loading...

باشگاه هم اندیشان

سلااااام؛ یه اتفاق جالب! از وقتی هم اندیش شدم و لبخند خدا رو حس کردم که وقتی جامو تو مترو یا اتوبوس می دم به سالمندان یا بچه دارها. دیگه تقریبا فقط همون ایستگاه اول که خلوته نشستم؛ البته بگم که ایست

هم اندیشان چهارشنبه 1 آبان 1392

حسین وفا بازدید : 774 چهارشنبه 01 آبان 1392 نظرات (0)

سلااااام؛ یه اتفاق جالب! از وقتی هم اندیش شدم و لبخند خدا رو حس کردم که وقتی جامو تو مترو یا اتوبوس می دم به سالمندان یا بچه دارها. دیگه تقریبا فقط همون ایستگاه اول که خلوته نشستم؛ البته بگم که ایستگاه سه تا مونده به آخر پیاده می شم؛ ولی به لبخندشو و دعایی که واسه آدم می کنن می ارزه. نمی خوام ریا شه؛ می خوام همه به این مساله توجه کنن. آخه! خیلی ها هستن خودشونو می زنن به بی خیالی! انگار نه انگار کنارشون یه سالمند یا یه خانوم بچه بغل ایستاده. ممنون که هستین.

(مائده، دانشجوی دانشگاه خوارزمی)

امید: سلااااام؛ اتفاقا همین حس های خوبه که انسان رو از تنهایی در می یاره؛ حال آدم رو خوب می کنه؛ به انسان انرژی می ده؛ اعتماد به نفس می ده؛ نگاهمون رو به همه چیز زیبا می کنه و... جالبه! همین امروز صبح برا خودمم پیش اومد. جامو دادم به یه آقایی که موهاش سفید شده بود!!!!! (نمی گم پیرمرد که بهم گیر بدین) واقعا هنوز (ساعت ده و پنجاه دقیقه) حس خوبش تو وجودمه. حالا ببینین! اگه تعداد این حس های خوب تو روز زیاد بشه چی می شه. چه حالی آدم پیدا می کنه.

******

سلام؛ می خواستم یه مجموعه کتاب عالی معرفی کنم. از اونا  که حتی دکتر شیری هم تاییدش کرده و کلی باهاش صفا کردم. به نام: "شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید" 8 جلد کوتاه هست. من از کتابخونمون گرفتم؛ ولی اونقدر تک تک حرفاش خوبه می خوام بخرمشون و به دیگرانم بدم. بعدا براتون چند جملشو می گم. الان جا ندارم.

(سمیه، همون کتاب به دست، شاهرود)

******

سلاااام؛ امشب داشتم انار می خوردم (جاتون خالی!) یاد حرفای شما افتادم و همه لایه های نازک بین دونه های انار رو هم خوردم. با اینکه از قبل می دونستم خاصیت دارن؛ ولی نمی خوردم...

(دوستدار همتون، فاطمه، قوچان، عاشق انار...!)

امید: تو هر کدوم از مخلوقات خدا؛ ازجمله خوراکی هایی که آفریده، دریایی حمکت برای انسان ها وجود داره؛ شاید نشه به همه اون حکمت ها پی برد؛ ولی حداقل باید حواسمون باشه وقتی متوجه حکمتی می شیم بهش بی توجهی نکنیم. اون حکمت ها بی دلیل نیست؛ ولی متاسفانه ما انسان ها داریم با پای خودمون ازش دور می شیم. اگه حرفم رو باور ندارین فقط ببینین امروزه چند نفر انار رو با اون لایه های بین دونه هاش که این همه حکمت داره، می خورن؟! ولی قدیما... به قول دوست هم اندیشمون: "مشکل اصلی ما آدما اینه که هنوز آدمای قدیمیم با همووووون نیازای طبیعی قدیم؛ ولی هویت خودمونو بین این وسایل، گم کردیم." نه! شما به من درمورد حکمت های چیپس و پفک و خیلی دیگه از محصولات کارخونه ای امروزی بگین. به قول خاله قزی تو سریال خوش نشین ها: "جیب ما رو نزنن!" حکمت پیشکششون!        

******

زنگ تفریح: خنگول به نامزدش اس می ده: عزیزم! من تا۱۰دقیقه دیگه اونجام؛ اگه نیومدم این پیامک رو دوباره بخون. شب عیده؛ بخندین دیگه!

(زهرا از ساری)

******

نحوه تشکیل اغلب حباب ها: ما اتفاقی همدیگه رو دیدیم. من ناغافل دلتو دزدیدم. بعد تو نگاهتو دزدیدی و ما ناخواسته همدیگه رو خواستیم و چیزی شبیه عشق بینمون ساختیم. بیرون این دایره که دور هم کشیدیم بهمون می گن عاشق؛ ولی من هنوز باور نکردم دزد دزدکی عاشق شده باشم.

مرحله خطیر ترکوندن حباب ها: بیا با هر چی ازم دزدیدی یه پاکن بساز و دایره ات رو پاک کن. راحتم کن! من تاوان گناهمو دادم؛ بیا اتفاقی ازم بگذر؛ بیا ناخواسته همو نخوایم. خودتم خوب می دونی اگه دلتو پس بدم اگه نگاتو پس بدی همه چیز تموم می شه؛ چه بخوایم چه نخوایم...

(شازده کوچولو؛ راستی! سلام به همه)

******

سلام؛ حال و احوال همگی که خوبه؟ می گم آقا امید! برا روزایی که هوا بارونیه کشتی بزرگ هم اندیشان کجا لنگر می ندازه؟ آخه دریا مواج می شه و خطرناک. برا اون خاطر می گم!

(محسن، 24 ساله، دانشجوی برنامه نویسی کامپیوتر، یاسوج)

امید: آقا محسن! دل به دریا زدیم، بدجور! آدم وقتی راهش مشخصه، دلش قرص و محکم می شه. دیگه از موج هم بیم نداریم. به این غزل جناب مولوی هم توجه بنموویید...    

ما ز بالاییم و بالا می رویم       

ما ز دریاییم و دریا می رویم

ما از آن جا و از این جا نیستیم

ما ز بی‌جاییم و بی‌جا می رویم...

همت عالی است در سرهای ما

از علی تا رب اعلا می رویم...

ای که هستی ما ره را مبند

ما به کوه قاف و عنقا می رویم

******

سلام؛ وااااای از دست این امید! اینقدر از اتوبوس گفت که آدم تو اتوبوس اینقدر گرم صحبت با آدمای مسن می شه که از ایستگاه جا می مونه! ایته راه حل بهتر فده برار جان (ترجمش با پیام)

(حدیث مهدی پور، صومعه سرا، شیخ محله)

امید: منظورت از آدمای مسن، همون....؟

******

سلام؛ یه سوال اورژانسى دارم! لطفا فورى جواب بدید: چرا بعضیا فکر می کنن که می تونن عقایدشونو به همه تحمیل کنن؟

(لیلا از کرج)

امید: خب! فکر کنم موضوع خوبیه برا بحث. می ذارم برا نظرسنجی.

******

سلام ها؛ یه روز یکی از ملانصرالدین می پرسه پس گردنی چه فایده ای داره؟ می گه: "باعث کلفت شدن گردن می شه؛ باعث می شه فرد به خودش بیاد؛ باعث عوض شدن حال و هوا می شه و باعث شادی و خنده مردم." یهو یکی می زنه پس کله ملانصرالدین. همه می خندن! می گه: چرا زدی؟ جواب می ده: خودت گفتی خوبه و اینا؛ ولی مثل اینکه فقط آخریش حقیقت داره!! حالا امید خان! دیگه ناراحت نباش که پس گردنی می زنیم؛ چون این همه فایده داره! واااای! انگشت شستم افتاد.

(زهرا با حفظ سمت یاسمن، از رشت، بهشت ایران)

امید: من اصلا هیچی نمی گم! سکووووت!

******

سلام؛ خدا قوت آقا امید! می خواستم بگم شاید بهتر بود با اون شناختی که بنده از شما دارم به واجب نهی از منکریتون عمل می کردید و به این جوونه می گفتی که این موسیقی مجاز نیست.

(حسین بهمنی)

امید: بابا! من فقط دوپس دوپس شنیدم! از مجاز و غیرمجاز بودنش بی خبرم! درضمن امر به معروف و نهی از منکر هم شرایط خاص خودش رو داره؛ ضمن اینکه باید درمورد خودمون هم مطمئن باشیم؛ شاید خودمون بیشتر از بقیه نیاز بهش داشته باشیم. فکر کنم باید یه دفعه درباره اش بحث کنیم. اینم رفت تو نظرسنجی.

******

پیرمردی دیدم که با هفتاد سال سن و پنجاه سال زندگی مشترک هنوز همسرش را عزیزم و عسلم صدا می کرد. خلوتی پیدا کردم و رازش را جویا شدم. گفت: ده ساله که اسمش رو فراموش کردم؛ بفهمه پدرمو در میاره.

(سمیرا، ۶۳ از قزوین، الوند)

******

مشاعره:

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است.

(لیلا نصرالهی از اراک)

امید: عجب شعری بود (بی شوخی)؛ توجه نمووییدید آیا؟! می گه: بابا! اشتباهات و کوتاهی ها و تنبلی ها رو گردن چرخ گردون روزگار نندازین جانم!  

******

سلام؛ برنده مسابقه خانوم: مریم گلی شهرکرد. بله! اون مواد شیمیایی مواد تشکیل دهنده دراژه (اسمارتیز خودمون) بود که به نظر من به اورانیوم غنی شده بیشتر می خورد تا خوراکی. به هر حال آبجی گلم آدرس بده که خرما رو بفرستم برات.

(الهام پنجی از تهران، طراح مسابقه)

امید: منو بگو که فکر می کردم بستنیه! آخه اگه ترکیبات نوشته شده روی جلد بستنی رو هم بخونی یه همچین چیزاییه. حیف شد! ییییییه جعبه خرما رو از دست دادم.

******

سلام به آقا امید و مهراندیشان؛ دیگه سالروز تولد باشگاه نزدیکه. یه تبریک گرم به همتون به خصوص به خودم؛ چون زندگى برام زیباتر شد. این متن زیبا هم تقدیم به شما: "محبت شما نه در ازدحام روز گم می شود و نه در خلوت شب؛ و چون رویایى در قلب می ماند و حضورش را همیشه اعلام می کند.

(رویاى همیشگی باشگاه؛ کاردانی طراحی و دوخت؛ کرمانشاه)

امید: به پایان آمد این پیامک های گل مگلی (چون گفتیم هم عیده و هم تولد، حال و هوامون عوض شه)؛ حکایت همچنان باقی است. حکایت تلاش برای بهتر زیستن. باشگاه هم اندیشان! ممنون که هستی! گفتم شب تولدشه براش مایه بذارم. ما اییینقدرها هم بی معرفت نیستیم! عید همتون هم پیشاپیش مبارک! شنبه همدیگه رو می بینیم. با کللللی انرژی. د! د! داشت یادم می رفت. پیامک دوستمون درباره کلاس های فن بیان و اهمیت این مساله باعث شد یاد همکاری بیفتیم که از گوینده های برجسته کشوره و این کلاس ها رو هم مرتب برگزار می کنه. با موسسه ای که داره صحبت کردیم. قرار شده با کمترین هزینه ممکن برا هم اندیشان کلاااااس بذاره. خودم هم خیلی دوست دارم شرکت کنم. کلااااسی با حضور هم اندیشان. خب! اول، تهران و اگه موفق بود شهرستان ها. فعلا هم اندیشان تهرانی که موافقن اول پیامک هاشون بنویسن: "بیان" به خدا می سپارمتون.   

تعداد پیامک های دیروز: 2706

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1613
  • کل نظرات : 1295
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 2743
  • آی پی امروز : 21
  • آی پی دیروز : 54
  • بازدید امروز : 137
  • باردید دیروز : 239
  • گوگل امروز : 4
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 565
  • بازدید ماه : 1,112
  • بازدید سال : 72,397
  • بازدید کلی : 2,767,828
  • کدهای اختصاصی
    موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی