close
تبلیغات در اینترنت
چرا از مرگ می ترسیم - روز سوم - باشگاه هم اندیشان


  • یکشنبه 1393/12/24 - تعداد بازدید 1720 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ می گم زمستون سال نود یادتونه؟ اون موقعی که تو باشگاه متولد شدم و شماها با هزار آرزو و امید، اسمم رو \"امید\" گذاشتین؟...
  • شنبه 1393/12/23 - تعداد بازدید 1574 مرتبه
    امید: سلااااااااام؛ خوبین؟ خوبء خوب؟ خیالم راحت باشه؟... باشه! پس بریم ببینیم از زندگی بعد از هم اندیشان چه خبر؟...
  • چهارشنبه 1393/12/20 - تعداد بازدید 1375 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ می گم می دونین؟ واقعیت اینه که اگه آدمیزاد بتونه خودش رو بسازه، رو دنیای اطرافش هم تاثیرات مثبت زیادی می ذاره. چی بهتر از این
  • سه شنبه 1393/12/19 - تعداد بازدید 1300 مرتبه
    امید: تازگیا؟!! دلمو شکوندی! (الکی مثلا) بابا! ما عمریه یه پا نمکدونیم برا خودمون! سلاممو ببینین چه با نمکه؟ سلااآاآاآاآم
  • دوشنبه 1393/12/18 - تعداد بازدید 1643 مرتبه
    امید: دنبالم نگردین، من اینجام. سلاااااااام؛ راستش یادمه یه بار یکی داشت برام می گفت: تو کشورهای پیشرفته برا مردم جا افتاده که هر جا می رن (به
  • یکشنبه 1393/12/17 - تعداد بازدید 1311 مرتبه
    امید: سلااااام؛ می گم عجب فکر بکری کردیما. منظورم اون تصمیمه اس. همون تصمیمه دیگه! که قرار شد تاثیراتمون از باشگاه تو سالی که گذشت رو بگیم.
مشاهده آرشیو کامل مطالب
کمی طاقت داشته باشید...
مشاهده تالارهای اعضا


:: چرا از مرگ می ترسیم - روز سوم

پیام: سلام دوستان؛ داریم راجع به علت ترس از مرگ صحبت می کنیم. تا حالا نظر اکثر بچه ها این بود که علت ترس از مرگ اعمال بدیه که انجام دادیم و چون قراره رسیدگی بشه، از عواقبش می ترسیم. تا اینجا درست. حالا من فهمیدم که علت ترس من از مرگ، کارهای زشتمه. ولی باز هم دست از کارهای زشتم برنمی دارم. با این که دوست ندارم آدم بدی باشم. با این که دوست ندارم عذاب بکشم. منکر عالم بعد از مرگ هم نیستم، ولی باز حسودی می کنم، بخل می ورزم، حرص مال دنیا می خورم، ریاکاری می کنم؛ غیبت می کنم و ... چرا؟ گیر کار آدم های مثل من چیه؟ یعنی از یه طرف خودمون رو دوست داریم، از طرف دیگه به خودمون ضرر می زنیم!چرا؟

******

پیام، من نمی تونم بفهمم چرا شادی زندگی رو با مساله مرگ مطرح می کنی! یعنی هر کس مرگ رو شناخت زندگیش شاد میشه - فکر نکنم - به نظرم این دو تا از هم مستقله، مرگ طبیعیه و خواست خدا، باید با اعمالمون برای مرگ آماده شیم، برای شاد بودن باید یه سری ظرفیت ها رو تو خودمون ایجاد کنیم؛ ظرفیت ها همون رفتار و طرز تفکر ماست. یکیش اینه که همیشه راضی به قضای الهی باشیم یا این طور فکر کنیم که ممکن بود – همینم – نداشتیم.

(بابک، از تهران)

پیام: ممنون بابک. یکی از اتفاقات مهمی که تو زندگی همه ما می افته، مرگه و همین موضوع کام خیلی از ما رو تلخ می کنه. یعنی نگرانی از مرگ اجازه شاد بودن را از انسان می گیره. من نگفتم شناخت مرگ باعث شادی میشه. گفتم برطرف شدن نگرانی از مرگ، باعث میشه یک عامل نگرانی و یا شاید بزرگ ترین نگرانی انسان برطرف بشه و این کمک میکنه به شادی آدما.

******

 چرا همش اون ور قضیه مرگ رو می بینیم که بعد باعث میشه بترسیم ازش. یه سمت دیگه هم داره که خیلی زیباتره، اونم اینه که وقتی به خدا و خودت مطمئن باشی، دیگه ترس نداره.

(رضا ترن، از زابل)

پیام: به خدا مطمئنم، ولی به خودم نه.

******

صبر، عشق زمین گیر شود بعد برو

یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو

تو اگر کوچ کنی، بغض خدا می شکند

صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

(سایه سرد، 19 ساله)

******

سلام عليكم پيام؛ من از مرگ نمي ترسم با اين كه آدم پاكى هم نيستم، ولى نمي دونم چرا اين قدر خيالم راحته. حاضرم همين الان بميرم.

(خاطره)

******

سلام به پیام و هم اندیشان؛راستش وقتی منم به مرگ فکر کردم، دیدم که می ترسم، ولی به این جمله توجه کنید شاید از ترسمون کم بشه: از اینجا تا بهشت دو قدم است: قدم اول را روی هوس هایت بگذار، قدم دوم بهشت است.

(سمیه، از فسا)

******

سلام بر پيام و بچه ها؛ من از لحظه مرگ و عزرائيل و قبر مي ترسم، وقتي به اين موضوع كه بايد تنهايي تو قبر تاريك و تنگ بخوابم فكر مي كنم مو به بدنم سيخ ميشه، ولي وقتي خدا رو به ياد ميارم، تازه مي فهمم كه تنها نيستم و خدا همه جا همراهم هست و كمكم مي كنه.

(سمانه، 18 ساله، از اراك)

******

سلام به بچه های هم اندیش؛ جواب به سؤال داداش پیام! ترس از مرگ کاملا واضح هست، چون خودمون می دونیم اشتباهاتی داریم که آینده خوبی تو اون دنیا واسمون نساخته؛ پس بهتره تا فرصت داریم، درستش کنیم. اون وقت مطمئن باشید که اندوه و ترسی بر شما نیست "آیه قرآن" هست، ولی فکر به نابودی دیگه فکر نکنم تو ذهن کسی جا داشته باشه! راستی اینم جواب داداش کیا. ما نگفتیم غم نیست، غصه نیست. مگه میشه دلت بشکنه و غم نباشه؟ عزیزی رو از دست بدی و غصه نباشه؟ نه نمیشه، اما میشه با امید به خدا با سپردن دلت بهش، همه اش را به تو می بخشه

(رهام)

******

سلام؛ مي دونيد چيه؟ من از مرگ به خاطر اين که ميخوان بذارن تو قبر، يک جاى تنگ و تاريک، مي ترسم، فقط به خاطر همين.

(سارا، از تاکستان)

******

زیباترین تعبیر مرگ رو سهراب سپهری کرده:

و نترسیم از مرگ

مرگ پایان کبوتر نیست

مرگ وارونه یک زنجیره نیست

مرگ در ذهن اقاقی جاری است

مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد

مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید

مرگ با خوشه انگور می آید به دهان

مرگ در حنجره سرخ گلو می خواند

مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است

و همه می دانیم ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است

(باران، 18 ساله)

******

فرقى نمي كند، تقويم زمستان است يا بهار

"بى تو، هيچ زمانى قشنگ نيست".

تقديم به باشگاه هم انديشان.

(سودابه، از نسيم شهر)

******

سلام؛ من و پدرم تازه برنامه گرم شما رو کشف کردیم. پدرم از همان اول عاشق برنامه تون شد. واقعا دست و پنجه همگی شما درد نکنه.

(مائده، از بندرعباس)

******

سلام داداش ها و آبجي هاي خودم؛ واسه شاد بودن فقط بايد با خدا دوست بشي. نگين كه اون قدر گناه دارين كه نمیشه چون عصباني ميشم. فقط آخر شب تنهایي با خدا حرف بزنین، اون وقت مرگ هم جزئي از زندگيتون ميشه، درست مثل جووني.

(زينب، ٢٢ ساله)

******

سلام بچه ها؛ منم یک کم از مرگ می ترسم. هر شب هم بهش فکر می کنم. خوبه که میریم به یه دنیای دیگه؛ البته برای آدم هایی که خوب باشند، امثال ما جوونا، هم باید سعی کنند خوب باشند.

******

سلام به دوستان گلم؛ من عاشق مرگم، نه که از اين دنيا سير شده، با شما نه، به نظر من آدم بايد اينجا هم قشنگ زندگي کنه، اما فکر مي کنم هر چی زودتر بره گناهش کمتره.

(فاطمه، از آسيا)

******

سلام آقا پیام؛ منم از مرگ می ترسم، اما نه به خاطر گناه و نشناختن خدا و این چیزها؛ من به خاطر دنیام از مرگ می ترسم که اگه بمیرم پدر و مادرم چه حالی میشن و دختر کوچولوی دو ساله ام رو کی بزرگ می کنه!

(مهری، از تبریز)

******

سلام به هم اندیشان و داداش پیام و داداش امید؛ خوبین؟ خوشین؟ من خیلی از مرگ می ترسم، البته قبلا این طور نبودم. الان درست چند شبه که همش با خودم میگم: نکنه امشب بخوابم صبح بیدار نشم. وقتی آیه الکرسی می خونم یه ذره آروم میشم. احساس می کنم مرگم نزدیکه. چه کار کنم این فکر سراغم نیاد؟

(پروین)

******

سلام داداش پيام؛ ميخوام صاف و پوست كنده بگم: آقا هر كي از مرگ مي ترسه، مرگ زودتر به سراغش مياد. پس توكل كنيد به يزدان پاك. بدون شك تنهاتون نميذاره. بلند بگو: ان شاء الله.

(عقيل، ٢٠ ساله، البته ٢٥ روز ديگه، از بيرجند)

******

سلام بچه ها؛ من اصغرم. از راه حلي که بهم در مورد مقابله با گناه دادين، ممنونم. اميدوارم همه راه خودشون رو پيدا کنن. راستي بايد خدمتتون عرض کنم تا اطلاع ثانوي من تنها "اصغر" موجود در باشگاهم.

******

سلام داداش پيام! منم حاضرم بپرم، حاضرم بندها رو پاره کنم، دلشم دارم، ميشه منم بيام؟

(کوچيکتون پ.ق)

پیام: سلام؛ فکر نکنین دل کندن، کار ساده ایه ها! که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها! غیر از اون یکی هم باید تو جمعمون باشه که این راه رو رفته باشه یا لااقل از ما جلوتر باشه. دوستانی که میگن از مرگ نمی ترسن، از امثال من جلوترن. باید راهنمایی کنن.

******

سلام؛ مي خواستم به فائزه خانم بگم که اصلا مرگ ترس نداره؛ خيلي هم ميتونه دوست داشتني باشه. آخه من يه بار تا جلوي در خونش رفتم؛ مرگ رو ميگم.

(حميد، 20 ساله، از نصيرشهر رباط کريم)

******

سلام پیام؛ به نظر من غیر از ترس از جهنم و مجازات اعمالمون، یه عامل مهم دیگه هم هست که سبب میشه از مرگ بترسیم؛ اونم دل بریدن از این دنیا هست. نه فقط مادیات، بلکه دل کندن از اونایی که دوستشون داری؛ مثل: پدر و مادر و بچه های کوچیک و شیرین خانواده. درسته که بازم همدیگه رو تو اون دنیا می بینیم، اما بازم جدایی سخته.

(وحید)

******

سلام به هم انديشاي گلم؛ موضوعتون عاليه داداش پيام. بچه ها شايد باورتون نشه كه چقدر عاشق مرگم. تا اسمش يا فكرش مياد، لذت مي برم.

(حامد، از قم)

******

سلام؛ پيام، گفتى اگه بخوايم به کوه قاف برسيم، بايد بندهايى که به دلمون چسبيده رو باز کنيم. بايد قدرت پريدن رو داشته باشيم. بايد ترس نداشته باشيم. پيام چطورى ميشه قدرت پريدن داشت؟ چطور ميشه از بندهاى فريبنده که به ظاهر زيبا هستند، دل بريد؟

(شيدام، از شهرکرد)

پیام: مولوی میگه: عشق را عشق دگر برد مگر. بذارید با یه مثال توضیح بدم: تا موقعی که عقل یه بچه به اندازه درک ارزش یه اسکناس 500 تومنیه، نمیشه بهش یه چک یک میلیارد دلاری داد؛ نه این که دهنده چک  بخیل باشه، نه، به خاطر اینکه اون بچه 500  تومن  رو به یک میلیارد ترجیح میده . بچه  نمی تونه  از 500 تومنی دل بکنه تا  به یک میلیارد برسه  . منظورم اینه که لازمه دل کندن از هر  دلبستگی ، رسیدن به عشق بالاتریه  و  برای رسیدن به عشق برتر هم باید درک بالاتری پیدا کرد. وقتی ارزش یک میلیارد رو فهمیدیم، دیگه لازم نیست کسی ما  را  نصیحت کنه خود به خود از 500 تومنی دل می کنیم .

ارسال شده توسط: امید و پیام