loading...

باشگاه هم اندیشان

سلام امید؛ داشتم تلویزیون نگاه می کردم همسرم گفت: چرا نمی زنی نوشته ها بیاد؟ با تعجب پرسیدم: نوشته ها؟! گفت: اونایی که آخر شب می خونی! زدم زیر خنده! بابا! هم اندیش بوده و ما خبر نداشتیم. پا به پای

هم اندیشان دوشنبه 1 آبانماه 1393

حسین وفا بازدید : 515 دوشنبه 01 دي 1393 نظرات (0)

سلام امید؛ داشتم تلویزیون نگاه می کردم همسرم گفت: چرا نمی زنی نوشته ها بیاد؟ با تعجب پرسیدم: نوشته ها؟! گفت: اونایی که آخر شب می خونی! زدم زیر خنده! بابا! هم اندیش بوده و ما خبر نداشتیم. پا به پای من می خونده. سلامت باشید.

(یه اراکی)

امید: سلاااااااام؛ می گم چن وقته می خوام بهتون بگم اگه دوست دارین دیگران؛ به ویژه همسراتون رو بیارین تو باشگاه، اولش فقط چیزای جالب رو براشون بخونین. چیزایی رو که می دونین خوشایندشونه. اگه شرایطش نیست هم براشون تعریف کنین. کم کم... آره دیگه... کم کم مثل من و خودتون، گرفتار باشگاه می شن.   

******

سلام به هم اندیشان و امید خان که منو ناامید کرد. چندین بار پیامک دادم که به من طرز خوندن نماز شب رو بگه و وقتی جواب نداد دیگه ناامید شدم از خوندنش.

(سارا خوشرو، 24 ساله، شهر قدس)

امید: می گن طرف یه سر داره و هزار سودا، نقل همین امیدخان خودتونه! بگذریم... راستش! نماز شب جریاناتی داره! رازهایی داره! اصلا "سحر" تماما پر از رمز و رازهای معنویه! اگه کسی به نقطه ای برسه که لیاقت پیدا کنه و با معرفت "سحرگاه" و لحظات قبل از اون رو درک کنه، اتفاقات عجیبی تو حال و هواش می افته. یه شکل جدیدی از حس و حال دوستی با خدا رو درک می کنه و می چشه. دیگه مظلوم می شه؛ آروم می شه؛ متین می شه؛ صبور می شه؛ نسبت به دنیا و مردمانش کم توقع می شه؛ مخلص بابا و مامانش می شه؛ از پرحرفی در می یاد و... جالبه! آقای فتحی پور که برا چند لحظه مرگ و دنیای پس از مرگ رو تجربه کرده، تو برنامه شهرآورد می گفت: هوا اونجا شبیه هوای موقع "سحر" بود، لطیف و زیبا. دارم متن کاملش رو براتون پیاده می کنم. فکر کنم تا چهارشنبه، آماده بشه. فوق العاده اس. خب! قرار بود از نماز شب بگم. باشه. یازده رکعته. چهار تا دو رکعتی به نیت نماز شب. یه دو رکعتی به نیت نماز شفع (به فتح ش و سکون مابقی حروف) و یه یک رکعتی به نیت نماز وتر (به فتح واو و سکون مابقی حروف). این نمازها رو باید قبل از اذان صبح خوند. 

******

سلام دوستان؛ آقا امید اون روز که گفتید بعیده کسی شیش ماه تو باشگاه باشه؛ ولی عوض نشده باشه با خودم فکر کردم که انگار رو من تاثیر نداشته؛ اما وقتی رو رفتارهام دقت کردم متوجه شدم نسبت به گذشته منطقی تر شدم. خدا رو شکر می کنم که هم اندیشان رو سر راهم گذاشته. هر چند حسرتشو دارم که کاش این آگاهی ها رو زودتر از اینا داشتم تا اینقدر خودمو تو دردسر نندازم! البته حالا بهتر می فهمم چرا می گن روز قیامت، روز حسرته!

******

سلام امید؛ خیلی سخته ادای آدمای امیدوار رو در بیاری تو اوج نا امیدی. خیلی سخته تو اوج خواستن بگی خدایا مصلحت خودت؛ ولی من جلوی همه سختی ها وایسادم تا بگم خودش گفته: "ان مع العسر یسرا: پس از هر سختی راحتی هست" یه روزی می رم می زنم روی شونه خود خود خود خدا و می گم جنبه رو داشتی؟ واسم دعا کنید کم نیارم جلوی نفسم.

(سمیه)  

******

سلام؛ امید خان! به قول مرحوم گل آقا 101 بنویسیم و 105 بخوانیم. گروهی از مشکوکین به نتایج آراء در زاهدان.

امید: خدا منو نبخشه اگه چنین کاری کرده باشم! راضی شدی؟! یا بازم...   

******

سلام آقا امید و دوستای هم اندیشم؛ منم برنامه شهرآورد رو دیدم. خیلی متحولم کرد. این همه نشونه و باز، این همه تعلق به دنیا؟؟

(اکرمم از یافت آباد)

امید: راستش! وقتی این برنامه رو دیدم با خودم گفتم: خب! هر کی این برنامه رو ببینه دیگه عمرا بره دنبال گناه. بعدش یادم افتاد که این آدمیزاد، بدجور فراموشکاره! بدجور! خیلی وقت ها هم اصلا از همون اول، چیزی رو باور نمی کنه که بخواد فراموشش کنه. مگه تمام کسانی که معجزات پیامبران رو دیدن از اون به بعد دیگه گناه نکردن؟!

******

سلام رفقا؛ امید خان با توجه به مطالب مجله ی طب سنتی، یعنی صبحونه دیگه چای و نوشیدنی نخوریم؟ یعنی وقت امتحانات که استرس داریم چیزی نخوریم؟ آخه دوغ رو کنار غذا می خورن نه دو ساعت و نیم بعد! بابا سختش کردین. بعضی چیزایی که گفتی راحته؛ ولی بعضیاشو نمی شه انجام داد. فقط استرسش می مونه. یه چیزی بگو...

(کوثر حیدری، 19 ساله از اسلام آباد غرب)

امید: استرس، بی استرس! دفعه ی آخرت باشه ها! آفرین!... ببین! رعایت نکردنش در دراز مدت رو معده و سلامت، تاثیر می ذاره. راحت باش و یه خورده به خودت فرصت بده تا کم کم درستشون کنی. خیلی زود می بینی خیلی چیزا عوض شده و خودتم حواست نیست. بعدشم! صاف رفتی سر چایی صبحونه! آره؟! مگه قدیمی ها، نون و پنیر و چایی شیرین نمی خوردن؟! می خوردن. سالم هم بودن. می دونین چرا؟ چون این همه بلا سر خودشون نمی آوردن. این همه چیزای شیرین! این همه قاطی پاتی خوری! و... اول، از وعده های غذایی دیگه شروع کن! کم کم! اگه تا حالا یه لیوان آب می خوردی با غذا حالا اگه لازم شد یه استکان بخور. درمورد چایی صبحونه هم کم کم می تونی همین کار رو بکنی. تازه! وقتی غذا خوب جویده بشه، آدم کمتر تشنه می شه. اگه آب خوردی، نوش جونت. بقیه یه پارچ آب می خورن، تو یه استکان خوردی؛ اونوقت استرس داری؟ بابا! بی خیال!

******

پسری هستم 21 ساله که همیشه نمازهامو می خونم؛ ولی گناهان زیادی کرده ام. تو رو خدا منو راهنماییم کنید که دیگه گناه نکنم. به نظر خودم با اون گناهایی که انجام می دم دیگه دارم از خدا دور می شم. کمکم کنید.

امید: خدا از هیشکی انتظار نداره که یه شبه فرشته شه. مهم اینه که حرکت معنویمون تو زندگی، رو به جلو باشه. مهم اینه که بتونیم خصلت های بدمون رو دونه به دونه کنار بذاریم. اصلا بزار یه چیز مهم بهت بگم که انرژیت رو برا ترک اون گناه، چند برابر کنه. یه قانون معنوی وجود داره و اون اینه که اگه انسان بتونه از یه گناه بزرگ که ترکش براش سخته دست بکشه، خدا پشت بندش یه جورایی حالش رو خوب می کنه. اونوقت، یه حس های جدیدی رو می تونه تجربه کنه. تازه ترک گناهان دیگه هم براش آسون می شه؛ فقط به شرطی که پناه بردن به خدا از شر شیطان رو فراموش نکنه. "بسم الله الرحمن الرحیم. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" رو بارها تو روز و شب تکرارشون کنه. امروز، اینترنت قطع بود و اوضاعمون بهم ریخته. به خوبی خودتون ببخشید. به خدا می سپارمتون. تا چهارشنبه با یه سورپرایز!

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1613
  • کل نظرات : 1295
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 2746
  • آی پی امروز : 115
  • آی پی دیروز : 154
  • بازدید امروز : 203
  • باردید دیروز : 220
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 423
  • بازدید ماه : 9,830
  • بازدید سال : 110,590
  • بازدید کلی : 2,806,021
  • کدهای اختصاصی
    موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی