• دوشنبه 1394/02/14 - تعداد بازدید 1 مرتبه
    سکانس 1، پلان 1، روز، خارج:  کاپیتان، چمدانش را به یک دست و کلاه لبه دار سفیدش را به دست دیگرش گرفته. روی دماغه، رو به دریا، مثل مجسمه ای ایستاد
  • یکشنبه 1394/02/13 - تعداد بازدید 20 مرتبه
    س ل ا م؛ ببخشید که امروز سلامم شل و وله! آخه نه اینکه چند روز، تعطیلی بوده؟ حسابی پشتم باد خورده! نگران نباشینا! درست می شه. چند تا پیامک بخونم ت
  • چهارشنبه 1394/02/09 - تعداد بازدید 27 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ خودتونو برا اولیش آماده کنین...  
  • سه شنبه 1394/02/08 - تعداد بازدید 38 مرتبه
    امید: سلااااااام بر دوستان بامرااااااام؛ راستش! آدما گاهی به دلایل مختلف، گیج می زنن. گاهی بدجور و گاهی هم کم جور! منم ظاهرا دیروز بدجور گیج ز
  • دوشنبه 1394/02/07 - تعداد بازدید 67 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ خدا حفظتون کنه دوستان بامرااااام
  • یکشبنه 1394/02/06 - تعداد بازدید 83 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ می گم اگه یه راننده به پلیس بگه: "باور کن تا حالا من یواشکی بارها با سرعت 180 تا هم رفتم و هیچ اتفاقی نیفتاده. بذارین من راحت ب
مشاهده آرشیو کامل مطالب
کمی طاقت داشته باشید...
مشاهده تالارهای اعضا

    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 19 اسفند 1392
    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 12 اسفند 1392
    • همایش هم اندیشان دزفول ، اهواز ، اندیمشک ، شوشتر - در دزفول
    • 24 بهمن 1392
    • همایش هم اندیشان تهرانی - قرچک ورامین
    • 8 آذر 1392
    • همایش اندیشه سبز - مشهد مقدس
    • 9 آبان 1392
    • هم اندیشان در همایش بزرگداشت حافظ
    • 19 مهر 1392
    • چهارمین میزبان هم اندیشان در صداوسیما : برنامه پنجشنبه اردیبهشت
    • 18 مهر 1392
    • سومین حضور امید در تلویزیون - برنامه اردیبهشت
    • 8 مهر 1392
    • همایش هم اندیشان مشهد مقدس
    • 27 شهریور 1392
    • اولین همایش طرح همیاری بانوان هم اندیش
    • 26 مرداد 1392
    • حضور امید در برنامه طلوع
    • 1391
    • اولین تصویر گرفته شده از پیام
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • فعالیت های شخصی و ابراز علاقه هم اندیشان
    • نمایشگاه کتاب 1392
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • اردیبهشت 1392
    • همایش یزد هم اندیشان
    • اسفند 1391
    • اولین همایش هم اندیشان تهرانی
    • 22 مهر 1391

« در حال حاضر باشگاه هم اندیشان فعالیتی ندارد. ادامه بحث ها در وبلاگ جناب بیدگلیان جریان دارد »


اگر در این سایت عضو می شوید ، حتما شهر خود را نیز وارد کنید.
پس از عضویت در این سایت می توانید در بخش انجمن های تخصصی به فعالیت پرداخته و با دیگر هم اندیشان بحث و گفتگو داشته باشید.

»آرشیو پیامکهای باشگاه

»آلبوم عکس خاطرات

»آلبوم فیلم

»درباره هم اندیشان

»مرجع شماره های کاربردی


هم اندیشان سه شنبه 25 فروردین ماه 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، آرشیو کامل ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، بحث آزاد ،

هم اندیشان سه شنبه 25 فروردین ماه 1394

امید: س.. س.. سلام؛ می گم ببخشید که دارم نفس - نفس می زنم، آخه دارم از قسمت عمیق می یام. عمیییق. شماهام زودتر برین که واقعا ارزشش رو داره. 

