loading...

باشگاه هم اندیشان

علیک سلام هم اندیشا! من یه مشکلی دارم. رفتم راه های حلشو پیدا کردم؛ اما هر کدومشو که امتحان کردم به نتیجه ای نرسیدم! "تلاش" زیاد کردم حالا ناامیدی داره بهم چشمک می زنه! امیدوارم بحث ناامی

هم اندیشان سه شنبه 18 آذرماه 1393

حسین وفا بازدید : 581 سه شنبه 18 آذر 1393 نظرات (1)

علیک سلام هم اندیشا! من یه مشکلی دارم. رفتم راه های حلشو پیدا کردم؛ اما هر کدومشو که امتحان کردم به نتیجه ای نرسیدم! "تلاش" زیاد کردم حالا ناامیدی داره بهم چشمک می زنه! امیدوارم بحث ناامیدی کمکم کنه.

(زهره از همدان)

امید: علیکم السلام جمیعا و رحمه الله و برکاته... می گم زهره خانوم؛ اگه مطمئنی که راهت درست و منطقیه، پیامک بعدی جوابته... 

******

سلام؛ ادیسون می گه: خیلی از شکست های زندگی، زمانی اتفاق می افته که اشخاص نمی دونستن چقدر به موفقیت نزدیک بودند، زمانی که از تلاش ناامید شدند و دست کشیدند.

(سارا نوروزی از گیلانغرب)

امید: عجب نکته ای بودا! همگی حواستون بود؟!

******

اندکی تامل: اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید.

(نیلوفر، کرمانشاه)

******

سلام؛ انسان ذاتا همیشه دنبال راه هاى راحت تره. به خاطر همینم بعضى وقتا ناامیدى رو انتخاب می کنه؛ چون می دونه اگه امید رو انتخاب کنه باید تلاش کنه و سختى بکشه. باید بدونیم زندگى قرار نیست آسون باشه و قشنگیش هم به همین سختى هاس که آدمو بزرگ می کنه.

(نگین، تهران)

******

یاد: خدا رو یاد می کنم چون بهش احتیاج دارم؛ چون می ترسم اگه یادش، یادم بره چه اتفاق هایی که برام نمی افته. می خوام از این به بعد، به خاطر دوست داشتنش یادش کنم. می خوام عاشق خدا بشم. از سر عشق وایسم نماز بخونم نه به خاطر ترس! کسی راه حلی داره؟

******

سلام؛ زنگ تفریح! خنگول پشت در اتاق عمل بود. پرستار صدا می زنه همراه مریض! خنگول می گه: .....0912

(زهره ام.)

******

سلام؛ دو سال پیش دختری رو دوست داشتم و می دونستم اگه به خواستگاری اش برم جوابش مثبته؛ ولی زودتر از من یکی دیگه ازش خواستگاری کرد. ناامید از زندگی ام. خواهشا کمکم کنید.

(محمد، 27 ساله، رابر کرمان)

امید: ببین پیامک بعدی کارت رو راه می اندازه؟

******

من فرصتی برای بودن دارم؛ پس ساکت نمی نشینم! می گذارم همه بدانند که من با تمام توانایی ها و کاستی ها، شاهکار زندگی خود هستم. کافی است لحظات گذشته را رها کنم و برای ثانیه های آینده زندگی کنم. چون رویاهایم آنجاست. و من فقط یک بار فرصت زندگی کردن دارم! من زندگی می کنم... برای رویاهایی که منتظرند به دست من واقعی شوند.

(المیرا از پرند)

******

سلام؛ امید یادته چند وقت پیش ها یه هم اندیش، یه سامانه ی پیامکی معرفی کرده بود که می شد سوالات شرعی رو پرسید. اگه می شه اونو دوباره بگید که خیلی ضروریه.

(فرشته، 18 ساله، تهران)

امید: یادم نیست؛ ولی شماره تلفن "09640" (مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی) خوب یادمه. فقط خواهشا در مواقع ضروری تماس بگیرین که خیلی سرشون شلوغه. خیلللی.

******

یاد: سلام به همگی؛ یه بار داشتم به این فکر می کردم که واقعا بعضی آدما چقدر مهربونن، چه دل بزرگی دارن، آدم همین که بهشون نگاه کنه آرامش می گیره، اصلا مطمئنه که اونقدر اعتقاداتشون قویه که هیچ وقت راز بقیه رو فاش نمی کنن. بعد گفتم: ببین اینا فقط یه جلوه خییییلی کوچیک از صفات خدا رو دارن. قطعا خداوند بزرگ که این آدما رو آفریده خیلی خیلی مهربون تر و راز نگه دارتر و دوست داشتنی تر از مخلوقات خودشه؛ پس کم لطفی از ما است که کمتر می ریم سمتش؛ وگرنه خودش همیشه خداست.

(یاسمین، ۷۰، خرمشهر)

امید: امروز، بین دو نماز، امام جماعت اداره ازم پرسید: "آقا امید؛ این هفته، تو باشگاهتون دارین درباره ی چی صحبت می کنین؟" گفتم: "ناامیدی" خلاصه گفتن همان و شروع یه هم اندیشی تمام عیار، همان! کللی بده و بستون داشتیم. یکیش این بود: "از رحمت خدا مایوس نمی شوند مگر گروه کافران (یوسف:87)" یه بنده خدایی هم گفت: منظور این آیه اینه که فقط افراد کافر که خدایی ندارند باید از رحمت خدا ناامید باشن؛ وگرنه کسی که اعتقاد به خدا داره...

******

یاد: سلام؛ در یک شب تاریک، کوهنوردی از کوه بالا می رفت. در بین راه پایش لیز خورد و به پایین سقوط کرد. طناب دور کمرش مانع سقوطش شد. محکم و دودستی طناب رو گرفت و از خدا عاجزانه کمک خواست. ندایی آمد که اگر به خدا امید و اعتماد داری طناب را رها کن! ولی مرد ترسید و طناب رو محکمتر گرفت. فردا صبح جسد مرد رو در حالی پیدا کردن که از شدت سرما یخ کرده بود؛ در صورتی که فقط یک متر با زمین فاصله داشت.

(هاجر از خرم آباد)

امید: نمی دونم تا حالا دقت کردین؟... دقیقا اون جاهایی از زندگی که آدم بتونه تو یه تصمیم سخت، به خدا اعتماد کنه یا تو یه تصمیم سخت، از یه چیزایی به خاطر خدا بگذره، عجیب نتیجه ای بعدش می بینه. اون لحظات سخت تصمیم گیری، سرنوشت ساز هستند!

******

یاد: سلام؛ مشکل اینجاست که بعضیامون وقتی گرفتار می شیم یاد خدا می افتیم... درضمن، به نظر من ذکر و یاد خدا منحصر به ذکر زبانی و قلبی نیست. گونه ای مهمتر از یاد خدا ذکر عملی است؛ یعنی انسان در افعالش خدا رو درنظر داشته باشه و مطابق دستورات و اوامر و نواهی خداوند عمل کنه. اغلب ناامیدی ها به خاطر شکست و ناکامی ها به وجود میاد؛ اما وقتی توی کارامون خدا رو در نظر داشته باشیم و مطابق دستورات خدا پیش بریم اونوقت دیگه با اطمینان اون شکست ها رو "حکمت" می دونیم و ناامیدی کاذب و مخربی سراغمون نمیاد.

(مژده، 20 ساله)

******

"راز کامیابی در این است که شکست ها را زاییده بدشانسی خودت تلقی نکنی، بلکه آن ها را وسیله ای برای اصلاح خودت بدانی" به قول امید عمیق شیم. بخشی از کتاب 110 راز برای کامیابی و شاد زیستن. ممنونم از دوستم  که کتابو بهم هدیه داد.

******

سلام؛ پسر چهار ساله ای دارم که خیلی به شال و روسری و لوازم آرایش علاقه دارد. هر کاری می کنم آن ها را کنار نمی گذارد! یه خواهر بزرگتر دارد. می ترسم دچار دوگانگی شخصیت بشود. از شما خواهش می کنم راهنمایی کنید.

(زیبا، 31 ساله، پاکدشت)

امید: اول باید ببینی ریشه اش کجا است؟ آخه گاهی بعضی خونواده ها که هم پسر دارن و هم دختر، ممکنه به یکی از اون ها علاقه ی بیشتری داشته باشن و اون یکی دیگه برا جلب توجه، خودش رو شبیه... یا ممکنه خونواده ای که مثلا دختر دوست دارن، فقط پسر داشته باشن و دختر دوستیشون رو به شکل های مختلف ابراز کنن؛ به ویژه تو مهمونیا و همین باعث بشه... خلاصه دلایل مختلفی داره که ضمن ریشه یابی باید اینجور وقتا حواسمون باشه که حساسیت نشون ندیم. انگار چیزی ندیدم. به مرور، مساله برطرف می شه. ای بابا! من که همه چیزو گفتم! یه مقاله گذاشتیم تو صفحه ی تربیت، علاقمندان بخوننش.

******

سلام! امید قبول کن بعضی از حاجتا رو نمی شه بگی خدایا اگه صلاحه حاجتم روا بشه. من وقتی به روا نشدن حاجتم فکر می کنم پاک ناامید می شم!

(یه نیازمند به دعای شما)

امید: قانونش اینه که: اگه تو لحظات سخت تصمیم گیری بتونیم از ته دل به خدا اعتماد کنیم و صبر داشته باشیم... اول پیامکا حرف خوبی زده شد. اینکه گاهی دقیقا قبل از اینکه به خواستمون برسیم، ناامید می شیم و همه چیزو خراب می کنیم.

******

مستر امید! یکشنبه 18 تا پیام درج کردی همه خانوم! سکوت...

(محمد میقانی، آزاد شهر، گلستان)

امید: ما مخلص آقایونیم؛ به شرطی که حوصله به خرج بدن و تو بحثا شرکت کنن. ظاهرا حوصله ی خانوم ها تو این کار، بیشتره.

******

سلااام؛ خیلی خسته ام. خسته تر از اونی که فکر کنین. از خودم خستم. می خوام امید رو یاد بگیرم. بفهمم و حس کنم. می خوام خودم رو ببخشم. با خودم و خدا آشتی کنم. می خوام سوار کشتیتون بشم. این کشتی داره می ره بهشت. منم بهشتی می کنین؟؟

(دختر اردیبهشتم)

امید: این روزها تو پیامکاتون یه چیزی رو کشف کردم. خیلی ها نمی تونن هیچ جوری خودشون رو ببخشن. با وجود بخشندگی خدا و این همه حرفایی که درموردش می زنیم، یه چیزی مشکوک نیست؟!... چرا هست! پای یکی درمیونه که نمی ذاره آدما خودشون رو ببخشن. معرف حضور که هست؟ اگه آدما خودشون رو نبخشن، براش نون و آب داره.

******

سلام؛ توجه! توجه! یکی از رفقای داداشم تو کارخونه ی همبرگر و سوسیس کار می کنه. می گفت: ... خلاصه اونجا دوام نیاورد و اومد بیرون.

(هانیه فرجی، همدان، سی کیلومتری غار علیصدر، شیرین سو)

امید: ببخشید! اون نقطه چین ها رو خودتون باید تصور کنین؛ چون امکان پخشش وجود نداره! ممکنه زیرآب باشگاه بخوره! خودتون بهتر می دونین چیه!!!!! اگه خیلی کنجکاوین، یه بار تو جمعای خانوادگی مطرحش کنین. کلللی چیزی از این و اون می شنوین. با جزئیات. در پناه حق باشین.

تعداد پیامک های دیروز: 1952

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط سمانه بندرعباس در تاریخ 8 سال پیش و 20:01 دقیقه ارسال شده است

سلام خوبین نمیدونستم اینجام میشه صحبت کرد ینی تبادل نظر کرد!!!!

هرگز تسلیم نشوید! معجزه ها هر روز رخ می دهند شاید فردا روز شما باشد...


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1613
  • کل نظرات : 1295
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 2743
  • آی پی امروز : 55
  • آی پی دیروز : 100
  • بازدید امروز : 154
  • باردید دیروز : 358
  • گوگل امروز : 10
  • گوگل دیروز : 3
  • بازدید هفته : 1,140
  • بازدید ماه : 7,194
  • بازدید سال : 52,995
  • بازدید کلی : 2,748,426
  • کدهای اختصاصی
    موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی