close
تبلیغات در اینترنت
محبت به پدر و مادر - باشگاه هم اندیشان


  • یکشنبه 1393/12/24 - تعداد بازدید 1725 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ می گم زمستون سال نود یادتونه؟ اون موقعی که تو باشگاه متولد شدم و شماها با هزار آرزو و امید، اسمم رو \"امید\" گذاشتین؟...
  • شنبه 1393/12/23 - تعداد بازدید 1578 مرتبه
    امید: سلااااااااام؛ خوبین؟ خوبء خوب؟ خیالم راحت باشه؟... باشه! پس بریم ببینیم از زندگی بعد از هم اندیشان چه خبر؟...
  • چهارشنبه 1393/12/20 - تعداد بازدید 1380 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ می گم می دونین؟ واقعیت اینه که اگه آدمیزاد بتونه خودش رو بسازه، رو دنیای اطرافش هم تاثیرات مثبت زیادی می ذاره. چی بهتر از این
  • سه شنبه 1393/12/19 - تعداد بازدید 1304 مرتبه
    امید: تازگیا؟!! دلمو شکوندی! (الکی مثلا) بابا! ما عمریه یه پا نمکدونیم برا خودمون! سلاممو ببینین چه با نمکه؟ سلااآاآاآاآم
  • دوشنبه 1393/12/18 - تعداد بازدید 1650 مرتبه
    امید: دنبالم نگردین، من اینجام. سلاااااااام؛ راستش یادمه یه بار یکی داشت برام می گفت: تو کشورهای پیشرفته برا مردم جا افتاده که هر جا می رن (به
  • یکشنبه 1393/12/17 - تعداد بازدید 1315 مرتبه
    امید: سلااااام؛ می گم عجب فکر بکری کردیما. منظورم اون تصمیمه اس. همون تصمیمه دیگه! که قرار شد تاثیراتمون از باشگاه تو سالی که گذشت رو بگیم.
مشاهده آرشیو کامل مطالب
کمی طاقت داشته باشید...
مشاهده تالارهای اعضا

    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 19 اسفند 1392
    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 12 اسفند 1392
    • همایش هم اندیشان دزفول ، اهواز ، اندیمشک ، شوشتر - در دزفول
    • 24 بهمن 1392
    • همایش هم اندیشان تهرانی - قرچک ورامین
    • 8 آذر 1392
    • همایش اندیشه سبز - مشهد مقدس
    • 9 آبان 1392
    • هم اندیشان در همایش بزرگداشت حافظ
    • 19 مهر 1392
    • چهارمین میزبان هم اندیشان در صداوسیما : برنامه پنجشنبه اردیبهشت
    • 18 مهر 1392
    • سومین حضور امید در تلویزیون - برنامه اردیبهشت
    • 8 مهر 1392
    • همایش هم اندیشان مشهد مقدس
    • 27 شهریور 1392
    • اولین همایش طرح همیاری بانوان هم اندیش
    • 26 مرداد 1392
    • حضور امید در برنامه طلوع
    • 1391
    • اولین تصویر گرفته شده از پیام
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • فعالیت های شخصی و ابراز علاقه هم اندیشان
    • نمایشگاه کتاب 1392
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • اردیبهشت 1392
    • همایش یزد هم اندیشان
    • اسفند 1391
    • اولین همایش هم اندیشان تهرانی
    • 22 مهر 1391

« در حال حاضر باشگاه هم اندیشان فعالیتی ندارد. ادامه بحث ها در وبلاگ جناب بیدگلیان جریان دارد »


اگر در این سایت عضو می شوید ، حتما شهر خود را نیز وارد کنید.
پس از عضویت در این سایت می توانید در بخش انجمن های تخصصی به فعالیت پرداخته و با دیگر هم اندیشان بحث و گفتگو داشته باشید.

»آرشیو پیامکهای باشگاه

»آلبوم عکس خاطرات

»آلبوم فیلم

»درباره هم اندیشان

»جدیدترین خبرهای امروز

»مرجع شماره های کاربردی


هم اندیشان یکشنبه 8 تیرماه 1393

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده () | مربوط به موضوع: 1393 ، راه های نزدیکی به خدا ،

هم اندیشان یکشنبه 8 تیرماه 1393

امید: سلااااام؛ می گم برام اونقدر جالب بود که بدونم دیروز به کدوم پیامک ها بیشترین رای رو دادین که امروز هنوز کتم رو در نیاورده، یارانه... ببخشید! رایانه رو روشن کردم. چون می دونم شماها هم مثل من کنجکاوین؛ آمارش رو درآوردم براتون. به ترتیب، پیامک های شماره 119، 114 و 107 بیشترین رای رو داشتن. یادتون باشه هر روز شماره مربوط به پیامک های انتخابیتون رو (البته اگه چند تا هستن، جداگانه) به 3000048 ارسال کنین. راستی! برتر شناخته شدن بعضی پیامک ها به هیچ وجه به معنی ضعیف بودن بقیه پیامک ها نیستا! گفته باشم! به نظر من هر کدوم از پیامک های درج شده و نشده دنیا نکته توشه. راستش! رای ها خیلی به هم نزدیکه؛ ولی ما مجبوریم فقط دو سه تای اولی رو انتخاب کنیم. هم روزانه مثل امروز و هم هفتگی. فعلا این هفته رو امتحانی بریم جلو ببینیم چی می شه...       