******

سلام؛ یه نکته قرآنی: "شما طی راه مستقیم را نخواهید خواست مگر آنکه خدا پروردگار جهانیان بخواهد." (سوره تکویر / آیه 29) عمیق که شدین دوستان؟ مفهومو گرفتین؟ هدایت شدن نعمت خدا است. دست کم نگیرینشا! (فاطمه ام، 20 ساله)

امید: دو تا آیه بریم عقب تر؟ اگه بریم اینجوری می شه: "این قرآن چیزی جز تذکری برای جهانیان نیست. برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم در پیش گیرد. و شما اراده نمی کنید مگر اینکه خداوند، پروردگار جهانیان بخواهد." می دونین یکی از عوامل مهمی که باعث می شه خداوند بخواد تا ما اراده کنیم تا تو مسیرش قرار بگیریم چیه؟ کار خیر. کار درست. یکی می گفت: پیرزنی رو سوار ماشین کردم و تا نزدیک خونه اش رسوندم. خیلی دعام کرد. شبش یه دفعه هوای زیارت شاه عبدالعظیم حسنی به سرم زد. بدجور. جوری که صبح زود خواب شیرین رو رها کردم و رفتم زیارت. وقتی برمی گشتم با خودم گفتم: چی شد؟ یه دفعه، این همه حس خوب معنوی و اراده، از کجا اومد؟ یاد اون پیرزن و دعاهاش که افتادم، همه چیز رو فهمیدم. فهمیدم که در ازای اون کار خوب، خداوند خواست که من اراده کنم که...  

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 229 مرتبه بازگشت به بالا

هم اندیشان دوشنبه 24 فروردین ماه 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، آرشیو کامل ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، بحث آزاد ،

هم اندیشان دوشنبه 24 فروردین ماه 1394

روز مادر بود. مادربزرگم که همسایه ما است دلهره داشت. نتونستم بفهمم برای چی؟ فقط تلویزیون نگاه می کرد و چشاش پرمی شد. زنگ زدم به نوه ها که بیاین دور هم باشیم. میوه شیرینی حاضر کردم؛ اما کسی نیومد. هر کسی یه بهونه! فقط خانواده خودم بودن و عموم. وقتی شیرینی رو آوردم مادربزرگم گفت: ای کاش می گفتی بقیه بچه هام میومدن می دیدمشون. خیلی متاسف شدم! واقعا برای وقت گذاشتن برای یه کسایی، وقت زیادی نداریم. (یامور، 74، اردبیل)

******

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 190 مرتبه بازگشت به بالا

هم اندیشان یکشنبه 23 فروردین ماه 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، آرشیو کامل ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، بحث آزاد ،

هم اندیشان یکشنبه 23 فروردین ماه 1394

امید: سلااااااام؛ می دونین چرا کم حرف شدم؟ چون شماها اونقدر حرفای خوب برا گفتن دارین که من دیگه حرفی ندارم بزنم. حالا اگه  آماده ی عمیق شدنین، بریم ببینیم تو باشگاه، چه خبره...

******

سلام به دوستان خوبتر از برگ گل، قبلا وقتی به یه مناسبت مثلا روز مادر یا پدر برا پدر و مادرم یه چیز کوچولو می گرفتم اونا می گفتن همین که به یادمون بودی و بهمون سر زدی بزرگترین هدیه دنیاس و من همش با خودم می گفتم: "مگه می شه؟ بالاخره آدم از بچش انتظار یه کادوی کوچیک رو داره." ولی حالا خودم با داشتن دو تا بچه واقعا به صدق و درستی این حرف پی بردم؛ چون اگه بچه هات بزرگترین هدیه رو برات بیارن؛ ولی بهت بی حرمتی کنن ذره ای ارزش نداره. مثل این می مونه که سرت رو بشکنن اونوقت دامنت رو پر گردو کنن. ازتون خواهش می کنم قدر داشته هاتون رو بدونید قبل از اینکه دیر بشه. ممنون که هستین. (لیلا، اراک)

******

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 143 مرتبه بازگشت به بالا