loading...

باشگاه هم اندیشان

سلام به دوستای خوبم؛ خواستم بگم داستان مجله ی گوناگون صفحه870 رو یادتون نره بخونین. هم مرتبط با بحثه و هم خیلی قشنگه. راستی! زینب جون پیامت خییلی تووووپ بود. کلی خندیدم. فک نکنم امیدخان دیگه جرأت ک

هم اندیشان چهارشنبه 26 آذرماه 1393

حسین وفا بازدید : 638 چهارشنبه 26 آذر 1393 نظرات (1)

سلام به دوستای خوبم؛ خواستم بگم داستان مجله ی گوناگون صفحه870 رو یادتون نره بخونین. هم مرتبط با بحثه و هم خیلی قشنگه. راستی! زینب جون پیامت خییلی تووووپ بود. کلی خندیدم. فک نکنم امیدخان دیگه جرأت کنه "دو" کلمه صحبت کنه!! مگه نه امید؟؟

(ندا، خرداد 69، حسابدار، ایلام)

امید: سلااااااااااااااااااااام (یه کلمه)

******

سلام امید؛ خسته نباشى. شاید همه بگن که زیاد حرف می زنى؛ اما از یه چیز مطمئن باش که حرفات واسه ما آرام بخشه. امید؛ تو حرف بزن فقط سلام و خداحافظش واسه ما باشه.

(فرزاد و مهراد از ورامین)

امید: ............ (خودتون دیگه باید حدس بزنین امید اینجا چی می خواست بگه و "طفلی" نتونست. می دونین چی می خواست بگه؟ می خواست بگه: بابا! تکلیف ما رو روشن کنین! حرف بزنیم یا نزنیم! می خواست بگه: اصلا بیاین نظرسنجی بذاریم و هر کی کد مورد نظرش رو به 3000048 ارسال کنه.)

 

101- امیدی وجود نداشته باشه و فقط و فقط پیامک.

102- امید فقط سلام و علیک کنه و پیامکا رو کنار هم قرار بده.

103- امید حتی الامکان تو حرف زدن خویشتن داری کنه و فقط در مواقع ضروری، پاسخ بده.

104- امید هر جا لازم دونست حرفش رو بزنه و تلاش کنه کمتر حرف بزنه.

105- امید هر جا لازم دونست "به راحتی" حرفش رو بزنه.

******

با سلام به هم اندیشان؛ می دونم درج نمی شه؛ چون اعتراضه! بابا چرا اینقدر شعار می دید؟ وقتی هیچی این زندگی بر وفق مرادت نیست؛ وقتی هر چی دعا می کنی بر عکس جواب می ده؛ وقتی نمی دونی تاوان چی رو میدی؛ چه امیدی می مونه؟

(یسنام)

امید: ....... (امید اگه می تونست می گفت: بعیده کسی حداقل شش ماه تو باشگاه بوده باشه و این حرفای ناامید کننده رو بزنه!)

******

ریشه: سلام؛ فکر می کنم ما ناامید می شیم چون نشونه ای از پیروزی و برآورده شدن حاجتمون نمی بینیم. چون (از زندگی دیگران عکس می گیریم) می بینیم بقیه خیلی ساده به اهدافشون می رسن و ما باید اینقدر تلاش کنیم و دست آخر هم نتیجه ای نگیریم. ما ناامید می شیم چون ثابت قدم نیستیم و زود خودمونو می بازیم و...

(الهام، دوست رویا از کاشمر)

******

سلام امید؛ چند روز پیش کلید خانمون گم شده بود. رفتم از نگهبانی مجتمع نزدیک به 100 عدد کلید گرفتم و همه شون رو امتحان کردم. جالب اینکه آخرین کلید در رو باز کرد. این ماجرا به من درس داد تا لحظه ی آخر ناامید نشم.