******

125- مانع: سلام بر همید؛ یکی از موانع برای نزدیکی به خدا غیبته. این راهی رو که می خوام بگم تازه کشف کردم. یه روز خونمون مهمون اومده بود. مامانم با یکی از خانوما شروع کرد غیبت کردن. منم داشتم میوه می خوردم. در همون حال یه دفعه گفتم: صلوات! اونا هم مجبور شدن صلوات بفرستن. دوباره و دوباره این کار رو کردم. اونا هم فهمیدن و با خنده از این کار دست کشیدن...

(نرگس)

******

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 375 مرتبه بازگشت به بالا

ستایشم، ۲۴ ساله از شهرستان انار

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده ()

 

درج اولی؛ سلام امید و هم اندیشان. من که می گم: احترام به بزرگترا واجبه حتی اگر اونا بینمون فرق بزارن.

(ستایشم، ۲۴ ساله از شهرستان انار)

 

 

لیلا، 21 ساله از همدان

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده ()

 

سلام دوستان؛ این دعا رو همیشه توی نمازتون بگین: "الهم اغفر لی و لوالدی" تا خدا هم خودمون و هم پدر و مادرمون رو ببخشه.

(لیلا، 21 ساله از همدان)

 

 

فاطمه ام از یزد

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده ()

درج اولی؛ سلام به عمو امید و خواهرا و برادرای گلم. بچه ها زود قضاوت نکنیم شاید این که می گین بزرگترا فرق میزارن به خاطر این که تنهایی رفتین به قاضی شاید مشکل اصلی خودمون و رفتارمون هست.

(فاطمه ام از یزد)

زهره از کاشان

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده ()

درج اولی؛ وقتی فهمیدم بزرگترها برکت فامیلند که مادربزرگم از دنیا رفت و دیدارهای هر هفته ای فامیل و دور هم جمع شدن های باصفای خونه مادربزرگم به دید و بازدیدهای اجباری عید و سالی یه عروسی و عزا تبدیل شد.

(زهره از کاشان)

آبجی لاله از خراسان شمالی

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده ()

هم اندیشان سلام؛ منم چون مادرم از فرزند دختر، خیلی بدش میاد، باهاش خیلی مشکل دارم؛ اما یک سالی می شه که به این نتیجه رسیدم که  جواب بدی هاش رو نباید بدم؛ چون خدا، راضی نیست.

(آبجی لاله از خراسان شمالی)

یه نفر از اردبیل

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده ()

معلمم گفت: با مادر جمله بساز. گفتم: من با مادر جمله نمی سازم، دنیامو می سازم.

(یه نفر از اردبیل)

امید: با توجه به پدر و مادر، دنیا و آخرتمونو می تونیم بسازیم. از امام سجاد (ع) روایت شده که فرمود: مردی به حضور پیامبر (ص) شرفیاب شد و اظهار داشت: ای رسول خدا! من مردی گنهکار و آلوده به معصیتم، آیا امید آمرزش برایم هست؟ رسول خدا (ص) پرسید: آیا پدر و مادرت زنده هستند؟ مرد گفت: فقط پدرم زنده است. پیامبر اکرم (ص) فرمود: برو با او خوشرفتاری کن. آن مرد رفت و پیامبر (ص) بعد از رفتن او زیر لب زمزمه می کرد که: ای کاش مادرش زنده بود!

زهرا جعفری از اصفهان، شهر کمشچه

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده () | مربوط به موضوع: تأثیر ،

درج  اولی؛ سلام؛ دمتون گرم! با حرفای شما من تصمیم گرفتم دست مامان و بابام رو ببوسم. اولش خیلی خجالت می کشیدم؛ ولی دیگه خجالت رو کنار گذاشتم. خیلی باشگاه توپی داریم.

(زهرا جعفری از اصفهان، شهر کمشچه)

رضا از یه جای بهتر

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده ()

 

درج اولی؛ سلام؛ جمله رو داشته باش: مادر با یک دست گهواره و با دست دیگر عالم را تکان می دهد.

(رضا از یه جای بهتر)

امید: جمله سنگینیه! نگهداشتنش کار ساده ای نیست! 

 

 

نیلوفر

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده ()

هم اکنون با افراد مسن چگونه رفتار می کنید؟ توجه کنید! آنچه از خود نسبت به ایشان بروز می دهید، به هنگام پیری به سوی خودتان برگشت داده می شود!

(نیلوفر)