تبلیغات در اینترنتclose
باز باران ...
اندازه متن
- کوچکتر | + بزرگتر
بالا
Top
   

زمان جاری : سه شنبه 29 آبان 1397 - 10:18 بعد از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم





ارسال پاسخ
تعداد بازدید 444
نویسنده پیام
hadiarman آفلاین


ارسال‌ها : 3353
عضویت: 29 /2 /1392
تشکرها : 15518
تشکر شده : 9599
باز باران ...
باز باران بی ترانه ..
باز باران , با تمام بی کسی های شبانه ...
می خورد بر مرد تنها ,می چکد بر فرش خانه ..
باز می اید صدای چک چک غم ..
باز ماتم .. !
من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده ..
نمی دانم ..
نمی فهمم ، کجای قطره های بی کسی زیباست ؟ !!
نمی فهمم , چرا مردم نمی فهمند ؟ !!
که ان کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد ..
کجای ذلتش زیباست ؟ !!
نمی فهمم ... کجای اشک یک بابا ،
که سقفی از گل و اهن به زور چکمه های باران ..
به روی همسر و پروانه های مرده اش آرام باریده ..



کجایش بوی عشق و عاشقی دارد ؟ !!
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد ؟ !!
نمی دانم ... نمی دانم چرا مردم نمی دانند ؟!!
که باران , عشق تنها نیست .. !
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست ..
کجای مرگ ما زیباست ... نمی فهمم !!
یاد آرم , روز باران را ..
یاد آرم مادرم در کنج باران جان داد ..
کودکی ده ساله بودم ، می دویدم زیر باران ..
از برای نان ! مادرم افتاد ..
مادرم در کوچه های پست شهر ارام جان می داد ..
فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود ...
نمی دانم ، کجای این لجن زیباست ؟ !!
بشنو از من , کودک من ..
پیش چشمم , مرد فردا ..
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالادست ..!
و ان باران که عشق دارد ..
فقط جاریست برای عاشقان مست ..
و باران من و تو درد و غم دارد ..
خدا هم خوب می داند که ، این عدل زمینی , عدل کم دارد ..


امضای کاربر :
معطل نشوید … خصوصا معطلِ نظرات و برداشت‌های دیگران
سه شنبه 14 مرداد 1393 - 18:44
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 17 کاربر از hadiarman به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: golpari & sun & zahra74 & ti-ti22 & nedaaa & mobina2 & anabita & dokhtare-ravanshenas & 2014 & venda & z6923 & rezvan71r71 & sanjaghak1374 & amonika & afrooz & star67 & hakim &
sun آفلاین


ارسال‌ها : 1717
عضویت: 24 /5 /1392
محل زندگی: لا ب لای روزنه های امید

تشکرها : 2916
تشکر شده : 4194
پاسخ : 2 RE باز باران ...
اشکم در اومد خیلی قشنگ ن عالی بود میسی میسی

امضای کاربر :
مـے گفتنـב:” سختے ها نمک زنـבگــــــے است “امّا چــرا کسـے
نفهمیـבکه ” نمــــــک “براے من کهخـــاطـــراتم زخمے است ....شور نیــست
؛مـــزه ” בرב ” مے בهــב !.

سه شنبه 14 مرداد 1393 - 18:48
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 5 کاربر از sun به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: hadiarman / golpari / nedaaa / anabita / star67 /
golpari آفلاین



ارسال‌ها : 10251
عضویت: 24 /12 /1392
محل زندگی: یه جایی همین نزدیکی

تشکرها : 29621
تشکر شده : 23081
پاسخ : 3 RE باز باران ...
باز باران٬ با ترانه
میخورد بر بام خانه

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟

* * *

یادت آید روز باران
گردش یک روز دیرین؟

پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین

در پس آن کوی بن بست
در دل تو٬ آرزو هست؟

* * *

کودک خوشحال دیروز
غرق در غمهای امروز

یاد باران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد

* * *

باز باران٬ باز باران
میخورد بر بام خانه

بی ترانه٬ بی بهانه
شایدم٬ گم کرده خانه


امضای کاربر :

با سیـــگار کشیدن ،کسی مرد نشد


ولی بانامــردی،خیــلی هاسیگاری شدن!

سه شنبه 14 مرداد 1393 - 19:02
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 12 کاربر از golpari به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: sun / hadiarman / ti-ti22 / nedaaa / mobina2 / asieh / dokhtare-ravanshenas / venda / rezvan71r71 / amonika / afrooz / star67 /
hadiarman آفلاین


ارسال‌ها : 3353
عضویت: 29 /2 /1392
تشکرها : 15518
تشکر شده : 9599
پاسخ : 4 RE باز باران ...
هیچ کس نپرسید؟


که سرنوشت پرستو های باز مانده از کوچ چه شد؟


مگر نگفته بودم که یک روز


آسمان به حال ما خواهد گریست؟


مگر نگفته بودم که یک روز


هیچ کلاغی بر هیچ بام گِلی ای نخواهد نشست؟


دنیا آمدیم تا عشق را جستجو کنیم


نمی دانستیم که جایی برای از دست دادن بود


نقاش ها بهار را سیاه و سفید نقش می زنند


هیچ دستی به سوی افتاده ای در راه


که لباسی از جنس خاک به تن کرده است


دراز نمی شود


مگر نگفته بود که یک روز


فقیر ها همانند برگ خزان زیر پاهایمان


له خواهد شد . . .؟


مگر نگفته بودم؟
.
. .

امضای کاربر :
معطل نشوید … خصوصا معطلِ نظرات و برداشت‌های دیگران
سه شنبه 14 مرداد 1393 - 19:11
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 11 کاربر از hadiarman به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: golpari / ti-ti22 / sun / nedaaa / mobina2 / parastoo / asieh / anabita / rezvan71r71 / afrooz / star67 /
golpari آفلاین



ارسال‌ها : 10251
عضویت: 24 /12 /1392
محل زندگی: یه جایی همین نزدیکی

تشکرها : 29621
تشکر شده : 23081
پاسخ : 5 RE باز باران ...
باز باران، بی ترانه
باز باران با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم
باز ماتم
من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی دانم، نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست؟!
نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران، سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست؟!
نمی فهمم...

کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسر و پروانه های مرده اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟!!
نمی دانم
نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران، عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست؟!
نمی فهمم






یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران، از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد
فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود
نمی دانم
کجای این لجن زیباست
بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست
و آن باران که عشق دارد فقط جاریست برای عاشقان مست



و باران من و تو، درد و غم دارد
خدا هم خوب می داند
که این عدل زمینی، عدل کم دارد










امضای کاربر :

با سیـــگار کشیدن ،کسی مرد نشد


ولی بانامــردی،خیــلی هاسیگاری شدن!

سه شنبه 14 مرداد 1393 - 19:11
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 9 کاربر از golpari به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ti-ti22 / sun / nedaaa / mobina2 / asieh / anabita / rezvan71r71 / amonika / star67 /
golpari آفلاین



ارسال‌ها : 10251
عضویت: 24 /12 /1392
محل زندگی: یه جایی همین نزدیکی

تشکرها : 29621
تشکر شده : 23081
پاسخ : 6 RE باز باران ...
باز باران... باز آوای کلاغان..
بارش ریز مداوم...روی شهرو در خیابان..
کودکی دیگر نبودم..
سردو سنگین...
مات وخسته...
در گذار از این هیاهو
جای پای سالهای دور..
روی پیشانی ..نشسته..

دردلم اما دوباره
شور پیوستن به باران...
گردش یک روز زیبا .
توی جنگل،در خیابان...

بوی عطر یک اقاقی
در سرم ناگاه پیچید..
عشق آنگه چون شرابی..
مست مستم کردو ..خندید...

میشنیدم از ورای بارش ابر....
تندر و باد...
زندگانی..
پیش چشم مرد دیروز ..مرد فردا...
بی وجود عشق....امُا..
هست خالی...
نیست زیبا...نیست زیبا...



امضای کاربر :

با سیـــگار کشیدن ،کسی مرد نشد


ولی بانامــردی،خیــلی هاسیگاری شدن!

سه شنبه 14 مرداد 1393 - 19:17
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 9 کاربر از golpari به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: hadiarman / nedaaa / mobina2 / asieh / anabita / rezvan71r71 / amonika / afrooz / star67 /
golpari آفلاین



ارسال‌ها : 10251
عضویت: 24 /12 /1392
محل زندگی: یه جایی همین نزدیکی

تشکرها : 29621
تشکر شده : 23081
پاسخ : 7 RE باز باران ...
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند 
معنی کور شدن را گره ها می فهمند


سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین 
قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند


یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند


آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند


نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند

 

امضای کاربر :

با سیـــگار کشیدن ،کسی مرد نشد


ولی بانامــردی،خیــلی هاسیگاری شدن!

سه شنبه 14 مرداد 1393 - 19:18
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 6 کاربر از golpari به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: hadiarman / nedaaa / mobina2 / anabita / afrooz / star67 /
nedaaa آفلاین



ارسال‌ها : 1452
عضویت: 13 /5 /1392
تشکرها : 49211
تشکر شده : 4364
پاسخ : 8 RE باز باران ...
باز باران بی ترانهباتمنای فراوان میخورد برسقف قلبم 
باز باران نرم نرمک
میچکد از ناودان خانه ما
من ب پشت شیشه ای غمگین و تنها
می نگارم نامه ای را
باز باران با صدای چک چک غم
می خرد برپشت شیشه 
می زند یکریزه بوسه قطره های خیس باران روی اشک های گونه ی من
یادم آرد خاطرات کودکی رادرکناربرکه ی غم
باز باران بی ترانه 
باتمام بی کسی های شبانه
میچکد برسقف قلبم 
درکنارخلوت تلخ قلبم...

امضای کاربر :
دنیای مــــــجازی دنیای کوچکی است و به تبع آن آدمهــــــای کوچکی هم دارد ٬بغیر یکسری استثناء ..درگیراین دنیـــــا و آدمهــــــایش نشو، پاگیرشان نشو ،درکشان کن و بـــــــرو اینجا همه هستند اما هیچکس نیست،اسیرت میکند و خیالــــــــباف درگیرش نشــــــــــــوگاهی دست بکش از این دنیا،با خانواده ات باش ،یا گوش به درد دل رفیقت بده وببین  زندگی فقط این آهن‌پاره‌ی برقی  نیست.

وارد دنیای مجازی که شدین حسابی مراقب خوبیها و مهربونیاتون باشین
دلاتون خوش و روزگارتون بر وفق مراد زیر سایه پروردگار:9:
سه شنبه 14 مرداد 1393 - 23:29
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 6 کاربر از nedaaa به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: hadiarman / anabita / rezvan71r71 / amonika / afrooz / star67 /
parastoo آفلاین



ارسال‌ها : 8095
عضویت: 7 /1 /1393
محل زندگی: تو دل بچه های سایت:)
تشکرها : 2765
تشکر شده : 18980
پاسخ : 9 RE باز باران ...
باز باران باترانه"


می خورد بر بام خانه



خانه ام کو؟؟ خانه ات کو؟؟




آن دل دیوانه ات کو؟؟



روز های کودکی کو؟؟



فصل خوب سادگی کو؟؟



... یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟؟

پس چه شددیگر کجا رفت خاطرات خوب ورنگین؟؟



درپس آن کوی بن بست دردل تو آرزو هست؟؟



کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز



یاد باران رفته از یاد! ارزوها رفته بر باد!



باز باران باز باران می خورد بر بام خانه



بی ترانه



بی بهانه



شاید هم گم کرده خانه

امضای کاربر :


زیادی بِ ما نَچَسب بَرق می گیرَتِت..........






چهارشنبه 15 مرداد 1393 - 00:23
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 6 کاربر از parastoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: asieh / hadiarman / golpari / amonika / star67 / parisa1375 /
parastoo آفلاین



ارسال‌ها : 8095
عضویت: 7 /1 /1393
محل زندگی: تو دل بچه های سایت:)
تشکرها : 2765
تشکر شده : 18980
پاسخ : 10 RE باز باران ...
روزهاي باراني پاییز را دوست دارم. . .!

معلوم نميشود منتظر تاکسی هستي يا آواره ي خيابان ها

بخار هوا مال سرماست يا دودسيگار

روي گونه ات اشک است يا دانه هاي باران ! !






امضای کاربر :


زیادی بِ ما نَچَسب بَرق می گیرَتِت..........






چهارشنبه 15 مرداد 1393 - 00:24
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 5 کاربر از parastoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: hadiarman / golpari / afrooz / star67 / parisa1375 /
parastoo آفلاین



ارسال‌ها : 8095
عضویت: 7 /1 /1393
محل زندگی: تو دل بچه های سایت:)
تشکرها : 2765
تشکر شده : 18980
پاسخ : 11 RE باز باران ...

ببار بارون که اینجا شکل زندونه.. ببار بارون...
ببار بارون دل بی طاقتم خونه... ببار بارون...
ببار بارون ، یکی عشقش رو گم کرده
ببار بارون قرار گریه برگرده
از این بهتر نمیشه فکر من باشی
تو هم انگار قرار دیگه تنها شی
نمیدونم چرا بد شد ، چرا از خوبیام رد شد
شاید بازم بیاد خونه، بگه بی من نمیتونه
اونو یادم میاری تو.. .باید بازم بباری تو
ببار بارون تو با آواز منو یاد چشاش بنداز.. .ببار بارون...
ببار بارون...من اینجا گیج و داغونم... ببار بارون.. .
ببار بارون ...که بی عشقش نمیتونم ... ببار بارون...
ببار بارون...






امضای کاربر :


زیادی بِ ما نَچَسب بَرق می گیرَتِت..........






چهارشنبه 15 مرداد 1393 - 00:26
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 7 کاربر از parastoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: anabita / golpari / hadiarman / amonika / afrooz / star67 / parisa1375 /
parastoo آفلاین



ارسال‌ها : 8095
عضویت: 7 /1 /1393
محل زندگی: تو دل بچه های سایت:)
تشکرها : 2765
تشکر شده : 18980
پاسخ : 12 RE باز باران ...

ببار ای بارون ببار





در شبای تیره چون زلف یار



بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون


امضای کاربر :


زیادی بِ ما نَچَسب بَرق می گیرَتِت..........






چهارشنبه 15 مرداد 1393 - 00:27
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 5 کاربر از parastoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: golpari / hadiarman / amonika / star67 / parisa1375 /
parastoo آفلاین



ارسال‌ها : 8095
عضویت: 7 /1 /1393
محل زندگی: تو دل بچه های سایت:)
تشکرها : 2765
تشکر شده : 18980
پاسخ : 13 RE باز باران ...
باران! بیا و رحم کن
تو که می آیی، یاد او هم می آید
آنوقت من می مانم بدون چتر
روی سنگفرشهای خیسی که
طعم تنهایی می دهند!

امضای کاربر :


زیادی بِ ما نَچَسب بَرق می گیرَتِت..........






جمعه 17 مرداد 1393 - 11:59
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 6 کاربر از parastoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: golpari / hadiarman / amonika / afrooz / star67 / parisa1375 /
parastoo آفلاین



ارسال‌ها : 8095
عضویت: 7 /1 /1393
محل زندگی: تو دل بچه های سایت:)
تشکرها : 2765
تشکر شده : 18980
پاسخ : 14 RE باز باران ...
بزن بارون که داغونم



جنون عشق در خونم



بزن پرپر کنم بارون



که عمرم شد چنان مجنون



بزن مست و خمارم کن



چو اتیشی به بارم کن



بزن دیوونه و مستم



به امید تو بنشستم



بزن بارون که دلخونم



مثال لاله ی وحشی



نشون عشق در خونم



بزن بارون که گریونم



برای چی چشام بازه



نمیدونم نمیدونم


امضای کاربر :


زیادی بِ ما نَچَسب بَرق می گیرَتِت..........






جمعه 17 مرداد 1393 - 12:01
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 6 کاربر از parastoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: golpari / hadiarman / amonika / afrooz / star67 / parisa1375 /
parastoo آفلاین



ارسال‌ها : 8095
عضویت: 7 /1 /1393
محل زندگی: تو دل بچه های سایت:)
تشکرها : 2765
تشکر شده : 18980
پاسخ : 15 RE باز باران ...
به سلامتی بارون که معلوم نیست چند گیگ حافظه داره

که این همه خاطره توش ذخیره شده..........


امضای کاربر :


زیادی بِ ما نَچَسب بَرق می گیرَتِت..........






جمعه 17 مرداد 1393 - 12:02
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 8 کاربر از parastoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: anabita / golpari / hadiarman / rezvan71r71 / amonika / afrooz / star67 / parisa1375 /
parastoo آفلاین



ارسال‌ها : 8095
عضویت: 7 /1 /1393
محل زندگی: تو دل بچه های سایت:)
تشکرها : 2765
تشکر شده : 18980
پاسخ : 16 RE باز باران ...
............. قدر بودنو بدونیم
سرنوشت ما همین بود من و تو تنها بمونیم
حالا جز چیک چیک بارون
کسی اینجا آشنا نیست
وقته تلخ رفتنه باز دیگه اینجا جای ما نیست
من و بارون تو خیابون
داریم از فردا میخونیم
که دوباره نکنه ما تنها بمونیم

امضای کاربر :


زیادی بِ ما نَچَسب بَرق می گیرَتِت..........






