تبلیغات در اینترنتclose
عاشقانه ي نيما براي همسرش
اندازه متن
- کوچکتر | + بزرگتر
بالا
Top
   

زمان جاری : دوشنبه 27 آبان 1398 - 1:43 قبل از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم





ارسال پاسخ
تعداد بازدید 260
نویسنده پیام
tolou-e-fajr آفلاین



ارسال‌ها : 180
عضویت: 9 /6 /1392
تشکرها : 508
تشکر شده : 1234
عاشقانه ي نيما براي همسرش
بیا! عزیزم ! تا ابد مرا مقهور بدار. برای این که انتقام زن را از جنس مرد کشیده باشی ، قلب مرا محبوس کن.
 اگر بتوانم این ستاره ی قشنگ را به چنگ بیاورم ! سلسله ی پر برف البرز را به میل و سماجت خود از جا حرکت بدهم ! اگر بتوانم جریان باد را از وسط ابرها ممانعت کنم . آن وقت می توانم به قلبم تسلط داشته ، این سرنوشت را که طبیعت برایم تعیین کرده است تغیر بدهم
ولی قدرت انسان ، به عکس خیالاتش محدود است



من همیشه از مقابل گل ها مثل نسیم های مشوش عبور کرده ام .قدرت نداشته ام آن ها را بلرزانم .
در دل شب ها مثل مهتاب بر آن ها تابیده ام . نخواسته ام وجاهت آسمانی آن ها پنهان بماند
کدام یک از این گل ها میتوانند در دامن خودشان یک پرنده ی غریب را پناه بدهند . من آشیانه ام را ، قلبم را ، روی دستش می گذارم
کی می تواند ابرهای تیره را بشکافد ، ظلمت ها را بر طرف کند و ناجورترین قلب ها را نجات بدهد ؟





“عالیه”، تو ! تو می توانی

می دانی کدام ابرها ، کدام ظلمتها ؟ شب های درازی بوده اند که شاعر برای گل موهمی که هنوز آن را نمی شناخت خیال بافی می کرده است . ابرها موانعی بوده اند که مطلوبش را از نظرش دور می کرده اند
آن گل تو بودی . تو هستی . تو خواهی بود
چه قدر محبوبیت و مناعت تو را دوست می دارم . گل محجوب قشنگ من.





امضای کاربر :
  دردناک است دوست بداری و گمان کنی دوستت دارند


حال آنکه او یگانه هستی تو باشد و تو یکی از هزاران لذت او …
پنجشنبه 09 آبان 1392 - 21:00
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 6 کاربر از tolou-e-fajr به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: behnazi & rabinhod & mersikhoda & rezvan71r71 & yamur & barfin &
mahsa-alp آفلاین


ارسال‌ها : 112
عضویت: 16 /10 /1394
تعداد اخطار: 1

تشکر شده : 33
پاسخ : 1 RE عاشقانه ي نيما براي همسرش
دلم گرفته هوای بهار کرده دلم 
هوای گریه ی بی اختیار کرده دلم 


رها کن از لب بام آن دو بافه گیسو را 
هوای یک شب دنباله دار کرده دلم 


بیا بیا که برای سرودن بیتی 
هزار واژه ی خونین قطار کرده دلم 


به هر تپش که نفس تازه می کند باری 
مرا به زیستن امّید وار کرده دلم 


کنون که آخر پیری نمانده دندانی 
غزال خوش خط و خالی شکار کرده دلم 


بخند ای لب خونین لب ترک خورده 
دلم شکسته هوای انار کرده دلم


#سعيد_بيابانكي 
سه شنبه 22 دی 1394 - 12:44
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
ارسال پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :