• یکشنبه 1394/02/13 - تعداد بازدید 7 مرتبه
    س ل ا م؛ ببخشید که امروز سلامم شل و وله! آخه نه اینکه چند روز، تعطیلی بوده؟ حسابی پشتم باد خورده! نگران نباشینا! درست می شه. چند تا پیامک بخونم ت
  • چهارشنبه 1394/02/09 - تعداد بازدید 13 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ خودتونو برا اولیش آماده کنین...  
  • سه شنبه 1394/02/08 - تعداد بازدید 27 مرتبه
    امید: سلااااااام بر دوستان بامرااااااام؛ راستش! آدما گاهی به دلایل مختلف، گیج می زنن. گاهی بدجور و گاهی هم کم جور! منم ظاهرا دیروز بدجور گیج ز
  • دوشنبه 1394/02/07 - تعداد بازدید 57 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ خدا حفظتون کنه دوستان بامرااااام
  • یکشبنه 1394/02/06 - تعداد بازدید 68 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ می گم اگه یه راننده به پلیس بگه: "باور کن تا حالا من یواشکی بارها با سرعت 180 تا هم رفتم و هیچ اتفاقی نیفتاده. بذارین من راحت ب
  • شنبه 1394/02/05 - تعداد بازدید 81 مرتبه
    امید: سلااااام؛ می دونین الان تو ذهنم داره چی می گذره؟ اینکه شماها خیلی خوبین. خیییییلی!... دلیل دارم براش. فکر نکنین رو هوا دارم حرف می زنم. دلی
مشاهده آرشیو کامل مطالب
کمی طاقت داشته باشید...
مشاهده تالارهای اعضا

    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 19 اسفند 1392
    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 12 اسفند 1392
    • همایش هم اندیشان دزفول ، اهواز ، اندیمشک ، شوشتر - در دزفول
    • 24 بهمن 1392
    • همایش هم اندیشان تهرانی - قرچک ورامین
    • 8 آذر 1392
    • همایش اندیشه سبز - مشهد مقدس
    • 9 آبان 1392
    • هم اندیشان در همایش بزرگداشت حافظ
    • 19 مهر 1392
    • چهارمین میزبان هم اندیشان در صداوسیما : برنامه پنجشنبه اردیبهشت
    • 18 مهر 1392
    • سومین حضور امید در تلویزیون - برنامه اردیبهشت
    • 8 مهر 1392
    • همایش هم اندیشان مشهد مقدس
    • 27 شهریور 1392
    • اولین همایش طرح همیاری بانوان هم اندیش
    • 26 مرداد 1392
    • حضور امید در برنامه طلوع
    • 1391
    • اولین تصویر گرفته شده از پیام
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • فعالیت های شخصی و ابراز علاقه هم اندیشان
    • نمایشگاه کتاب 1392
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • اردیبهشت 1392
    • همایش یزد هم اندیشان
    • اسفند 1391
    • اولین همایش هم اندیشان تهرانی
    • 22 مهر 1391

« در حال حاضر باشگاه هم اندیشان فعالیتی ندارد. ادامه بحث ها در وبلاگ جناب بیدگلیان جریان دارد »


اگر در این سایت عضو می شوید ، حتما شهر خود را نیز وارد کنید.
پس از عضویت در این سایت می توانید در بخش انجمن های تخصصی به فعالیت پرداخته و با دیگر هم اندیشان بحث و گفتگو داشته باشید.

»آرشیو پیامکهای باشگاه

»آلبوم عکس خاطرات

»آلبوم فیلم

»درباره هم اندیشان

»مرجع شماره های کاربردی


هم اندیشان چهارشنبه 19 فروردین ماه 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، بحث آزاد ،

هم اندیشان چهارشنبه 19 فروردین ماه 1394

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. اخوی امید! اینم جواب سلامت. گفتم فردا روز گله نکنی که چرا جواب سلام ندادید؟ کوچیک و دست بوس مادران هم اندیش گل گلاب (زهرا از دلفان)

امید: شرمنده می نموویید. تشویق شدم که سلام امروزم، بلندتر و باانرژی تر باشه. سلاآآآآآآآآآآآآآآم. حالا اگه راس می گین جواب این یکی سلامم رو بدین. 

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 135 مرتبه بازگشت به بالا

هم اندیشان سه شنبه 18 فروردین ماه 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، بحث آزاد ،

هم اندیشان سه شنبه 18 فروردین ماه 1394

سلام؛ امید یه چیزی بگم قول می دی گوشمو نکشی؟! من می تونم دیگران رو ببخشم. با این که خیلی سخته بدی هاشون رو فراموش کنم؛ اما به راحتی می بخشمشون؛ اما برای دید و بازدید و صله ارحام خیلی مایل به دیدنشون نیستم! راستشو بخوای از دست همه اطرافیان با کنایه و زخم زبوناشون خیلی خسته ام. می شه بگین چی کار کنم که بتونم به راحتی باهاشون ارتباط برقرار کنم؟! (؟)

امید: خب! چرا همه وایسادین منو نیگا می کنین؟ حرفی، نظری، راهکاری، چیزی! اول پیامک بنویسین: "پاسخ" درضمن جواب سلام من رو هم بدین که واجبه!... چیه؟ چرا دوباره دارین اینجوری نیگام می کنین؟... آآآآخ! اصلا سلام نکردم من! پس سلااااآآآآآم

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 129 مرتبه بازگشت به بالا

هم اندیشان سه شنبه 17 فروردین ماه 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، بحث آزاد ،

هم اندیشان سه شنبه 17 فروردین ماه 1394

امید: سلااااام؛ چطورین با شروعی بی کلااااااام؟ اصلا یه چیز دیگه! از داستان خوشتون می یاد؟ بذارین با یه داستان شروع کنیم...

******

سلام؛ سال نو مبارک. پیرزنی هر روز به جلسه موعظه می رفت. آن روز وقتی از جلسه موعظه بازمی گشت نوه اش با تمسخر پرسید: مادربزرگ امروز چی یاد گرفتی؟ مادربزرگ: عزیزم تو که می دونی من هیچی یادم نمیاد. نوه: پس چرا می رین جلسه وقتی...؟ مادربزرگ سبد کامواهاش رو به نوه داد و گفت: می شه بری داخلش رو از آب پر کنی؟ نوه: نکنه شوخیتون گرفته. این که همه اش سوراخه. چه جوری آب رو نگه داره؟ مادربزرگ: خواهش می کنم این کارو بکن. نوه رفت و دوباره با سبد برگشت و گفت: دیدی مادربزرگ حق با من بود؟ این سبد نمی تونه آب رو نگه داره! مادربزرگ: "اما عزیزم می بینی که سبد تمیزتر شده!" نتیجه گیری این داستان با خودتون! هنوزم می گین باشگاه بی تأثیره؟! (زهرا محمدزایی از درگز)

امید: عمرا دیگه کسی بگه!

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 130 مرتبه بازگشت به بالا