(محسن از همدان)

امید: (یکی از بهترین تصویر ذهنی های هفته ی قبل باشگاه): خیلی از شکست های زندگی، زمانی اتفاق می افته که اشخاص نمی دونستن چقدر به موفقیت نزدیک بودند، زمانی که از تلاش ناامید شدند و دست کشیدند.

******

سلام؛ مطمئن باشید این حرفای طولانی آقا امید برگرفته از دل پیامکای خودمونه. کسی که روزی چند هزار پیامک می خونه جدا از دونسته های خودش بایدم کلی حرف واسه گفتن داشته باشه. درست نمی گم آقا امید؟

(رویای همیشگیه باشگاه)

امید: من که فعلا تا نتیجه ی نظرسنجی معلوم نشه نمی تونم حرف بزنم؛ ولی اگه می تونستم، می گفتم: "زدی تو خال" ضمن اینکه فکر می کنم صحبت هام یه جورایی پیامک هاتون رو بیشتر معنادار می کنه و باعث می شه توجه بیشتری به عمقشون بشه. خود دانین.

******

سلام آقا امید؛ خدا قوت! پیام دادم که بگم حرفا و تیکه های بچه ها رو به دل نگیرین... باشه؟! راستش! ما می دونیم بعضی وقتا شما "مجبورید" زیاد صحبت کنید؛ چون ممکنه با خلاصه حرف زدنتون هم اندیشا منظورتون رو خوب متوجه نشن یا کسی قانع نشه یا... پس! از فردا همون امیدی باشید که همیشه بودید! ممنونیم...

(محدثه)

******

امید! چند روزه شارژم بیخودی داره با پیام های تبلیغی هدر می ره! منم تصمیم گرفتم قبل از اینکه پیامای تبلیغی بیان... بمب پیامکامو تو باشگاه بترکونم!

(زهرا یاراحمدی)

امید: اینجا دییییییگه مجبورم حرف بزنم؛ چون مدت ها است می خوام بهتون بگم این روزا پیامکای زیادی می یاد که از ما می خوان فلان کد رو به فلان شماره بفرستیم تا بهمون درمورد یه چیزایی اطلاعات پیامکی بفرستن و در ازای هر پیامک مثلا 50 یا صد تومن از حسابمون کم بشه! خیلی هاش امکان لغو کردن نداره! یه بار گول نخورینا! هر کی گفت فلان کد رو بفرست تا... بگین: "باشه بهش می گم!"

******

خدایا... قبول دارم بد کردم، قبول دارم برخلاف خواسته ی تو عمل کردم؛ اما من تنهام. کسی رو ندارم. اگه تو به دادم نرسی دیگه تنها امید و تکیه گاهم رو هم از دست می دم. خداجونم... تو رو خدا منو ببخش. خدایا با این که می دونم عملم اشتباهه؛ ولی همچنان دارم انجامش می دم. دریغ از یه ذره پشیمونی. خداوندا... من و امثال من و همه بندگانت رو به راه بیار، نذار ازت جدا شیم. خدایا... ما پارتی نداریم. تو رو خدا هوای ما خطاکارا رو هم داشته باش. بذار حداقل یه دلخوشی داشته باشیم... خدایا من چند وقته ریاکار شدم. با زبان تو دروغ می گم. با دستات با یه حس دروغ دست می دم. خدایا... پاهات... دیگه با اونا سمت مسجد نمی رم. هر چند قبلا هم نمی رفتم... خدا جونم! نای حرف زدن با تو رو ندارم از بس با شیطون حرف زدم... اون قدری که با لبات به یکی دیگه خندیدم، از بودن با تو لبخندم بر چهره ام نمیاد... خدایا... بازم یادم رفت بهت سلام بدم؛ سلااااام.

(فاطمه، 18 ساله، تاکستان)

******

سلام؛ به نظرم برا اینکه امید رو در خودمون پرورش بدیم بهتره به این فکر کنیم که: "ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه اس"

(فاطمه، 18 ساله، اسدآباد همدان)

******

حس خوب ینی 370

ینی من شاگردمو امید استاد

حس خوب ینی "ها" ینی "پا"

ینی حرکت تا رسیدن به خدا

حس خوب ینی "من" ینی "ما"

ینی یه عده جوون بی فاز و ادا

حس خوب ینی 370

باز بگم یا اینکه دو ریالیت افتاد؟؟

(پردیسم دیگه!)

******

سلام؛ ناامیدی دلایل مختلفی می تونه داشته باشه. ازجمله موقع برآورده نشدن خواسته ها و اجابت نشدن دعاها. اطلاع نداشتن از حکمت پروردگار در امورات دنیوی و آگاهی نداشتن از برنامه های پشت پرده و اسرار الهی.

(گل نساء، 20 ساله، سلماس)

امید: یه کوچولو! فقط بذارین یه کوچولو بگم که: از همتون می خوام بهم قول بدین حتما مقاله ی اندیشه (670) رو بخونین. تا آخر آخرش. اگه یادتون باشه هفته قبل قولش رو بهتون داده بودم. با اون آگاهی ها، خیلی گره ها تو ذهنتون باز می شه.

******

راهکار:

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار

تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور.

الان وقت عمیق شدنه امید!

(مائده)

******

سلام؛ به جز شماره ی "09640" شماره ی "09650" رو هم اگه از تلفن ثابت شماره گیری کنید رایگان، پاسخگوی سوالات شرعی هست. تازه، بخش مشاوره هم داره.

(فرشته، 18 ساله)

******

سلام؛ سامانه "پیامکی" سوالات شرعی هم "۳۰۰۰۹۶۴۰ " هست. فقط هر وقت سوال کردین یکی دو روز باید صبر کنین تا جواب بدن. موفق باشید.

(مهدیه، ۱۹ ساله، گیلان)

******

سلام؛ وقتی امیدمان را از دست می دهیم و فکر می کنیم به آخر خط رسیدیم، خداوند در گوشمان زمزمه می کند: آرام باش، این فقط یک پیچه نه پایان...

(فاطمه، 21، برازجان)

امید: اون مقاله هه رو که بخونین، بیشتر می رین تو عمق این پیامک.

******

سلام امید؛ دو روز پیش شبکه پویا کارتون شمشاد شجاع رو نشون می داد. یکی از شخصیتاش گفت: درد ناامیدی مثل زهر هلائل می مونه و درمان نداره! امیییییییییییییید: واقعا ناامیدی درمانی نداره؟

(زهرا خسروی از دیار امام رضا)

امید: اگه اون چیزایی که ما تو این دو هفته متوجه شدیم رو کسی ندونه، قطعا فکر می کنه ناامیدی زهر هلائله و درمان نداره! 

******

سلام؛ چند روز پیش با یکی صحبت می کردم که با خدا رابطه ی خوبی نداشت و تقریبا اصلا با خدا کات کرده بود. دیدم داره زیادی ناشکری می کنه. گفتم چرا ناشکری می کنی؟ خدا تن سالم بهت داده و... گفت چرت نگو! اصلا چرا باید تن سالم نده؟ تو وقتی می خوای یه کار دستی درست کنی برا چی یه جاشو عمدا خراب درست کنی؟ خب از اول درست نکن! من نمی دونستم دربرابر این حرف و این مثالش چی بگم؟ می شه شما یه جوابی بهم بدین؟ این یه جورایی سوال خودمم شده. امید قرنطینه بسه! قشنگ و مفصل جوابمو بده که می دونم بچه ها هم مشتاقن!

(نرگس، 19 ساله از اهواز)

امید: اون مقاله هه...

******

راهکار: امید برا اینکه ناامید نشیم لازمه به خودمون برسیم. یک بار مشاور می گفت: یه روز برا خودتون غذای مورد علاقتون رو درست کنید و اونو تو بهترین ظرفاتون بخورید. حموم برید و لباسای شیک بپوشید. اون یک روز برا خودتون باشید و هر کاری که بهتون انرژی می ده انجام بدید.

امید: اجازه! اگه دو روز بشه اشکالی نداره؟ سه روز چی؟... یه تخفیفی به ما بده! گناه داریم!

******

سلام امید؛ دیشب یه اتفاق جالب برام افتاد. حیفم اومد به شما نگم. دیشب برای اینکه هم اندیشانو بخونم رفتم خونه برادرم که خونه نبودن. بعد از این که هم اندیشان تموم شد؛ وقتی به اطرافم نگاه کردم از تعجب داشتم شاخ درمی آوردم. من که از تنهایی می ترسیدم و فکر می کردم همیشه یکی دنبالمه تنهایی توی یه اتاق اونم تو شب! عالیه!  اینا همش از لطف هم اندیشانه. ممنونم که هستید. ببخشید طولانی شد.

(صفایی از لرستان)

******

سلام دوستان اندیشمند؛ می خوام کتاب کتاب "عصبیت و رشد آدمی" اثر کارن هورنای با ترجمه محمدجعفر مصفا رو بهتون معرفی کنم. اینم بخشی از کتاب: آدم عصبی درمورد خودش فقط تیرگی ها را می بیند و درمورد دیگران، روشنی ها را. هیچ وقت "مجموعه" زندگی خود را با مجموعه زندگی دیگران مقایسه نمی کند؛ بلکه همیشه تیرگی های زندگی خود را با روشنی زندگی دیگران می سنجد و طبیعی است که خود را در این سنجش فوق العاده ناراضی و مأیوس و محروم احساس می کند. نتیجه اجتناب ناپذیر مقایسه تیرگی های خود با روشنی دیگران، یکی حسادت است و دیگری بی علاقگی و بی عاطفگی نسبت به انسان ها است.

(فرزانه، 29 ساله)

امید: بخش کتاب، امروز به روز شده ها. حواستون باشه.

******

سلام دوستان؛ مقاله تربیت (630) عالی بود. من خودم تو دوران بارداری، نماز و کتاب خیلی می خوندم. الان دختر ۷ ماهه ام وقتی نماز می خونم می خنده. مواظب اعمالتون تو دوران بارداری و حتی شیردهیتون باشید مامانای خوب.

(مامان پریماه)

امید: طب سنتی رو هم بخونین (710) عالیه! عنوانش: "معده شناسی" ولی یادتون باشه با خوندنش، تغییرات، کم کم تومون اتفاق می افته. بعدش هم با تغییر ما، خانواده هم دنبالمون می یان. با صبر. یه وقت حرص نخورینا؟!   

******

سلام؛ امید خسته نباشی. بحثتون عالی بود. بحث هفته آینده درمورد چیه؟

(زهره از کرمان)

امید: با اجازه ی برخی دوستان... راستش! هفته ی بعد به خاطر تعطیلی ها، سه روز هم اندیشان بیشتر نداریم؛ پس همین بحث رو به سرانجام می رسونیم؛ ولی با تنوع. همتون و همه ی عزیزانتون رو به خداوند می سپارم.

تعداد پیامک های دیروز: 2099

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط Elnaz در تاریخ 7 سال پیش و 22:29 دقیقه ارسال شده است

شکلکشکلکشکلکشکلک


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1613
  • کل نظرات : 1295
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 2743
  • آی پی امروز : 56
  • آی پی دیروز : 100
  • بازدید امروز : 178
  • باردید دیروز : 358
  • گوگل امروز : 10
  • گوگل دیروز : 3
  • بازدید هفته : 1,164
  • بازدید ماه : 7,218
  • بازدید سال : 53,019
  • بازدید کلی : 2,748,450
  • کدهای اختصاصی
    موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی