تبلیغات در اینترنتclose
نامه ی جالب یک متهم
اندازه متن
- کوچکتر | + بزرگتر
بالا
Top
   

زمان جاری : سه شنبه 30 مهر 1398 - 8:14 قبل از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم





ارسال پاسخ
تعداد بازدید 313
نویسنده پیام
sailan آفلاین



ارسال‌ها : 338
عضویت: 1 /9 /1391
محل زندگی: گنبد کاووس

تشکرها : 755
تشکر شده : 544
نامه ی جالب یک متهم

شاکی پرونده سلام ، درسته من متهمم
حتی برای متهم شدن پیش تو هم کمم

چه ذوقی کردم ، شنیدم گفتی شکایت می کنی
اما دلم گرفت که گفتی ، منو اذیت می کنی

من تو رو اذیت می کنم ؟، منی که می میرم برات
منی که تندی می شکنم زیر تولد نگات

تو حکم من نوشته بود ، طبق مواد یک و بیست
تو روزگار من و تو این کارا عاقلانه نیست

معلومه عاقلانه نیست ، عاشق که عاقل نمی شه
ولی با این جواب من که حکمی باطل نمی شه

شاکی محترم ، گلم ، بگو که زندونیم کنن
بگو پیش پای چشات ، یک شبه قربونیم کنن

بگو به افتخار تو ، بیان منو دار بزنن
علت دیوونگیمو ، تو کوچه ها جار بزنن

بگو که از رو قصمون کلی لالایی بسازن
عکسای زیبا رو ولی اینجا و اونجا ، نندازن

آخه حسودی می کنن، بفهمن این راز و همه
فردا تقلب کنن از جنون این متهمه

دوس ندارم زیبای من از هر کسی شاکی باشه
متهم اون نباید تو کره ی خاکی باشه

شاکی من ، قانون می گه : به هر کی رو کنه جنون
چون قانونو نمی شناسه ، دیگه نه تنبیه و نه اون

متهمت ، اما می خواس ، شامل این بندا نشه
به خاطر همین داره ، بارای عقلو می کشه

نشسته تنها ، این گوشه ، بدون حامی و وکیل
کلی خوشش اومده از عشق تو وجرم و دلیل

خوب می دونه اگه وکیل ببنده این پرونده رو
می چینه از لبای تو گلای سرخ خنده رو

درسته که عاشقتم ، اما مگه من دیوونم
خنده رو از تو بگیرم ، که بی چشات نمی تونم

خلاصه که شاکی ماه ، صاحب پرونده ی من
خاطره ی گذشته هام ، مالک اینده ی من

متهمت قصدی نداشت ، عاشقیشو به دل نگیر
فقط اونو قبول بکن ، به چشم مجرمی اسیر

اینجا وکیلی نمی یاد که بگه من جنون دارم
چون اگه آزادم کنن ، باز سرتو درد می یارم

شاکی نازنین من ، مزاحمت شدم ، ببخش
مثل تمام لحظه ها ، بتاب و آروم بدرخش

متهمت قول می ده که دیگه به تو نامه نده
درسته دیوونس ولی موندن رو قول بده

فک نکنی نامه ی من شده مثل دفاعیه
شاکی گل ، نشون ندی این مدرک و به قاضیه

نشون بدی اونم می گه به خاطر درد جنون
متهمت گناه داره ، بگذر از اتهام اون

ولی تو این کار و نکن ، می خوام اسیری بکشم
تابلوی چشمای تو رو ناز و کویری بکشم

فدای چشمات که تو نور ، هزار و صد رنگ می شه
زرد پاییزی می پوشی ، چشات چه خوش رنگ می شه

راحت شدی از دست من با شعر و عشق و التماس
نمی گم اما ، نمی یام ، بیرون از این رخت و لباس

به شاکی مثل گلم ، از منی که متهمم
زیبا جون اشکال نداره ، امضا کنم که مریمم ؟

مریم دیوونه ی تو ، یازده آبان و یه روز
جرم من افتخارمه ، به قاضیم می گم هنوز

یادت باشه لحظه ی صدور حکم ، تو محکمه
دلت نسوزه ، نگذری از تقصیر متهمه

شاکی هیچ کس نشو ، فقط اینو ازت می خوام
فدای شکی گل و جرم جنون و اتهام

الهی دروازه ی بخت ، به روت همیشه وا بشه
دست به خکستر بزنی ، الهی که طلا بشه

متهم هر چی ردیف ، ردیف پنج و دو و سه
نمی ذارم تو عاشقی ، کسی به گردم برسه

امضای کاربر :
[center]حوصله ی توضیح دادن دردهایم را ندارم... پس میخندم...[/center]
شنبه 18 خرداد 1392 - 16:21
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 10 کاربر از sailan به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: barfin & nazanin18 & pari & rezvan71r71 & honas & niloufar78 & najla & zoro_388 & mostafaa & sun &
barfin آفلاین



ارسال‌ها : 2356
عضویت: 30 /11 /1391
محل زندگی: رودسر
تشکرها : 37734
تشکر شده : 9758
پاسخ : 1 RE نامه ی جالب یک متهم
فکر میکنم شعر مریم حیدرزاده بود..ممنون

امضای کاربر :

به شانه ام میزنی که از تنهایی ام بکاهی،به چه دل خوش کرده ای،تکاندن برف از شانه های آدم برفی...
شنبه 18 خرداد 1392 - 17:04
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از barfin به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: zoro_388 /
nazy آفلاین



ارسال‌ها : 75
عضویت: 20 /2 /1392
محل زندگی: گلستان

تشکرها : 24
تشکر شده : 107
پاسخ : 2 RE نامه ی جالب یک متهم
ممنون
دوشنبه 20 خرداد 1392 - 00:13
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
niloufar78 آفلاین



ارسال‌ها : 320
عضویت: 22 /10 /1392
محل زندگی: تهرون

تشکرها : 610
تشکر شده : 433
پاسخ : 3 RE نامه ی جالب یک متهم
جالب بید!!

امضای کاربر :
  **متهم      اما     بی گناه**



جمعه 25 بهمن 1392 - 03:40
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
zoro_388 آفلاین


ارسال‌ها : 1527
عضویت: 15 /9 /1392
محل زندگی: فارس

تشکرها : 9834
تشکر شده : 3918
پاسخ : 4 RE نامه ی جالب یک متهم


آخرش چی شد؟ بخشیدش؟!

امضای کاربر :

جمعه 25 بهمن 1392 - 16:10
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
mahsa-alp آفلاین


ارسال‌ها : 112
عضویت: 16 /10 /1394
تعداد اخطار: 1

تشکر شده : 33
پاسخ : 5 RE نامه ی جالب یک متهم
من امیدم را در یاس یافتم
مهتابم را در شب 
عشقم را در سال بد یافتم 


وهنگامی که داشتم 
خاکستر میشدم 
گر گرفتم ....

پنجشنبه 17 دی 1394 - 10:31
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 2 کاربر از mahsa-alp به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: rezvan71r71 / somayyeh /
rezvan71r71 آفلاین



ارسال‌ها : 11790
عضویت: 14 /6 /1391
محل زندگی: یــه جــای ســرد و تــاریـکــــــــــ ــ...

تشکرها : 20382
تشکر شده : 35951
پاسخ : 6 RE نامه ی جالب یک متهم
نقل قول از mahsa-alp
من امیدم را در یاس یافتم
مهتابم را در شب 
عشقم را در سال بد یافتم 


وهنگامی که داشتم 
خاکستر میشدم 
گر گرفتم ....
****************************
خیلی قشنگه



امضای کاربر :
نـــــداری گــــدایی به رســـــوایی مــــــــــــــــــن...
پنجشنبه 17 دی 1394 - 10:56
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 2 کاربر از rezvan71r71 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: somayyeh / sun /
sun آفلاین


ارسال‌ها : 1717
عضویت: 24 /5 /1392
محل زندگی: لا ب لای روزنه های امید

تشکرها : 2916
تشکر شده : 4194
پاسخ : 7 RE نامه ی جالب یک متهم
پرفکت رو به بالا

امضای کاربر :
مـے گفتنـב:” سختے ها نمک زنـבگــــــے است “امّا چــرا کسـے
نفهمیـבکه ” نمــــــک “براے من کهخـــاطـــراتم زخمے است ....شور نیــست
؛مـــزه ” בرב ” مے בهــב !.

جمعه 18 دی 1394 - 00:55
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
ارسال پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :