close
چت
هم اندیشان سه شنبه 27 فروردین 1392 - باشگاه هم اندیشان


  • یکشنبه 1393/12/24 - تعداد بازدید 1067 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ می گم زمستون سال نود یادتونه؟ اون موقعی که تو باشگاه متولد شدم و شماها با هزار آرزو و امید، اسمم رو \"امید\" گذاشتین؟...
  • شنبه 1393/12/23 - تعداد بازدید 859 مرتبه
    امید: سلااااااااام؛ خوبین؟ خوبء خوب؟ خیالم راحت باشه؟... باشه! پس بریم ببینیم از زندگی بعد از هم اندیشان چه خبر؟...
  • چهارشنبه 1393/12/20 - تعداد بازدید 750 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ می گم می دونین؟ واقعیت اینه که اگه آدمیزاد بتونه خودش رو بسازه، رو دنیای اطرافش هم تاثیرات مثبت زیادی می ذاره. چی بهتر از این
  • سه شنبه 1393/12/19 - تعداد بازدید 671 مرتبه
    امید: تازگیا؟!! دلمو شکوندی! (الکی مثلا) بابا! ما عمریه یه پا نمکدونیم برا خودمون! سلاممو ببینین چه با نمکه؟ سلااآاآاآاآم
  • دوشنبه 1393/12/18 - تعداد بازدید 1062 مرتبه
    امید: دنبالم نگردین، من اینجام. سلاااااااام؛ راستش یادمه یه بار یکی داشت برام می گفت: تو کشورهای پیشرفته برا مردم جا افتاده که هر جا می رن (به
  • یکشنبه 1393/12/17 - تعداد بازدید 711 مرتبه
    امید: سلااااام؛ می گم عجب فکر بکری کردیما. منظورم اون تصمیمه اس. همون تصمیمه دیگه! که قرار شد تاثیراتمون از باشگاه تو سالی که گذشت رو بگیم.
مشاهده آرشیو کامل مطالب
کمی طاقت داشته باشید...
مشاهده تالارهای اعضا

    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 19 اسفند 1392
    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 12 اسفند 1392
    • همایش هم اندیشان دزفول ، اهواز ، اندیمشک ، شوشتر - در دزفول
    • 24 بهمن 1392
    • همایش هم اندیشان تهرانی - قرچک ورامین
    • 8 آذر 1392
    • همایش اندیشه سبز - مشهد مقدس
    • 9 آبان 1392
    • هم اندیشان در همایش بزرگداشت حافظ
    • 19 مهر 1392
    • چهارمین میزبان هم اندیشان در صداوسیما : برنامه پنجشنبه اردیبهشت
    • 18 مهر 1392
    • سومین حضور امید در تلویزیون - برنامه اردیبهشت
    • 8 مهر 1392
    • همایش هم اندیشان مشهد مقدس
    • 27 شهریور 1392
    • اولین همایش طرح همیاری بانوان هم اندیش
    • 26 مرداد 1392
    • حضور امید در برنامه طلوع
    • 1391
    • اولین تصویر گرفته شده از پیام
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • فعالیت های شخصی و ابراز علاقه هم اندیشان
    • نمایشگاه کتاب 1392
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • اردیبهشت 1392
    • همایش یزد هم اندیشان
    • اسفند 1391
    • اولین همایش هم اندیشان تهرانی
    • 22 مهر 1391

« در حال حاضر باشگاه هم اندیشان فعالیتی ندارد. ادامه بحث ها در وبلاگ جناب بیدگلیان جریان دارد »


اگر در این سایت عضو می شوید ، حتما شهر خود را نیز وارد کنید.
پس از عضویت در این سایت می توانید در بخش انجمن های تخصصی به فعالیت پرداخته و با دیگر هم اندیشان بحث و گفتگو داشته باشید.

»آرشیو پیامکهای باشگاه

»آلبوم عکس خاطرات

»آلبوم فیلم

»درباره هم اندیشان

»جدیدترین خبرهای امروز

»مرجع شماره های کاربردی


هم اندیشان سه شنبه 27 فروردین 1392

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده () | مربوط به موضوع: 1392 ، تفاوت نسل ها ،

امید: سلااام دوستان باوفا؛ مشتاقانه می ریم سراغ پیامک هاتون...

******

اختلاف من با پسرم سر چت کردن؛ دیر خوابی و به دنبالش به دانشگاه نرفتن، وابستگی زیاد به موبایل، انتخاب دوستان نامناسب، بی احترامی به من و پدرش بود. بگو مگوهای ما خیلی زیاد بود. تصمیم گرفتم رهایش کنم و زمان بگذره تا خودش بفهمه. دورادور حواسم بود. خدا رو شکر نتیجه داد و خیلی بهتر شده.

(39 سالمه و 1 ساله هر روز هم اندیشان رو می خونم. (یه مادر عاشق و نگران پسر)

******

سلام دوستان؛ همونطور که می دونید اختلافات ما با والدینمون از نوع لباس پوشیدن گرفته تا دیرخوابی و بیرون رفتن با دوستان و حتی نحوه برخورد با دیگران می تونه باشه؛ اما گاهی پافشاری ما روی رفتارمون کاملا غیر منطقی و از روی علایق و یا احساسات زودگذره. دوره نوجوانی و جوانی یا صرفا تقلید از هم سنامونه که اون ها هم به اشتباه بودن کارشون واقف نیستند. اگه خوب بهش دقت کنیم به ناشایست بودنش می رسیم؛ اما درمواقعی که بدونیم آنچه که بهش معتقدیم درسته؛ ولی خانوادمون قبول نمی کنه باید با دلایل منطقی یا از طرف فردی که مورد قبول اونهاس درستی رفتارمون رو بهشون ثابت کنیم؛ حتی اگه این راه هم فایده نداشت میشه با توافق به نتیجه ای برسیم که مورد قبول همه مون باشه. در هر حال سعی کنیم قبل از اینکه عقاید والدینمون رو محکوم کنیم بیشتر به رفتارهای خودمون دقت کنیم.

(نفیسه، دانشجو، کاشان)

******

سلام؛ ما چکار کنیم تا در آینده مشکل کمتری با فرزندانمون داشته باشیم؟

(محمد، سی ساله)

امید: داداش! همین که هم اندیشی بدون که خیلی از مشکلاتی که دیگران خواهند داشت تو نخواهی داشت. آگاهی های باشگاه حتما خیلی جاها بهت کمک خواهد کرد.

******

اختلاف: سلام؛ من با مامانم سر ادامه دادن درسم مشکل دارم. مامانم می گه تا همین جا که کارشناسی خوندی کافیه و باید ازدواج کنی؛ اما من دوست دارم تا دکترا درس بخونم و وقتی حس کردم به سن واقعا عقلی واسه ازدواج رسیدم اون وقت به ازدواج فکر کنم.

(عاطفه، اصفهان)

******

باسسسسسلام و تشکر از بحث جالب هفته؛ داداشم می گه: اگه ما زود ازدواج کنیم تفاوت سنیمون با بچه هامون کم می شه و در نتیجه بهتر درکشون می کنیم. پدر و مادر ما مذهبی هستن و به ما حتی تو نوع لباس پوشیدن گیر می دن. به نظر من این اختلاف نسله که باعث بحث و جدل بین والدین و بچه ها می شه نظر شما چیه؟؟؟

******

مینا جان عزیزم؛ درسته! شاید با مادرت مشکلاتی دارین؛ ولی همین حالا فکر کن وقتی (به خاطر فرار از مشکلاتی که با مادرت داری) ازدواج کردی، همسرت و خانوادش همون چیزین که تو می خوای؟ وقتی در مورد مادرت این طور می گی، بعدا در مورد کارها و حرف های مادر شوهرت یا خود همسرت صبوری می کنی؟ عزیزم! من ازدواج کردم. تجربه دارم. وقتی با مادرت که هم رگ و ریشته اختلاف داری؛ پس همسر و خانوادش که فرهنگ و اعتقادات دیگه دارن چی؟ قدر مادرتو بدون و صبوری کن. صبوری.

(رها، ۲۸ ساله، کرج)

******

سلام؛ منم به خاطر اختلاف شدیدی که با پدر و مادرم داشتم تن به ازدواج دادم و الان افسرده ام و راضی نیستم.

(پونه، شیراز) 

******

سلام؛ هر موقع مامانم حرفی می زد با خودم می گفتم مامانه ما داریم! حالا فقط خوشیم اینه که بیاد تو خوابم. بچه ها قدر پدر و مادرتون رو بدونین. اونا همیشه نیستن. روحشون شاد.

(تکتم، مشهد)

******

اختلاف: اکثر والدین دوست دارند ما هم مثل اون ها زندگی کنیم؛ اما در بعضی موارد واقعا حق با اونا نیست. نمونش اینکه من 7 ساله ازدواج کردم و با همسرم به توافق رسیدیم که فعلا نمی تونیم مسئولیت بچه داشتن رو به عهده بگیریم؛ اما والدینمون همش ما رو با خودشون مقایسه می کنن و می گن ما هم سن شما بودیم بچه هامون مدرسه هم می رفتن.

(منیژه و محمدرضا از همدان) 

******

سلاااام دوستان؛ جای تشکر داره که از آبجی نرگس بابت مقاله ای که ایمل کردن تشکر کنیم. دوستان! نمی دونید چقدر ذوق داره... هان چیه؟ کنجکاو شدید؟ خب! صفحه 870 رو بخونید متوجه می شید هم اندیش بودن یعنی چی؟

(اکرم، بابان همدان)

******

سلام امید! در مورد معتاد شدن در استفاده از مواد آرایشی هم صحبت کنید.

(یه معتاد از بیدگل)

امید: فقط بدونید یکی دو سال پیش تو خبرها خوندم بعد از بررسی ده ها نوع لاکی که در فروشگاه های آمریکا به فروش می رسه به این نتیجه رسیدن که تو اکثر اون ها موادی به کار رفته که سرطان زا است. حالا ببینید این لاک های بی نام و نشون و قلابی چینی که تو کشور ما است وضعش چیه؟؟!! بقیه وسایل آرایشی هم دست کمی نداره؛ پس حتی الامکان باید کمترین استفاده ازشون بشه؛ ضمن اینکه یه کم به فیلم و سریال های خارجی دقت کنین و ببینین خانوم ها واقعا چه قدر آرایش کردن؟ غالبا بدون آرایش هستن و یا کمترین آرایش ممکن رو دارن؛ چون کاملا نسبت به عوارض این مواد شیمیایی آگاهی دارن. با پیام هم که در این باره صحبت کردم این مطلب رو کاملا تایید کرد.

******

اختلاف: سلام One اندیشان! سر لباس پوشیدن اختلاف. انتخاب دوست اختلاف. انتخاب رشته اختلاف. انتخاب همسر اختلاف؛ حتی سرغذا خوردنم اختلاف. امید! بابا مامانم همسن شمان؛ گاهی اختلاف به سن ربطی نداره مشکل تغیرناپذیری آدماس؛ البته من دستشونو می بوسم و مخلصشونم هستم؛ چون همیشه کنارمن.

(فاطمه، 19 ساله، اصفهان)

******

اختلاف: سلام؛ مامان من همش می گه چرا اینقدر با گوشیت ور میری. دیگه اینکه مخالف بیرون رفتن من با دوستامه با اینکه شناخت کامل از دوستام داره. می گه زیادی که بیرون بری مردم پشت سرت حرف می زنن!!!

(طاهره، 19 ساله، شهریار)

******

قابل توجه بچه های عصبی باشگاه: تحمل نداشتن در مسائل کوچک نقشه های بزرگ رو به هم میزنه و یادتون باشه: خشم، شما رو حقیر می کنه و بخشش عزیزتون می کنه.

(جوکار، خفر شرقی)

******

سازگاری: سلام به نظرم پدر و مادرها باید سعی کنن با تغییرات زمونه همراه بشن؛ البته تغیراتی که به طبیعت انسانی ما نزدیک باشه. آخه اونا هم دارن تو این زمونه زندگی می کنن؛ اما من حاضر نیستم به خاطر همراه شدن با تغییرات زمونه پدر و مادر عزیزمو برنجونم.

(زهره از همدان)

******

سازگاری: دوست خوبم صبح با صدای مرغ و خروس بیدار شی بهتره یا بوق ماشین. پنجره رو باز کنی پرنده ببینی بهتره یا دود. حالا خودت بگو کی باید خودشو عوض کنه؟ نسل ما یا.... ما داریم زندگیمونو نابود می کنیم خودمون خبر نداریم. دوباره سلام.

(ندا)

******

سازگاری: سلام؛ اگه قبول داشته باشیم که دور شدن از طبیعت خودمون، چقدر به ضرر خودمون تموم می شه قطعا در مقابل اون دسته از توقعات والدینمون که مربوط به این موضوعه کوتاه میایم و اسمشو "گیر دادن" نمی ذاریم. کاش بدونیم راهی که ما می خوایم بریم اونا رفتن و برگشتن و از سر دوست داشتن، بهمون همون گیرو میدن، اگه نه چرا به بچه همسایه گیر نمی دن؟!!

(الی گلی، ؟ ساله از قاین)

******

سازگاری: درسته که زمونه عوض شده و خیلی تغییرات با طبیعت ما سازگار نیس که قبلا خیلی راجبش حرفیدیم... حتی خیییلی از والدین و بزرگترامونم درگیر کرده؛ ولی جوونا به خاطر شور و شوق و تنوع طلبی بیشتر، وارد زندگی ماشینی شدن. اختلاف نسل ها هم بیشتر واسه "میزان" این تغییراته! خیلی از والدین واسه ورود بیش از اندازه موبایل و اینترنت و... به زندگی بچه ها شاکی ان و علت دیرخوابی و بحثای خانگی و... بیشتر ایناس.

(گندم از مشهد)

******

سلام به هم اندیشان؛ امشب اومدیم تو حیاط خوابیدیم. نمی دونی چه حسه قشنگیه امید! وای خدایا شکرت وقتی به آسمون نگاه می کنم ستاره ها رو می بینم لذت می برم.

(اسما از روستاهای جنوب گراش)

******

اختلاف: سلام؛ پدرم 45 سال ازم بزرگتره. زیاد نمی تونیم همدیگه رو بفهمیم و به همین خاطر بود که پدرم نذاشت من ادامه تحصیل بدم و تو همون مدرک سیکل باقی موندم و حالا هر کی ازم می پرسه چقدر درس خوندی باید با کلی خجالت بگم: تا سیکل! و واقعا این انصاف نیست. تفاوت نسل یعنی همین.

(شهلا، حسین آباد همدان)

امید: ببینین دوستان! قبل از هر چیز این نکته رو بگم که نتیجه اختلاف نسل ها روی همه آدم ها یکسان نیست؛ یعنی همه اون هایی که مربوط به نسل گذشته هستن یه جور فکر نمی کنن؛ همونطور که همه اون هایی که مربوط به نسل جدید هستن. این اختلاف، طیف های گسترده و شدت و  ضعف داره؛ ولی در هر صورت اگه بخوایم یه دسته بندی بکنیم خیلی از اختلافات بزرگترها و نسل جدید می تونه ناشی از تغییراتی باشه که با فرهنگ اصیل و اخلاقیات و طبیعت انسان، سازگاری نداره که تکلیف، مشخصه؛ اما بخشی از اختلافات می تونه ناشی از تعصبات و نگرش های بسته و محدود بعضی از مردمان نسل گذشته باشه مانند اجازه ندادن برای درس خوندن، ازدواج اجباری و یا بدون شناخت کافی و... که در سرنوشت انسان واقعا تاثیر گذاره. دراینگونه مواقع باید چه کار کرد؟ اول پیامکهاتون بنویسین: راهکار.         

******

سلام؛ مهتابم؛ اینجا فومن ساعت 23:45؛ اگه ما اعتماد والدینمونو تو همه شرایط حتی نبودن در کنارشون جلب کنیم بهمون اعتماد می کنن و خیلی از مشکلا حل می شه.

******

سلام امید و دوستان هم اندیش! به نظرم یکی از دلایلش اینه که والدین آگاهی ندارند در چه مواردی بگذارند فرزندشان اشتباه کند. تعجب کردی؟ بله!  درسته! نقش والدین مشاوره است نه بازدارنده یا امر کننده. فرزندان نیز باید بدونن که در زندگی مشترک، هسته والدین هستند. برخی از درخواست های شما اگرچه بجاست؛ ولی یادتون باشه شما می تونید با تشکیل یه زندگی مشترک یا پیدا کردن استقلال مالی دیرتر به خواستون برسید منظور حق داشتن زندگی شیرین رو از پدر و مادرتون نگیرید.

(عاطفه، 24 ساله از تهران)

******

فکر کنم نسل بعدی با والدینشون که دختر پسرای امروزی هستن هیچ اختلافی نداشته باشن!... خیلی چیزا رو زشت نمی دونن و به فرزندشون اعتراضی نمی کنن و می ذارن آزادانه از زندگیش لذت ببره.

(آیدا، 23 ساله)

امید: د اینجوری نیست دیگه. اگه اینجوری بخواد پیش بره اونا حتما از پدر و مادرانشون جلوترن و ممکنه چیزهایی رو ازشون بخوان که همین پدر و مادرهایی که به قول شما خیلی چیزها رو بد نمی دونن هم کم بیارن. مثلا اگه الان نوجوون ها و جوون ها برای بیرون رفتن زیاد، با پدر و مادراشون درگیرن نسل های بعد ممکنه اصلا برای نیامدن به خونه با پدر و مادرشون درگیر بشن. بگن: "خونه دوستامون کلا بیشتر خوش می گذره اصلا بیایم خونه پیش شما قدیمی ها چیکار کنیم؟ شماها خیلی قدیمی فکر می کنین که می گین نمی تونین هفته ای چهار پنج شب بیرون خونه دوستاتون باشین!!!" بله عزیزان! وقتی قرار باشه به اخلاقیات و ارزش های اصیل بی توجهی بشه تهش همین چیزا است. 

******

سلام امید! نمی دونم چرا آدما اینقدر بد شدن؟ چرا اینقدر بد هم رو می گن. ما تازه از خونه یکی از فامیلا برگشتیم. از بس غیبت کردن و قضاوتای خودسرانه کردن اعصابمو خراب کردن. بابا! بد دوره ای شده.

(مریم، بچه کرمانشاه، اسلام آباد غرب،... بقیشو نمی گم)

******

سلام بر امید و دوستان گل بکر اندیش؛ من آمار گرفتم تو کوچه ما یازده نفر با خودم می شه دوازده نفر هم اندیش هستن. اگه بیشتر شدن باز خبر می دم!

(صدیقه، 73، ایلام)

امید: اگه فقط تو کوچه شما 12 نفر باشه؛ یعنی تو کل کشور... نه! یه سرشماری جدید واقعا لازمه.    

******

سلام؛ چی کار کنم که شوهرم سیگار رو ترک کنه؟ تا حالا کلی اس دادم جواب ندادید...

(بهناز از اراک)

امید: آبجی! چند وقت پیش، یکی از روانشناس ها تو یکی از مجلات دراینباره گفته بود: "اینجور مواقع نباید با همسر سیگاری، برخورد تند بشه که نتیجه عکس می ده. باید در عالم رفاقت، فقط فرهنگ سازی بشه." بتدریج و با ظرافت، خبرهای تکان دهنده مربوط به سیگار رو که تو روزنامه ها و مجلات هم زیاده براش بخون و از تاثیری که می تونه تو روابطتتون داشته باشه براش بگو؛ اگه می شه موقعیتی رو هم فراهم کن تا با یه نفر از فامیلا و آشناهاتون که ترک کرده هم هم صحبت بشه. اونایی که ترک می کنن حرف های جالبی برا گفتن دارن. خودشون دشمن درجه یک سیگار می شن.                                                                               

******

سلام دوستان؛ بابای من می گه دختر مجرد نباید بره سر کار. من 2 ساله درسم تموم شده و الان 24 سالمه. آخه تا کی باید تو خونه بشینم؟

******

سلام؛ من زمان مجردیم همیشه فکر می کردم تفاوت سنیم با پدر و مادرم و اختلافاتم باهاشون حل نشدنیه؛ اما الان با بچه دار شدن خودم می فهمم معنی تو مو می بینی و ما پیچش مو پدر نازنیم چی بود. پیشنهاد می کنم بی تجربگی خودمون رو پای اختلاف فرهنگی و شکاف نسل ها نذاریم.

( مهرآذین، مامان الینا، 64، از رشت بارانی)

******

سلام به همه؛ به نظر من برای کاهش اختلافات باید علت مخالفت والدینمونو بدونیم. ما اگه ندونیم چرا مخالفن بیشتر لج می کنیم و نمی تونیم مشکل رو حل کنیم. مامان خودم وقتی با چیزی مخالفه معمولا علتشو می گه.

(بهناز، 69 از بروجرد)

******

سلام؛ به خدا خیلی تلخه! خودتون رو یه پدر یا مادر تصور کنید که بچتون با بیرحمی تمام همین حرفای شما رو بهتون بزنه. باور کنین یه کم فکر کردن به این چیزا همه ی جنگ اعصابارو تموم می کنه. من امتحان کردم جواب می ده.

(مهرآذین، 64، از رشت کماکان بارانی)

******

سلام امید و خواهرا و برادرای هم اندیش؛ اگه دوستان ناراحت نشن می خواستم بگم با نظراتون مخالف هستم. به نظرم پدر و مادرا و کلا افراد سالخورده البته روشنفکراش راه روشن زندگی و آینده ما هستند منتها با کمی اختلاف. اگه بشینین به حرفاشون خوب گوش بدین می بینین چه دنیای خوشی دارن. مطمئن باشین اونا بد ماهارو نمی خوان و این ماییم که غرور جوانی باعث می شه حرفاشونو خوب نفهمیم. بییاین مواظبشون باشیم. یه وقتی از خواب غفلت بیدار می شیم و می بینیم از دستمون رفتن. اونوقت باید........... پیرها برکت خانه هستند.

(حسین علیپور هستم از مرند، آذربایجان شرقی)

******

آدم صبوری نیستم؛ اما دغدغه بچه شهری ها برای مدرن شدن رو هم ندارم. شاید باورتون نشه اختلاف من با پدر و مادرم اینه: من شاگرد اول بودم و در فکر پیشرفت؛ اما اونا تو فکر دختر و خانه نشینی و دریغ از کمترین هزینه برای کتاب. به لطف خدا و با مدرسه دولتی روستا ادامه دادم و لیسانس حقوق از دانشگاه دولتی گرفتم. به قول امیدخان یکم فکر کنید شاید ما باید از بعضی چیزا بگذریم.

(مریم از بابلسر) 

******

سلام؛... به نظر من آدمی که شخصیتش طی چهل پنجاه سال اینطور شکل گرفته بندرت قابل تغییره؛ چه برسه به اینکه اون شخص بابات باشه و تو بخوای تغییرش بدی!! دلم واسه خودمون سوخت...

(قاصدکم از قصر شیرین)

******

سلام بر اهالی کشتی هم اندیشان؛ دانش آموزان مدرسه اخلاق. دوستان!  دشوارترین قدم، همان قدم اول است و امروز اولین روز از بقیه عمر شما است. اینو ی بزرگی گفته که اسمشون یادم نیست. اول به خدامون توکل کنیم و بعد با خونواده بشینیم سر اختلافات عقاید و سلایق گفتگو کنیم. مشاورم می تونه کمک خوبی باشه. بگردین یه کتابی که راجع به این موضوعه پیدا کنید و به پدر مادراتون هدیه بدید. یه خورده آستانه تحمل تون رو هم بالا ببرید.

(لیلا، 22 ساله، نوشهر)

******

سلام آقا امید و روح پیام و هم اندیشان؛ کم کردن تفاوت های اختلاف نسل مثل رسوندن دو سر طناب به همه؛ پس باید هر دو طرف سعی کنن که خودشون رو به زمان طرف مقابلشون نزدیک کنن! اگه کوچکترها این رو بفهمن که یه روزی خودشون هم پیر می شن و در مورد این موضوع عمیقا فکر کنن بیشتر، بزرگترها رو درک میکنن! و بزرگترها هم باید کمک کنن جوون ها فکرشون بازتر بشه و فقط با زور و اجبار نمی شه کار رو به پیش برد!

(یه غریب از صندلی 313 کشتی)

******

سلام؛ یک جمله از کتاب خوب لطفا گوسفند نباشید! "آرزو نکن کارها آسانتر باشد، آرزو کن تو بهتر باشی...

(بهاره از یزد، پیام نور)

امید: به امید دیدار؛ دوستان خوبم!

تعداد پیامک های دیروز: 2560

به اشتراک بگذارید...

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

مطالب مشابه:

  1. هم اندیشان پنجشنبه 29 اسفند 1392
  2. هم اندیشان چهارشنبه 28 اسفند 1392
  3. هم اندیشان سه شنبه 27 اسفند 1392
  4. هم اندیشان دوشنبه 26 اسفند 1392
  5. هم اندیشان یکشنبه 25 اسفند 1392
  6. هم اندیشان شنبه 24 اسفند 1392
  7. هم اندیشان پنجشنبه 22 اسفند 1392
  8. هم اندیشان چهارشنبه 21 اسفند 1392
  9. هم اندیشان سه شنبه 20 اسفند 1392