جمعه 17 مرداد 1393 - 12:03
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 6 کاربر از parastoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: golpari / hadiarman / amonika / afrooz / star67 / parisa1375 /
parastoo آفلاین



ارسال‌ها : 8095
عضویت: 7 /1 /1393
محل زندگی: تو دل بچه های سایت:)
تشکرها : 2765
تشکر شده : 18980
پاسخ : 17 RE باز باران ...
روزهــاے بـارونـے رو خیلے “دوست دارَمـ”

مَعلومـ نمـےشہ مُنتظر تـاکـسے هَستے یا آواره خیابـونـہـا…

بُخار توے هَوا مـالِ سَـرمـاست یا دود سیگـار…

روے گـونہ اَت اَشکـہ یا دونہ هـاے باروטּ…!!!

امضای کاربر :


زیادی بِ ما نَچَسب بَرق می گیرَتِت..........






جمعه 17 مرداد 1393 - 12:11
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 5 کاربر از parastoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: anabita / golpari / amonika / star67 / parisa1375 /
parastoo آفلاین



ارسال‌ها : 8095
عضویت: 7 /1 /1393
محل زندگی: تو دل بچه های سایت:)
تشکرها : 2765
تشکر شده : 18980
پاسخ : 18 RE باز باران ...
قلب ها را نمی توان به آدم ها سپرد ، آدمها سختند ..!!

قلب ها را باید به بارون سپرد ، بارون هرگز بی وفا نخواهد شد ...


زیر بارون مهربانی ، مهربانی چشم ها را می توان احساس كرد

و ترنم صدای عشق را می توان شنید ...

زیر بارون می توان ستاره شدن را باور كرد و آنها را چید .

زیر بارون ، زمین را آسمانی دیدم با وسعتی از عشق ...


امضای کاربر :


زیادی بِ ما نَچَسب بَرق می گیرَتِت..........






جمعه 17 مرداد 1393 - 12:12
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 6 کاربر از parastoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: golpari / hadiarman / amonika / afrooz / star67 / parisa1375 /
parastoo آفلاین



ارسال‌ها : 8095
عضویت: 7 /1 /1393
محل زندگی: تو دل بچه های سایت:)
تشکرها : 2765
تشکر شده : 18980
پاسخ : 19 RE باز باران ...
بارون یعنی بغض شكسته آسمان

بارون یعنی صدای گامهای تو

بارون یعنی قلب های ناآرام ابرها

بارون یعنی مهربانی حرفهای تو

بارون یعنی گریه چشمهای پاك

بارون یعنی صداقت صدای تو

بارون بهانه است ، آسمان را هوای نوازش خاك است


امضای کاربر :


زیادی بِ ما نَچَسب بَرق می گیرَتِت..........






جمعه 17 مرداد 1393 - 12:13
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 5 کاربر از parastoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: anabita / golpari / hadiarman / star67 / parisa1375 /
parastoo آفلاین



ارسال‌ها : 8095
عضویت: 7 /1 /1393
محل زندگی: تو دل بچه های سایت:)
تشکرها : 2765
تشکر شده : 18980
پاسخ : 20 RE باز باران ...
دلم برای باران تنگ شده است
دلم برای صدای قطره هایش تنگ شده است
دلم تنگ است برای پرسه در زیر باران
بارانی که به من آموخت رسم زندگی را




دلم تنگ است برای صدای غرش آسمان
برای ابرهای سیاه سرگردان
در آن روزها بارانی بود برای قدم زدن در زیر آن و خالی کردن دل های پر از غم




مدتی است که دیگر نه بارانی است
و نه ابری
این روزها تنها یک قلب است که پر از درد دل است


نمی داند درد دلش را به چه کسی بگوید
پس ای باران ببار که درد دلم را به تو بگویم
بگذار من نیز مانند تو و همراه با تو ببارم
ببار تا خالی شوم
از غصه ها از دلتنگی ها
رها شوم

امضای کاربر :


زیادی بِ ما نَچَسب بَرق می گیرَتِت..........






جمعه 17 مرداد 1393 - 12:14
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 5 کاربر از parastoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: golpari / hadiarman / amonika / star67 / parisa1375 /
parastoo آفلاین



ارسال‌ها : 8095
عضویت: 7 /1 /1393
محل زندگی: تو دل بچه های سایت:)
تشکرها : 2765
تشکر شده : 18980
پاسخ : 21 RE باز باران ...
باران بیا تا با هم خالی شویم
تو از این بغضی که در آسمان فرا گرفته خالی شو
من نیز از این سرنوشت دوری خالی می شوم

امضای کاربر :


زیادی بِ ما نَچَسب بَرق می گیرَتِت..........






جمعه 17 مرداد 1393 - 12:15
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 4 کاربر از parastoo به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: golpari / hadiarman / star67 / parisa1375 /
ارسال پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :