حال شما اونا رو ببخش؛ چون حضرت علی (ع) فرموده: "گذشت، اوج بزرگواری ها است."

******

خاطره: سلام خدمت شما عزیزان. امروز داشتم هم اندیشان می خوندم. دختر 3 سالم اومد گریه کنان گفت بچه ها منو زدند بیا بزنشون. منم که حواسم به پیام ها بود گفتم: خوب کردن، باشه!

امید: تا خنده رو لباتونه من برم که با خاطره خوش رفته باشم. خداحافظتون.

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1613
  • کل نظرات : 1295
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 2746
  • آی پی امروز : 77
  • آی پی دیروز : 87
  • بازدید امروز : 1,301
  • باردید دیروز : 332
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 2,487
  • بازدید ماه : 3,359
  • بازدید سال : 114,838
  • بازدید کلی : 2,810,269
  • کدهای اختصاصی
    موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی