loading...

باشگاه هم اندیشان

سلام؛ جمعه در برنامه "مشق عشق" یه جمله شنیدم که: "ادای صبور بودن رو در بیار تا صبور بشی." حالا فکر کنید افکارمون که همیشه همراهمونه چه می کنه با جسم و روح و زندگی هامون؟!(الهام،

هم اندیشان دوشنبه 13 بهمن ماه 1393

حسین وفا بازدید : 680 دوشنبه 13 بهمن 1393 نظرات (0)

سلام؛ جمعه در برنامه "مشق عشق" یه جمله شنیدم که: "ادای صبور بودن رو در بیار تا صبور بشی." حالا فکر کنید افکارمون که همیشه همراهمونه چه می کنه با جسم و روح و زندگی هامون؟!

(الهام، کاشمر)

امید: سلاااااام؛ می گم حتما بحثای دیروز درمورد فرمانروایی ذهن بر جسم و روح و روان یادتونه؟! گفتیم که اگه ذهن دنبال بیماری باشه، بیمار می شیم و اگه ذهن دنبال شادی باشه، شاد. اگه ذهن بخواد زرنگ می شیم و پرتلاش و اگه یه جور دیگه بخواد، گوشه گیر می شیم و افسرده. اگه ذهن بخواد صبور می شیم و اگه ذهن بخواد عجول. جسم و روح و روان ما به شدت تابع آنچه هستن که ذهن ما به اون ایمان داره. به شدت تحت تاثیر باورهای اون قرار می گیرن. پیامک بعدی رو بخونین تا متوجه بشین ذهن چه جوری با آدم چیکار می کنه!   

******

سلام امید و هم اندیشان؛ کمی تفکر: "مجرمی را با چشمانی بسته در حضور مجرمی دیگر نشاندن و با بریدن شاهرگ دست، او را به مجازات رساندند. سپس چشمان مجرم دوم را بستند و این بار شاهرگ دست وی را فقط با تیغه ای خط کشیدند و در این حین کیسه آب گرمی بالای دست وی شروع به ریختن می کرد. این در حالی بود که دست او به هیچ وجه زخمی نشده بود؛ اما پزشکان و روانشناسان در کمال ناباوری دیدند که مجرم دوم نیز پس از چند دقیقه، جان خود را از دست داد." حالا جرئت دارین به چیزای بد فکر کنین!

(شادی از شهر بهشت)

******

سلام؛ بیچاره بچه های ما! چون نه می تونن تو کامپیوتر فایل مخفی کنن. نه می تونن یواشکی اس ام اس بدن. نه می تونن سر روابط و کاراشون ما رو بپیچونن. خلاصه از هر جهت حساب کنید پوستشون کنده اس! چون خودمون آخرشیم!

(خدیجه)

امید: د! نه دیگه! یه جا رو اشتباه محاسبه کردی! چون زمان اونا نوع پیچوندنا عوض می شه! هر زمانه ای پیچوندنای خودش رو داره! بهترین کار اینه که ما نپیچونیم تا اونا هم نپیچوننمون! از قدیم گفتن: از هر دستی بدی از همون دست می گیری! 

******

سلام دوستان و آقا امید؛ تو سریال گذر از رنج ها این حرف همسر خان خیلی جالب بود: "گاهی کوتاه آمدن جلو بچه ها حرمتتو زیاد می کنه."

(فاطمه همسر ایوب از دلفان)

******

سلام؛ راستش بیشتر طلاقای امروز ناشی از همین فکرای منفی هستش. من اول این راه هستم و واقعا می ترسم. آخه هستن کسایی که باعث این افکار تو زندگیم می شن! لطفا کمکم کنید.

(زهرا از دلفان)

امید: امروز یه مطلب جالبی تو یه وبلاگ در همین مورد پیدا کردم. شماها هم بخونینش.... 

"دیروز دختر خاله ام یه فیلم کمدی قدیمی نشونم داد درمورد یه زن و شوهر.  نیمه شب تلفن زنگ زد و مرد، گوشی رو برداشت و بدون این که کسی حرفی بزنه تماس قطع شد. زن پرسید کی بود؟ و مرد گفت: اشتباه گرفته بود. و سوالات زن شروع شد! این که آیا این زنگ، یه علامت بود!؟ دوستت بود!؟ زن بود!؟ و... و مرد بیچاره هر چه جواب می داد: زن یک سوال و توجیه براش داشت. مهم نیست آخرش چی شد؟ چیزی که ذهن منو مشغول کرد این بود که چه چیزی باعث می شه یه عده با یه اتفاق کوچیک چنین داستان پردازهای منفی ذهنی و فاجعه سازی کنن؟ هر چی که باشه، در درجه اول و جدای از این که باعث خراب شدن رابطه ها می شه، باعث می شه خود فرد بیشتر از همه آزار ببینه و افکار منفی، ذهنش رو اشغال کنه و زمان هایی که می تونه به فعالیت های سازنده اختصاص بده رو تباه کنه. بازده فرد کمتر می شه. غمگین تر می شه. خشمی در درون داره که دقیق نمی دونه از چی نشات گرفته و همین احساسات بد باعث می شه انرژی روانیش تحلیل بره و خسته تر و کلافه تر بشه. برای این که بخواهیم این گونه نباشیم، شادتر باشیم و خوش بین تر، شاید باید ریشه ای تر و عمیق تر دلیل این افکار منفی و داستان پردازی های ذهنی مون را پیدا کنیم. هر تلاشی برای کنار زدن این افکار، بدون ریشه یابی اون ها موقتیه و بعد از یک مدتی باز این افکار منفی از زوایای تاریک ذهن و در موقعیت هایی که انسان آسیب پذیرتره به سطح افکار رسوخ می کنه و باز ذهن و روان رو درگیر می کنه. به راستی ریشه این افکار منفی در ما چیه؟

******

سلام؛ فکر منفی واقعا آدمو نابود می کنه. من سر یه موضوعی که شک دارم اتفاق افتاده یا نه تا می تونستم فکر بد و منفی کردم تا جایی که باورم شده ولی مطمئن نیستم! هر چی سعی می کنم دیگه فکر منفی نکنم بیشتر میاد توی ذهنم. 

امید: اگه همه دقت کنین می بینین اکثر وقتا نگرانی هایی داریم که هیچ وقت پیش نمی یان. خب! چرا این تجربه نشه که دیگه از این فکرا نکنیم؟ هزار جور فکر و خیالای عجیب و غریب!

******

سلام امید؛ بحث این هفته عالیه قبل از این که بحث هفته پیش تموم بشه همش می گفتم کاش درمورد فکر کردن بحث بشه. آخه منم همیشه یه کاری می خوام انجام بدم همش می گم شاید اینطوری شد، شاید اونطوری بگن در حالی که اصلا چیزی نمی شه. با این فکرا خیلی عذاب می کشم. شوهرم می گه هنوز هیچی نشده تو پیش بینی می کنی؟ امیدوارم حرفاتون روی من تاثیر بذاره. واقعا عذاب می کشم.

(زینب از اراک)

******

سلام؛ نگرانی، مشکلات فردا را دور نمی کند؛ بلکه تنها آرامش امروز را دور می کند.

(آذر از گلستان زیبا)

******

خوشحالم. چون دیشب با تمام وجود وسوسه شدم تا دوباره گناه کنم. انگار تک تک سلولای بدنم وسوسه شده بودن تا گناه قدیمیو تکرار کنم. بار اولم نبود؛ ولی پاهام از هیجان می لرزید. ولی یه نیروی عجیب منو منع می کرد. یکدفه یاد بحث عاقبت بخیری افتادم. نیرو از اونجا سرچشمه می گرفت. موفق شدم به نفسم بگم نه! یه لحظه حس کردم شیطون گریه کرد از نه گفتن من! اینا تاثیر شماس.

******

سلام امید؛ در جواب اون هم اندیش عزیزی که گفته بود نمی تونه خشم شو در مقابل پدر و مادرش کنترل کنه می خواستم بگم: من و خواهرم هم همونجور بودیم. خیلی جواب پدر و مادرم رو می دادیم و خشممونو نمی تونستیم کنترل کنیم؛ ولی حالا یک ساله که بابام فوت شده. هر دومون عذاب وجدان داریم. ای کاش قبل از فوت پدرم هم اندیشانو می خوندم که اونقدر به پدر و مادرم بدی نمی کردم.

(یک پشیمون از مشهد)

******

سلام؛ شما کسایی که اینقدر از پدر مادراتون گله می کنید چرا همین حرف ها رو به خودشون نمی زنید؟ گله کردن که فایده نداره دوستای خوبم.

(مخلص شما از رشت)

******

سلام؛ داشتم نهج البلاغه می خوندم که حکمت 128 نظرمو جلب کرد: "در آغاز سرما خود را بپوشانید و در پایانش آن را دریابید؛ زیرا با بدن ها همان می کند که با برگ درختان خواهد کرد. آغازش می سوزاند و پایانش می رویاند.

(منصوره)

******

سلام؛ انسان بازتاب افکاری است که در ذهن ناخودآگاهش دارد. هر آنچه را که ذهن انسان به آن برسد و آن را باور کند، حتما تحقق می یابد. "مارک فیشر"

(محمد صادق منصوری، ۱۳۷۴، قم)

******

سلام؛ نوروز سال 91 به خاطر مریضی جزئی پسرم به همسرم گفتم: حتما تا آخر سال می خواد مریض بشه و متاسفانه همینطور شد. نوروز 92 گفتم: تا آخر سال خونه می خریم و خریدیم. (البته اون موقع هیچ پولی نداشتیم) سال 93 گفتم بدهی خونه رو تا آخر سال می دیم و بیشترش رو دادیم و بخش کوچکی مونده؛ ولی یه سوال! وقتی فکرم منفیه و اتفاق می افته، می گم: حس شیشمم بوده که زودتر بهم گفته. درسته یا نه؟ راستی دعا کردن و انشاءالله گفتن یادتون نره.

(زینب از شهر قدس)

امید: همین نوع نگاه به قضیه حس ششم هم باز می تونه یه باور ذهنی باشه. حالا که آزادی که بتونی این باور رو نداشته باشی؛ پس از ذهنت حذفش کن و به فکرای منفی هم بی توجه باش. بهشون محل نذار. بذار خودشون بیان و برن. بهشون گیر نده. اینا اگه بهشون بها داده نشه، فقط فعل و انفعالات مغزی هستن و با واقعیت بیرون از ذهن مطابقت ندارن؛ ولی ممکنه وقتی بهشون بها داده بشه، مطابقت پیدا کنن. روانشناس ها اینجور وقتا روشی رو پیشنهاد می کنن با عنوان: "تکنیک ابر" البته یه روش دیگه هم هست با عنوان: "تکنیک کودک شیطان" بریم ببینیم چی هستن.... 

تکنیک ابر: ذهنتان را مثل یک آسمان آبی و صاف تصور کنید. فکر منفی مثل تکه ای ابر است که مثلا از سمت راست وارد آسمان صاف ذهنتان می شود. خیلی ساده و بدون هیچ قضاوتی به این تکه ابر نگاه کنید تا از سمت چپ ذهنتان خارج و یا در افق محو شود.

تکنیک کودک شیطان: افکار منفی تان را مثل یک کودک شیطان تصور کنید که در ذهن شما بازیگوشی می کنند. به او بی توجهی کنید تا شیطنت هایش را بکند و خسته شود. شما دچار قضاوت نشوید و سعی نکنید که او را کنترل کنید.

******

نظر: سلام؛ قانون جذب بدون در نظر داشتن خدا و قدرت محض بودنش و این که جز اراده اش اتفاقی نمی افته، گمراهی محضه. خسته شدم از بس تو فضای مجازی، گروه هایی رو دیدم که به اسم قانون جذب، به هر چیزی تکیه می کنن، جز خدا.

(چهارشنبه، ۲۵ ساله می شم ان شاءالله)

******

سلام؛ باور کنید قانون جذب، معجزه می کنه. هیچ فرمولی هم نداره جز اینکه با تمام وجودت خودت و هدفت و خدا رو و توانایی خودتو و قدرت خدا رو باور کنی. فقط کافیه مقصد رو توی ذهنت شفاف شفاف مثل واقعیت ببینی. یه لحظه هم سست نشی. من هر چی دارم از قانون جذب دارم. مدرسه نمونه دولتی دبیرستانم و غیرانتفاعی تاپ کشور که تو پیش دانشگاهی بهش رسیدم و مدال تو کنگ فو و... راستش من یه لیست از سفارشاتم نوشتم و هر روز بهش نگاه می کنم. از تیر تا حالا به دو تاش رسیدم و در آینده هم قراره به مهندسی پلیمر دانشگاه تهران برسم. جواب می ده. امتحان کنید. ردخور نداره فقط کافیه بخـــوایـد. خــــــــــــدایـــــــــــــا؛ عاشـــقــتـــــم. فرمول های جـهانت خیلـی توووپـه.

(الهه از پشت کنکور)

******

سلام؛ من به شخصه به این موضوع اعتقاد ندارم که به هر چیزی فکر کنی همون می شه و افکار مثبت رو صرفا به عنوان یه "اصل" و یه "نیروی محرکه" تلقی می کنم. اصلا نظرتون در مورد قانون جذب و تأثیراتش چیه؟ مطالبی که در موردش گفته می شه چقدر صحت داره؟ من این مطالب رو منحصر به ایجاد انگیزه می دونم؛ چون تا حالا ازش تأثیری ندیدم. نمی دونم! شاید تفکرم اشتباهه که در این صورت، امیدوارم با بحثای این هفته متقاعد شم.

(مژده، ٢٠ ساله)

******

سلام؛ به نظرم آدم وقتی افکار منفی داشته باشه، چون فال بد می زنه دیگه ناخودآگاه سست می شه و دست از تلاش برمی داره، اصلا انگیزه ای براش نمی مونه؛ ولی اگر افکار مثبت داشته باشه درونش انگیزه ای به وجود میاد که اونو به تلاش برای رسیدن به هدف تشویق می کنه. حالا شما بگید چطوری افکار مثبت رو در خودمون پرورش بدیم؟

(زهرا مؤمنی، 18 ساله، سیروان، الان از تهران)

******

سلام؛ خدا قوت. من سعی می کنم تفکر مثبت داشته باشم؛ اما احساس می کنم مثبت فکر کردن با واقع بینی در تضاده، نظرتون؟

(سمیه، 65  از همدان)

امید: ببین! همینطور که فکر کردن درباره چیزای منفی که وجود خارجی ندارن، می تونن باعث به وجود اومدن اون ها بشن، عکسش هم هست؛ یعنی  فکر کردن به چیزای مثبتی که وجود خارجی ندارن، می تونن باعث به وجود اومدنشون بشن؛ به شرطی که خیال پردازی نباشه!   

******

سلام دوستان؛ هر وقت دیدید که در احساسات منفی، غرق شده اید، می توانید با فکر کردن به یک چیز زیبا یا مشغول شدن به یه کار زیبا به راحتی از آن احساس، خارج شوید. سعی کنید همواره به این روش عادت کنید.

(27 ساله از شیراز)

******

سلام به امید و هم اندیشان باصفا؛ به نظرم ذکر گفتن و مدام یاد خدا بودن از به وجود اومدن فکرای منفی جلوگیری می کنه و البته بیکاری می تونه عامل مهم افکار منفی باشه.

(زینب، 23 ساله، دانشجوی علوم تربیتی از کرج)

******

به نظر من نگرش منفی درباره مسائل، بد نیست به شرطی که فقط برای احتیاط باشه و زندگیمون رو مختل نکنه و اینکه اگه قراره جنبه منفی چیزی رو ببینیم باید اول مسائل مثبتش رو هم در نظر بگیریم. افکار ما به طور شگفتی می تونه مسیرمون رو تغییر بده و قدرت زیادی داره پس به چیزهای مثبت فکر کنیم تا همونا برامون اتفاق بیفته.

(فاطمه ثمرخواه، 3 ساله که باهاتونم از مشهدالرضا)

******

سلام به همه؛ امید خان واقعا سخته که بگم چطور افکار منفی رو از خودم دور کردم. به نظرم همین قدر که ما هر کاری رو با رضایت خدا و از راه درستش انجام بدیم و نگرانی نداشته باشیم، دیگه نباید بذاریم افکار منفی دور و برمون پیدا بشن. البته اگه در کنارتون یه نفر باشه که این درس بزرگ رو بهتون یاد بده. برای من که مادرم و شما هستین.

(محمود کریمی، روستای فیض آباد فریمان)

امید: خب! حالا اگه می خوای بری استراحت کنی، ایکشال نداره. همتون و همه عزیزانتون رو به خداوند بزرگ می سپارم.

تعداد پیامک های دیروز: 2519

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1613
  • کل نظرات : 1295
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 2746
  • آی پی امروز : 79
  • آی پی دیروز : 87
  • بازدید امروز : 1,325
  • باردید دیروز : 332
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 2,511
  • بازدید ماه : 3,383
  • بازدید سال : 114,862
  • بازدید کلی : 2,810,293
  • کدهای اختصاصی
    موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی