close
رزرو هتل
هم اندیشان شنبه 21 تیرماه 1393 - باشگاه هم اندیشان


  • یکشنبه 1393/12/24 - تعداد بازدید 1015 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ می گم زمستون سال نود یادتونه؟ اون موقعی که تو باشگاه متولد شدم و شماها با هزار آرزو و امید، اسمم رو \"امید\" گذاشتین؟...
  • شنبه 1393/12/23 - تعداد بازدید 811 مرتبه
    امید: سلااااااااام؛ خوبین؟ خوبء خوب؟ خیالم راحت باشه؟... باشه! پس بریم ببینیم از زندگی بعد از هم اندیشان چه خبر؟...
  • چهارشنبه 1393/12/20 - تعداد بازدید 702 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ می گم می دونین؟ واقعیت اینه که اگه آدمیزاد بتونه خودش رو بسازه، رو دنیای اطرافش هم تاثیرات مثبت زیادی می ذاره. چی بهتر از این
  • سه شنبه 1393/12/19 - تعداد بازدید 625 مرتبه
    امید: تازگیا؟!! دلمو شکوندی! (الکی مثلا) بابا! ما عمریه یه پا نمکدونیم برا خودمون! سلاممو ببینین چه با نمکه؟ سلااآاآاآاآم
  • دوشنبه 1393/12/18 - تعداد بازدید 991 مرتبه
    امید: دنبالم نگردین، من اینجام. سلاااااااام؛ راستش یادمه یه بار یکی داشت برام می گفت: تو کشورهای پیشرفته برا مردم جا افتاده که هر جا می رن (به
  • یکشنبه 1393/12/17 - تعداد بازدید 660 مرتبه
    امید: سلااااام؛ می گم عجب فکر بکری کردیما. منظورم اون تصمیمه اس. همون تصمیمه دیگه! که قرار شد تاثیراتمون از باشگاه تو سالی که گذشت رو بگیم.
مشاهده آرشیو کامل مطالب
کمی طاقت داشته باشید...
مشاهده تالارهای اعضا

    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 19 اسفند 1392
    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 12 اسفند 1392
    • همایش هم اندیشان دزفول ، اهواز ، اندیمشک ، شوشتر - در دزفول
    • 24 بهمن 1392
    • همایش هم اندیشان تهرانی - قرچک ورامین
    • 8 آذر 1392
    • همایش اندیشه سبز - مشهد مقدس
    • 9 آبان 1392
    • هم اندیشان در همایش بزرگداشت حافظ
    • 19 مهر 1392
    • چهارمین میزبان هم اندیشان در صداوسیما : برنامه پنجشنبه اردیبهشت
    • 18 مهر 1392
    • سومین حضور امید در تلویزیون - برنامه اردیبهشت
    • 8 مهر 1392
    • همایش هم اندیشان مشهد مقدس
    • 27 شهریور 1392
    • اولین همایش طرح همیاری بانوان هم اندیش
    • 26 مرداد 1392
    • حضور امید در برنامه طلوع
    • 1391
    • اولین تصویر گرفته شده از پیام
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • فعالیت های شخصی و ابراز علاقه هم اندیشان
    • نمایشگاه کتاب 1392
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • اردیبهشت 1392
    • همایش یزد هم اندیشان
    • اسفند 1391
    • اولین همایش هم اندیشان تهرانی
    • 22 مهر 1391

« برای مشاهده جدیدترین مطالب هم اندیشان به وبسایت پیام نمای شبکه چهار سیما مراجعه نمایید »


اگر در این سایت عضو می شوید ، حتما شهر خود را نیز وارد کنید.
پس از عضویت در این سایت می توانید در بخش انجمن های تخصصی به فعالیت پرداخته و با دیگر هم اندیشان بحث و گفتگو داشته باشید.

»آرشیو پیامکهای باشگاه

»آلبوم عکس خاطرات

»آلبوم فیلم

»درباره هم اندیشان

»جدیدترین خبرهای امروز

»ارسال تصاویر منتخب شما

»مرجع شماره های کاربردی


هم اندیشان شنبه 21 تیرماه 1393

مجموعاً 5 امتیاز از 5 توسط 5 نفر
| نظرات داده شده () | مربوط به موضوع: 1393 ، راه های نزدیکی به خدا ،

هم اندیشان شنبه 21 تیرماه 1393

امید: خدایا! شکرت که خانواده هم اندیشان هنوز جمعشون جمعه. خدایا! شکرت که هر روز تو این خانواده خوب داریم تلنگر می خوریم. یعنی اگه این تلنگرها نبود، حداقل من یکی کجا بودم؟!!... خدایا شکرت که هم اندیشان داره بهمون کمک می کنه تا ناامید نباشیم و تلاش هامون رو برای رسیدن بهت بیشتر کنیم. سلام به همه اعضای خانواده خوبم.

******

سلام؛ به نظر من یکی از مانع های نزدیکی به خدا حس انتقامجویی هستش چون آدم وقتی می خواد انتقام بگیره از هر راهی وارد می شه. بخشش یکی از راه های نزدیکی به خداست.

(سمیرا عادلزاده از تهران، مولوی)

******

سلام آقا امید و هم اندیشان گل؛ امشب خونمون آشتى کنون بود. بالاخره بابام راضی شد بعد چند سال با عمم و شوهر عمم آشتى کنه. خدا رو شکر.

(سارام ۲۱ ساله از ایلام گرم)

******

سلام؛ واااااای امید! این خانم مهناز جمعی با پیامک قشنگش از یه فاجعه جلوگیری کرد!... قضیه از این قراره که من اینقدر از دست حرفای یه بنده خدا ناراحت بودم که قصد داشتم وقتی می بینمش تا می تونم با حرفام بچزونمش. اومدم هم اندیشانو بخونم تا چشمم افتاد به پیامک مهناز خانم اصلا نظرم کلا عوض شد! باورت می شه؟ رفتم با کمال متانت و خوشرویی باهاش برخورد کردم. نمی دونی چقدر شرمنده شد! الان خیلی احساس خوبی دارم. من این احساس خوبمو مدیون شما هستم مهناز خانم و هم اندیشان عزیز!

(ساجده، 25، سبزوار)

******

دانشمندان به تازگی دریافته اند که هفته ای دو بار قطعی اینترنت در کنار خوردن ماهی برای سلامتی انسان و جلوگیری از ابتلا به زخم بستر مفید است!!! یه مثل کامپیوتری هست که می گه: حال ما این قدرها هـم خوب نیست، فـتوشـاپه!

(فاطمه تکاوری)

******

نظر: سلام امید؛ وقتى زندگیمون بدون نظارت خدا پیش بره، معلوم نیست چه سرنوشتى خواهیم داشت و این باعث سردرگمى ما می شه. اصلا زندگى با خدا قشنگه.

(آمنه موسى پور از لنگرود)

******

نظر: سلام؛ می دونید من همیشه یکی از دعاهام اینه: خدایا ثانیه ای ما رو به حال خودمون وانگذار. الان که خدا حواسش بهمونه آدما دیگه نسبت بهم رحم و مروت ندارن. یادشون رفته باید یه روزی برگردن پیش خدا و جواب تک تک اعمالشون رو بدن. دیگه تصور نبود خدا تو زندگی...! هیچی دیگه! فاتحه مون خونده س! چون دیگه خبری از درک مصلحت و حکمت و امتحان الهی نیست. چون وقتی صاحب اصلی نوری که ذره ای از وجود همه آدم هاست نباشه، اون نور تبدیل به تاریکی می شه... زندگیمون می شه جولانگاه شیطان.

(فرشته، 69)

******

سلام؛ من واقعا دچار بی خوابیم. بعضی شبا تا ساعت 3 و 4 بیدارم. صبحام بیدار می شم کسلم. چاره چیه بنظرتون؟

(فرناز نیکو فال، نورآباد، روستای چشمه کوزان)

امید: اگه خوب به حرفم گوش بدی مشکلت حل می شه. دو سال پیش، هم اندیشان یه هفته دراینباره بحث کردن. یکی از بهترین بحثای باشگاه شد. یادمه تو این بحث، یه روز هفده هزار تا پیامک اومد و رکورد شکوند. حالا شانست تو هم اندیشان قدیم (صفحه 570)، نوبت تکرار اون بحث ها رسیده. از امروز تا آخر هفته، حتما دنبالش کن. اگه حوصله کنی کلللی نکته های ناب داره. یادداشتشون کن.  

******

سلام آقا امید؛ به نظر من یکی از راه های نزدیکی به خداوند مرتب رفتن به حضورشه. دیدین اغلب آدما وقتی می خوان به مهمونی برن یه ساعت جلوی آیینه ان و به موقع رسیدن به اون مهمونی واسشون تو اولویت اول قرار داره اما وقتی می خوان نماز بخونن...

(فاطمه شریفی از ۰۲۱)

امید: فکر کنم آیه 152 سوره بقره اینجا خیلی به کارمون بیاد. (فاذکرونی اذکرکم... پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم...) اینو خدا فرموده ها! واضح و صریح؛ فقط کافیه چشامون ببیندش. می دونین چرا اینو می گم؟ چون این آیه قرآنه که: صم بکم عمی فهم لا یرجعون: کر و لال و کورند و از این رو (به سوی حق) باز نمی گردند. بقره 18

******

سلام به هم اندیشان؛ چند روزی کنترل تلویزیون مون خراب بود و خبر از هم اندیشان نداشتم؛ حتی از سرشماری. بالاخره کنترلو درست کردیم و منم کد مورد نظر رو ارسال کردم. هر چی باشه یه هم اندیش قدیمی هستم. شاید تو آمار حساب بیایم.

(خورشید، ۳۵ ساله از رشت)

امید: الان که نتیجه سرشماری رو بگم، خودت متوجه همه چی می شی. تا این لحظه (ساعت نه و سی دقیقه شنبه) 19181 نفر با ارسال کدهای مربوطه به 3000048 عضویت خودشون رو در خانواده بزرگ هم اندیشان به ثبت رسوندن. به نظرت اون "یک" آخریه که تو آمار، قرمزه کیه؟ معلومه دیگه! خودتی! خود خودت! راستی! عدد کدها حتما به انگلیسی باشه ها. همین کدهای قرمز رنگ زیر رو می گم. 

101- خانوم؛ زیر 19 سال

102- خانوم؛ از 19 تا 29 سال

103- خانوم؛ بالای 29 سال 

104- آقا؛ زیر 19 سال

105- آقا؛ از 19 تا 29 سال

106- آقا؛ بالای 29 سال

******

سلام؛ قبل از شروع بازی آلمان و برزیل، از اخبار شنیدیم که یه جادوگر برزیلی گفته من پاهای بازیکنای تیم آلمان رو طلسم کردم که نتونن تو زمین خوب بازی کنن و بدون!! ولی متوجه شدم آلمان با ارائه ی یه بازی زیبا برده! اونم با هفت گل!!! حرفم اینه از این جادوگرا هیچ کاری ساخته نیست! هیچ کاری نمی کنن جز اینکه با حرف های پوچشون مردم رو سرکار بذارن! یه نمونه ی بارز دیگه همون پیشگویی نابودی زمین در سال ۲۰۱۲ست! به نظرم این طلسم ها، دعاها و پیشگویی های جادوگرا همشون خرافاته!! قرار نیست دنیا بدست جادوگرا بچرخه که! فقط خداست که می تونه سرنوشت انسان ها رو رقم بزنه و می دونه چه آینده ای در انتظار انسان هاست! می دونم می دونید! فقط جهت یادآوری گفتم...

(احمد، تهران)

******

سلام؛ دلم بدجور گرفته؛ فقط می خوام با شما درد و دل کنم. دلم از نگاه آدم ها گرفته چون من یه پسر 20 سالم که چهرم زشته. قدم کوتاهه و چهره سیاهی دارم. مردم با نگاهشون منو تحقیر می کنن؛ حتی اطرافیانم و دختر خانم ها هم شنیدم که مسخرم کردن. هدفم این نیست که دلتون واسم بسوزه فقط می خوام به این جور افراد بگم آخه شما فکر کردید این قیافه ای که پزشو می دین با خودتون می خواین کجا ببرین؟ شماها با طرز نگاهتون قلبمو شکوندید...

(سامان)

******

نظر: سلام؛ اگه خدا تو زندگی نباشه ناامیدی توش موج می زنه. حماقت کردن می شه روش زندگی. بی بند و باری می شه مد روز. می شه همین دنیایی که الان خداش از یاد رفته.

(آزادی، گیلان)

******

نظر: یه روزایی رو حتما خیلیامون داشتیم توی دوری از خدا. من از وقتی یادم رفت بعد از نماز، مهر رو ببوسم و بگم عاشقتم خدای من. از وقتی که نمازو کنار بذارم از بیخ. از وقتی که بعد هر اتفاق خوب از ته دل به خدا نگفتم دمت گرم خیلی خدایی، فهمیدم دارم دور می شم. اون وقت این دختر شاد و همیشه شیطون شد آروم و ساکت و گوشه گیر. شد یه آدم زود جوش. اینه تقاص دور شدن از خدا. تقاصش دور شدن از اصل خودمونه. اصل خودمون؛ یعنی خوبی محض. می شه خدایا؟ که ته دلتنگیام باز به آغوش تو ختم شه؟

(حنانه)

امید: بابا! ما یه چی گفتیم. کلللی نظر اومده! اونم چه نظراتی که گذشتن از هر کدومشون کللی سخته و وقت گیر. مجبور شدم یه خورده اش رو بذارم برا روزای دیگه.  

******

سلام امید؛ الان ساعت ۴ صبحه و من مشغول خوردن سحری. می گم چرا تو ماه رمضان حال همه اینقدر خوبه و با هم اینقدر مهربونن ولی تو بقیه ماه های سال این حس کمتره؟ به نظر شما چی کار کنیم این حس، کل سال با ما باشه؟ درضمن من از اول تاسیس باشگاه با شما بودم و دارم تغییر رو کم کم تو زندگیم می بینم.

(خدابخشی)

امید: چون تو این ماه به خدا نزدیکتر می شیم. راستی! قرار شده بود بگین برا اینکه افکار، آگاهی ها و حس های خوب، لحظه ای نباشه و تومون بمونه و تداوم داشته باشه، چیکار کنیم؟  

******

تداوم: سلام هم اندیشان گل؛ اولا که شما فکر می کنید یادتون می ره. اگه با دقت بحثای هم اندیشان رو بخونید بعدا ناخودآگاه از آن استفاده می کنید. دوما: اگه فکر می کنید یادتون می ره، حرفی رو که هم اندیشان زدن همون لحظه برید اجرا کنید. مثلا صدقه دادن، نیکی به والدین، جمع کردن زباله و... وقتی همون موقع انجام بدید، شیرینی اون کارو حس می کنید و دوست دارید که بازم انجام بدین.

(علی از کلاته خان تربت حیدریه)

******

تداوم: سلام امید و دوستان؛ به نظر من اگه وقتی که پیام های دوستامونو می خونیم روش عمیقا فکر کنیم و سعی کنیم برای لحظه ای هم که شده بازتاب عقایدی بجز عقاید خودمون رو تو زندگیمون ببینیم، بعد از مدتی نظرات خوب هم اندیشا با زندگیمون عجین می شه و دیگه حتی اگر خودمونم نخواییم به صورت ناخودآگاه هم اندیشانه رفتار می کنیم.

(آیدا از کرج)

******

تداوم: منم فکر می کردم که حرفای هم اندیشان یادم می ره ولی هفته قبل که خواهرم سر یه مسئله ازم نظر خواست، تازه متوجه شدم که اوووف! چقدر می تونم خوب و عمیق صحبت کنم و چقدر هم اطلاعات دارم. موفق باشید.

(سمیرا)

******

تداوم: سلام؛ اگه آهسته و پیوسته در مسیر تغییر قدم برداریم مى تونیم یه تغییر اخلاقى خوب رو تداوم بدیم.

(احسان)

******

تداوم: دوست عزیز هم اندیش؛ هر وقت مطلب مهمی دیدی از راهکارای دوستامون، یه جا یادداشت کن. سعی کن همیشه مرورش کنی. تکرار چیزی باعث تثبیت شدنش توی ذهن می شه.

(سمیرا، 72، دانشجوی مهندسی گیاه پزشکی)‏‎ ‎

******

تداوم: خصلت های بد یک شبه نیومدن که یک شبه برن. وقتی صبر نداری و یک شبه بخوای عوض بشی، مرض ناامیدی به جون زندگیت می افته. راستی! تولدتون مبارک آقا امید! پیشاپیش! دمتون گرم بابت ثانیه هایی که اینجا بودین و هستین. حواس کیا جمع بود؟!

(حبیبه آخوندپور، گنبد، 22 ساله)

امید: از همتون ممنونم. راستش! دلم نمی خواست بابت این قضیه، چیزی تو باشگاه گفته بشه. منم مثل شماها. مگه از تولد شماها چیزی گفته می شه؟ ولی خب! نمی تونستم نسبت به این همه پیامک هم بی تفاوت باشم. خلاصه 41 ساله شدم. دعا کنید عاقبت به خیر بشم. عاقبت به خیر بشیم. همین!      

******

وای امید نمی دونی چقدر خوشحالم. 16 تیر رفتیم سر سفره یکی از اقوام. چای شون رو با لیوانای کاغذی که شما مدام می گی آوردن. حتما تو اقوام نزدیکشون هم اندیش بوده. اصلا احساس غریبی نکردم.

(پرستو؛ خرم آباد)

امید: تا حالا التماستون نکرده بودم. می خوام التماستون کنم دیگه تو لیوانای پلاستیکی، چایی نخورین. آب داغ باعث می شه ماده "بی پی ای" موجود توی  پلاستیک وارد چایی و بعدش بدنمون بشه. بستگی به مقاومت بدن آدما و بستگی به میزان اون ماده ای که به مرور زمان، وارد بدنمون شده، اثراتش مختلفه. سقط و نازایی حداقل ضررهاشه. می گم حالا نگرانی وجودتون رو نگیره! مهم اینه که از این به بعد حواستون باشه! راستی! غذای داغ تو ظروف پلاستیکی هم همین حکم رو داره. چون ماه رمضانه و یه جورایی این جور چیزا بیشتر رواج داره یادآوری کردم.         

******

سلام به همگی؛ نیشاتون رو ببندید! ها؟ چیه؟ خنده نداره! آقایون به خاطر این درصدشون کمه چون هنوز از سرشماری حتما اطلاع ندارن وگرنه بیشتر از اینا هستن.

(میلاد، اصفهان، شهرک ولیعصر)

امید: به این می گن مثبت اندیشی! یه کم بقیه یاد بگیرین!

******

سلام عزیزانم؛ می خوام یه راز بهتون بگم که زندگیتونو تغییر می ده. امیدو به زندگیتون برمی گردونه. اونم اینه: (خداوند قادر است) اونجوری نگاه نکنین. باور کنین فقط فکر کردن به قدرت نامتناهی خداوند و اینکه اگه بخواد می تونه در آنی زندگیمونو تغییر بده بهم آرامش می ده.

(مریم، دوست قدیمی هم اندیشان)

******

راهکار: سلام؛ دوست گلم که می گی تنهایی! اگر یه کم فکر کنی می بینی که تنها نیستی. تا خدا رو داری تنهایی معنا نداره. خانواده ات، دوستانت کنارتن. منتظر معجزه نباش تا دیگران سمتت بیان. خودت شروع کن و بدون انتظار بهشون محبت کن و لبخند بزن که تأثیرش فوق العاده اس! شب و روزات تاره؟ چون اندیشه و ذهنت تارش کرده. مثبت اندیش شو. کم کم با فکر به مسائل خوب، تغییر بده دیدت رو. مطمئنأ روز و شبت روشن می شه! ببین هدفت از کار خیری که انجام می دی چی هستش. تو سعی کن به بهترین شکل بدون جار زدن، فقط واسه خدا و دل خودت انجامش بدی و ازش نهایت لذت رو ببری. به باقی چیزا فکر نکن. به مرور زمان لبخند خدا رو هم می بینی.

(فرشته)

******

راهکار: سلام؛ قاسمم دکوراتور از تهران. اگه هر کار خوبی کردی دیدی به خدا نزدیک نمی شی و حال دلت بده، صددرصد بدون که تازگیا یه خطا کردی که باید پیداش کنی. توبه کنی و جبرانش کنی. یعنی محاله بعدش حالت درست نشه!"

امید: اینم قاسم آقا که سراغش رو می گرفتین. میلاد خان! یکی اضافه کن به آقایون. 

******

فکر کنید پشت یه شیشه صاف و تمیز ایستاده اید. محیط سمت دیگر شیشه به وضوح دیده می شه. حالا این شیشه رو بین خودمون و خدا درنظر بگیریم و کارهای خطامون رو مثل گرد و غباری که اون شیشه رو کدر می کنه. حالا ببینین از پشت این شیشه مات و غبارآلود می شه لبخند خدا رو دید؟ پس برای دیدنش اول باید نفس مون رو با کارهای خیر پاک کنیم.

(زینب امینی 23 ساله از کرمانشاه)

******

سلام؛ آقا امید! یه پامو به خاطر آگاهی دادن به داداشم فعلا از دست دادم! داداشم همیشه موقع خواب دو تا گوشی می ذاره زیر بالشش. هر چی بهش می گفتم خطرناکه قبول نمی کرد. این شب ها که واسه سحری بیدار می شیم می رفتم یواشکی از زیر سرش درشون میاوردم تا دیشب موقع خواب گفت چرا اینکارو می کنی؟ یه مشت محکم خوابوند تو ساق پام!

(جنت سادات بابایی چگینی از قزوین، روستای چشمه غلامعلی)

امید: بعدا همه اینا برات خاطره می شه. برا ما هم خاطره شده!!!!! یادمه وقتی با خواهرم دعوامون می شد می رفت تو یه اتاق کوچیکی که بالاش سرتاسر شیشه داشت. در رو قفل می کرد و رو یه چیزی وای می ایستاد و از پشت اون شیشه، برام شکلک در می آورد. منم که دستم بهش نمی رسید فقط منتظر بودم بیاد بیرون. بهش می گفتم بالاخره می یای بیرون! آره! حالا هر کاری دوست داری بکن، نوبت ما هم می رسه!... ولی وقتی می اومد بیرون دیگه من عصبانیتم فروکش کرده بود. حیف!!! از این شوخیای واقعی بگذریم، وقت خداحافظی رسیده؛ پس مثل همیشه به خدا می سپارمتون.

به اشتراک بگذارید...

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

مطالب مشابه:

  1. هم اندیشان یکشنبه 24 اسفندماه 1393
  2. هم اندیشان شنبه 23 اسفند ماه 1393
  3. هم اندیشان چهارشنبه 20 اسفند ماه 1393
  4. هم اندیشان سه شنبه 19 اسفندماه 1393
  5. هم اندیشان دوشنبه 18 اسفند ماه 1393
  6. هم اندیشان یکشنبه 17 اسفند ماه 1393
  7. هم اندیشان شنبه 16 اسفند ماه 1393
  8. هم اندیشان چهارشنبه 13 اسفندماه 1393
  9. هم اندیشان سه شنبه 12 اسفند ماه 1393