close
رزرو هتل
هم اندیشان شنبه 31 فروردین 1392 - باشگاه هم اندیشان


  • یکشنبه 1393/12/24 - تعداد بازدید 1004 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ می گم زمستون سال نود یادتونه؟ اون موقعی که تو باشگاه متولد شدم و شماها با هزار آرزو و امید، اسمم رو \"امید\" گذاشتین؟...
  • شنبه 1393/12/23 - تعداد بازدید 806 مرتبه
    امید: سلااااااااام؛ خوبین؟ خوبء خوب؟ خیالم راحت باشه؟... باشه! پس بریم ببینیم از زندگی بعد از هم اندیشان چه خبر؟...
  • چهارشنبه 1393/12/20 - تعداد بازدید 697 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ می گم می دونین؟ واقعیت اینه که اگه آدمیزاد بتونه خودش رو بسازه، رو دنیای اطرافش هم تاثیرات مثبت زیادی می ذاره. چی بهتر از این
  • سه شنبه 1393/12/19 - تعداد بازدید 622 مرتبه
    امید: تازگیا؟!! دلمو شکوندی! (الکی مثلا) بابا! ما عمریه یه پا نمکدونیم برا خودمون! سلاممو ببینین چه با نمکه؟ سلااآاآاآاآم
  • دوشنبه 1393/12/18 - تعداد بازدید 988 مرتبه
    امید: دنبالم نگردین، من اینجام. سلاااااااام؛ راستش یادمه یه بار یکی داشت برام می گفت: تو کشورهای پیشرفته برا مردم جا افتاده که هر جا می رن (به
  • یکشنبه 1393/12/17 - تعداد بازدید 658 مرتبه
    امید: سلااااام؛ می گم عجب فکر بکری کردیما. منظورم اون تصمیمه اس. همون تصمیمه دیگه! که قرار شد تاثیراتمون از باشگاه تو سالی که گذشت رو بگیم.
مشاهده آرشیو کامل مطالب
کمی طاقت داشته باشید...
مشاهده تالارهای اعضا

    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 19 اسفند 1392
    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 12 اسفند 1392
    • همایش هم اندیشان دزفول ، اهواز ، اندیمشک ، شوشتر - در دزفول
    • 24 بهمن 1392
    • همایش هم اندیشان تهرانی - قرچک ورامین
    • 8 آذر 1392
    • همایش اندیشه سبز - مشهد مقدس
    • 9 آبان 1392
    • هم اندیشان در همایش بزرگداشت حافظ
    • 19 مهر 1392
    • چهارمین میزبان هم اندیشان در صداوسیما : برنامه پنجشنبه اردیبهشت
    • 18 مهر 1392
    • سومین حضور امید در تلویزیون - برنامه اردیبهشت
    • 8 مهر 1392
    • همایش هم اندیشان مشهد مقدس
    • 27 شهریور 1392
    • اولین همایش طرح همیاری بانوان هم اندیش
    • 26 مرداد 1392
    • حضور امید در برنامه طلوع
    • 1391
    • اولین تصویر گرفته شده از پیام
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • فعالیت های شخصی و ابراز علاقه هم اندیشان
    • نمایشگاه کتاب 1392
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • اردیبهشت 1392
    • همایش یزد هم اندیشان
    • اسفند 1391
    • اولین همایش هم اندیشان تهرانی
    • 22 مهر 1391

« برای مشاهده جدیدترین مطالب هم اندیشان به وبسایت پیام نمای شبکه چهار سیما مراجعه نمایید »


اگر در این سایت عضو می شوید ، حتما شهر خود را نیز وارد کنید.
پس از عضویت در این سایت می توانید در بخش انجمن های تخصصی به فعالیت پرداخته و با دیگر هم اندیشان بحث و گفتگو داشته باشید.

»آرشیو پیامکهای باشگاه

»آلبوم عکس خاطرات

»آلبوم فیلم

»درباره هم اندیشان

»جدیدترین خبرهای امروز

»ارسال تصاویر منتخب شما

»مرجع شماره های کاربردی


هم اندیشان شنبه 31 فروردین 1392

مجموعاً 3 امتیاز از 5 توسط 3 نفر
| نظرات داده شده () | مربوط به موضوع: 1392 ، تفاوت نسل ها ،

سلام هم اندیشان؛ من چی کار کنم؟ همین الان با مامانم دعوام شد. سر یه آهنگ پیشواز. می دونین چیه؟ اختلاف سنی من و مامانم کمه و همه حسرت می خورن؛ اما گاهی اوقات حس می کنم مامان من هیچ تفاوتی با یه مادر بی سواد نداره. تو رو خدا کمکم کنید. حس می کنم مامانم می خواد عقایدشو به من تحمیل کنه.

(زهرا از تبریز)

امید: سلاااام دوستای خوبم؛ فکر کنم بهتره یه کم ریشه ای تر بحث رو ادامه بدیم. به نظر شما چرا چنین اتفاقی می افته؟ "جوونا خواسته هایی دارن که نمی تونن برآورده اش کنن چون پدر و مادرا مخالفن." یا "اعتقادات و باورهایی دارن که مورد پذیرش پدر و مادرهاشون نیست." ریشه این اختلافات چیه؟ اینه که پدر و مادرها قدیمی اند و نیاز و نگرش فکری امروزی جوونشون رو (هر چند هم بدون مشکل و یا درست باشه) نمی تونن درک کنن؟ یا اینکه به خاطر تجربه ای که دارن صلاح و مصلحت هایی می بینن که اون جوون نمی بینه. (پیرها چیزهایی رو که جوون ها فقط تو آینه می تونن می بینن، تو خشت خام می بینن) اگه ما بدونیم که ریشه مشکل کدوم یک از دو موردیه که گفته شد خیلی بهمون کمک می کنه. اگه مورد اول باشه تلاش می کنیم تا درکمون کنن؛ تا حالا هم راهکارهای خوبی دوستامون دادن. اگه هم مورد دوم باشه ما باید تسلیم شیم. حالا از کجا بدونیم کدوم یک از موارده؟ اول پیامک هاتون بنویسین: ریشه

******

سلام به همگی؛ منم با نظر آبجی سمیرا از میناب موافقم که ما جوونا فقط حرف خودمون رو قبول داریم و به حرف بزرگترا زیاد توجه نمی کنیم. اینم باعث اختلاف می شه دیگه؟ بعدش می گیم تفاوت نسل ها!!!!!؟؟ درست نمی گم؟ لطفا نظر بدین!

(محسن، 24 ساله از دولت آباد یاسوج)

******

راهکار: سلام؛ من یه دختر 19 ساله هستم. پدر و مادرم هر دو ناشنوا هستند. من آزادی کامل از طرف خونوادم دارم، برای انجام هر کاری. به خاطر اعتماد کاملی که بهم دارند. من هیچ مشکلی با خونوادم ندارم. راز خوشبختی من: سوء استفاده نکردن از اعتمادشونه؛ با جامعه پیش رفتن اما مثل اون نشدن؛ احترام به خونوادم و گوش دادن و فکر کردن به حرفهاشونه.

(شادی از سنندج)

******

سلام به گل اندیشان؛ یادمه آقای احسان علیخانی شب یلدا گفتند: امن ترین برج مراقبت تو جهان برای زندگی ما، پدر و مادره؛ حتی نق دنشون، غر زدنشون و حتی دعوا کردنشون از سر دلسوزیه؛ چون تو نمی تونی کسی رو پیدا کنی که قلبش به این میزان برات بتپه. اینو شک نکن. من وقتی یاد حرفشون می افتم به نظر خانواده ام احترام می ذارم.

(زهره قاسمی از اسلام آباد غرب عاشق معلم انگلیسی اش خانم مریم جمشیدی پور)

******

سلام پیام و امید... می دونم حرفم ربطی به بحث نداره ولی چرا لوگوی باشگاه رو درست نمی کنین؟ خیلی دوست دارم یه هم اندیش رو ببینم. یکی از فانتزیام شده. یعنی می شه...

(زهرا از مشهد، بولوار پیروزی)

امید: چرا نمی شه! این همه دانشجوی گرافیک و آدم های خلاق تو باشگاه. تا چند روز دیگه برامون کلی لوگو طراحی می کنن و به نشونی ایمیل باشگاه که آخر پیامک ها است می فرستن. 

******

سلام؛ آقا امید! مادری 30 ساله هستم که یه پسر 12 ساله دارم. اصلا حرف هم رو نمی فهمیم. اون به حرفم گوش نمی ده و لجبازی می کنه. تو رو خدا کمکم کنید. بگین چکار کنم یا یه کتاب معرفی کنید تا بتونم مشکلم رو حل کنم.

(فاطمه، مادری نگران فرزندش از مشهد)

امید: آبجی! فعلا تو این فرصت محدودی که دارم یه نکته خیلی مهم رو بهت می گم: بررسی روانشناس ها نشون داده بچه ها وقتی وارد سن نوجوونی می شن تغییرات خلق و خویی جدی در اون ها به وجود می یاد و تا پایان دوران نوجوانی هم ادامه داره. گویی طوفانی رخ داده؛ البته شدت و ضعف و زمانش در بچه ها متفاوته. پدر و مادر باید تو این دوران، خیلی صبور باشن. خیلی.

******

سلام بر امید و هم اندیشان؛ پیام گفتن آب سرد تو بطری ضرر نداره. می خواستم بدونم شوخی کردن یا واقعا همینطوره؟ خواهشا جواب بدین؟؟

(یه هم اندیش از شهر هوراند استان آ.ش)

امید: پیام چون به قول خودش اطلاعی در این زمینه نداشت با حالتی سوالی پرسید. به هر حال تحقیقات نشون داده که علاوه بر تاثیر مایعات داغ و غذاهای بسیار گرم بر ظروف یکبار مصرف که باعث آزاد شدن مواد سرطانزای این ظروف می شه، یخ زدگی و سرما هم همین تاثیر رو داره. این مطلب رو تو وبلاگ یکی از دانشجویان رشته شیمی پیدا کردم. توجه بنموویید...

"...خیلی ها برای رفع تشنگی خود، بطری های یکبار مصرف آب یخ زده را در دست می گیرند تا به تدریج آب شود و در زمان تشنگی، آن را بنوشند؛ غافل از اینکه براساس تحقیقات علمی ثابت شده است وقتی یخ، درون ظروف یکبار مصرف، آب می شود از جداره بطری مواد سرطان زا به درون آب آزاد می شود..."

******

سلام امید؛ مشکل من و خانوادم هم فکر کنم از اختلاف نسل باشه. آخه امید این درسته که پدر و مادر من نذارن که من بدون اونا جایی برم؟ باور کن دیگه خسته شدم از اینکه همه جا با من هستن؛ حتی مامانم مدرسه هم میاد دنبالم!! حتما الان می خوای بگی اونا صلاحتو می خوان و خیلیا از نعمت خانواده محرومن؛ ولی ما آخه کی زندگی کنیم؟؟ کی خوش بگذرونیم؟؟ باور کن گاهی اونقدر اعصابم خورد می شه که با خودم می گم کاش پدر و مادر نداشتم!!!

(سارام از تهران)

امید: دوستمون راهکار خوبی داد. گفت: "اگه رفتارهامون نشون بده که بزرگ شدیم، عاقل شدیم و حواسمون به همه چیز هست، کم کم بهمون اعتماد پیدا می کنن و هرچه این اعتماد بیشتر بشه، آزادی عمل بیشتری هم به دست می آریم."

******

سلام به هم اندیشان؛ الان یه ساله که باهاتون هستم؛ ولی اولین باره که پیام می دم. به نظر من بعضی جاها به حرف خانواده نباید گوش کرد. من دختر ۱۸ ساله ای هستم که دوبار نامزد کردم و جدا شدم. فقط هم مقصر خانوادم هستن.

(یه نفر از زنجان)

امید: دوست خوبم! درسته که پدر و مادرها تجربشون تو خیلی چیزها از ما بیشتره؛ ولی کسب تجربه، تمومی نداره و اون ها هم ممکنه اشتباه کنن؛ پس سعی کنیم دلیل و منطق چیزها رو هم ازشون بپرسیم و به نظر من موقعی بروز خطا کمتره که همه و یا اکثر اعضای خانواده درمورد یه چیزی قانع شده باشن.    

******

درود... بحث این هفته خوب بود حیف که من نبودم و الان متوجه شدم. می دونی اینکه بزگ ترا صلاح ما رو می خوان شکی نیس؛ اما به این فکر نمی کنن وقتی زیاد گیر بدن بچشون عقده ای بار میاد. فردا پس فردا تا یه آزادی پیدا کنه سر از ناکجاآباد درمیاره. واسه هر کسی آزادی لازمه و من اعتقاد دارم باید ازادی رو کم کم به بچه داد. نه خیلی ولش کنی به امون خدا نه خیلی حساسیت به خرج بدی... خدا رو شکر مامان ناهیده من تکه.

(فاطی هستم از شهریار)

امید: بهترین چیز اینه که بچه ها دلیل این محدودیت ها و مخالفت ها رو بدونن؛ اگه بدونن و البته اهل پذیرش واقعیت ها باشن عقده ای نمی شن که هیچ خدا رو هم شکر می کنن که پدر و مادری دارن که نسبت به سرنوشتشون حساسن.

******

سلام؛ من 35 سالمه. یه دختر 16 ساله دارم که اونقدر با من راحته با پدرش نیست. منم همیشه به حرفاش گوش می دم و همیشه هم اندیشان رو می خونیم ممنون که هستید...

(یه مادر و دختر هم اندیش از بابلسر)

امید: ممنون آبجی! یکی از بزرگترین لطف هایی که پدر و مادر در حق خودشون و فرزندشون می تونن بکنن اینه که به گونه ای رفتار کنن تا فرزند احساس امنیت کنه تا هر مشکلی رو باهاشون درمیان بذاره. هر مشکلی. مطمئن باشه اگه مشکلش رو به پدر و مادر بگه اونا به جای سرزنش کردن،  تلاش می کنن تا مشکل حل بشه.

******

سلام؛ شما می دونید TTX و EPG چیه که گوشه بعضی شبکه ها می نویسن؟

(مرضیه هستم، 20 ساله)

امید: بابا! TTX  که از خودمونه. همون علامتیه که رو دکمه کنترل تلویزیون یا دستگاه گیرنده دیجیتال نوشته شده و برای ورود به تلتکسته. EPG هم علامتیه که فقط روی دکمه کنترل دستگاه های گیرنده دیجیتال نوشته شده و از طریق اون می شه به فهرست روزانه اعلام برنامه های هر شبکه دست یافت. کمی توضیح هم درباره هر برنامه داده شده.

******

سلام؛ الان کتاب "مسئله حجاب" اثر: استاد شهید مطهری رو تموم کردم. واسه من که جالب بود. پیشنهاد می کنم شما هم بخونید.

(الهه از نیشابور)

امید: دوستان خوبم؛ شهید مطهری یکی از روحانیون متفکر و خوش فکری بود که به خوبی این دو ویژگی در آثارش نمایانه. تو جای جای کتاب هاش می شه نکته هایی رو پیدا کرد که نشون می ده واقعا درباره همه چیز به خوبی فکر می کرده. حداقل اگه کتاب "حماسه حسینی" شهید مطهری رو بخونید حتما حرف های منو تایید می کنین. 

******

سلام؛ آقا امید! دیروز تولدم بود. بعد چند سال برا خودم یه گل خریدم. احساس عجیبی بود. حس کردم چقدر خودمو دوست دارم و 15 ساله که فراموشش کرده بودم.

(مینا، 23 ساله، دانشجوی مامایی از همدان)

******

سلام؛ می خوام سه گانه های زندگی رو تقدیم دوستان کنم. سه چیز در زندگی قابل برگشت نیست: زمان، گفتار، موقعیت. سه چیز انسان را خراب می کند: اعتیاد، غرور، عصبانیت. سه چیز انسان را می سازد: کار سخت، صمیمیت، تعهد. سه چیز هرگز نباید از بین برود: آرامش، امید، صداقت. خوشبختی بر سه اصل استوار است: تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا. سه چیز را با احتیاط بردار: قدم، قلم، قسم. از سه چیز کار بگیر: عقل، همت، صبر. سه چیز خود را آلوده مکن: قلب، زبان، چشم. اما سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکن: خدا، مرگ، دوست خوب. راستی دوستان! از یکشنبه قراره برم کیش برای کار. دیگه نمی تونم هم اندیشان رو بخونم. از همین حالا از همگیتون خداحافظی می کنم.

(مسعود، 21 ساله از فرادنبه، چهار محال و بختیاری)

امید: آقا مسعود! یادگاری خوبی به هم اندیشان دادی. خدا به همراهت. کیش خوش بگذره!!!! سلام دلفین ها رو هم برسون. راستی! دوستای خوبم! نمی دونم تا حالا چندتاتون به سایت جدید پیام نما سر زدین: http://pn4.iribtv.ir  در حال آماده شدنه و داره کارهای مربوط به تالار گفتگوش هم انجام می شه (با مدیریت همکارمون خانم لطفی)؛ فعلا اونجا می تونین آرشیو مقالات (ازجمله در بخش روانشناسی: مقاله سوالات جلسه خواستگاری) و آرشیو خبرها رو ببینین؛ برامون عکس و همچنین طرح هاتون از لوگوی باشگاه رو ارسال کنین و...    

تعداد پیامک های دیروز جمعه: 1712

تعداد پیامک های پنجشنبه: 2031

به اشتراک بگذارید...
اين نظر توسط فاطمه در تاريخ 1392/5/15 و 19:25 دقيقه ارسال شده است

سلااااااااااااااااااااام ب همگی حاتون خوبه


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

مطالب مشابه:

  1. هم اندیشان پنجشنبه 29 اسفند 1392
  2. هم اندیشان چهارشنبه 28 اسفند 1392
  3. هم اندیشان سه شنبه 27 اسفند 1392
  4. هم اندیشان دوشنبه 26 اسفند 1392
  5. هم اندیشان یکشنبه 25 اسفند 1392
  6. هم اندیشان شنبه 24 اسفند 1392
  7. هم اندیشان پنجشنبه 22 اسفند 1392
  8. هم اندیشان چهارشنبه 21 اسفند 1392
  9. هم اندیشان سه شنبه 20 اسفند 1392