loading...

باشگاه هم اندیشان

تجربه های من

هم اندیشان پنجشنبه 2 خرداد 1392

حسین وفا بازدید : 1378 پنجشنبه 02 خرداد 1392 نظرات (22)

پیام: سلام "ها". خوبی؟ خوش اومدی. بیا تو. چرا تنها؟ دوستان نشستن. بیا که بحث حسابی گرفته. هر کی یه چیزی میگه. میگم ها، تا حالا دقت کردی ما هیچی مون شبیه هم نیست؟ یه نگاه به جمعیت بنداز. نه سن مون؛ نه جنس مون؛ نه افکارمون؛ نه اخلاقمون؛ نه سلیقه مون، نه وضع مالی مون؛ نه قیافه مون؛ من فکر می کنم ما فقط یه چیزی مون شبیه همه. نمی دونم اسمش چیه؟ یه ذات مشترک. دل؟ فطرت؟ حالا اسمش زیاد مهم نیست. ولی جالبه! همین یه دونه شباهت کافیه که همه اون اختلافات نادیده گرفته بشه و دور هم جمع بشیم و گل بگیم و گل بشنویم. برای من که خیلی عجبیه! آدم ها چقدر با هم راحت اند؛ و چقدر به هم شبیه اند وقتی که رنگ و قیافه شون کنار میره. و چقدر از هم دورند وقتی سن و سال و اختلافات ظاهری میاد وسط! خیلی حرف زدم؛ نه؟ آخه دیدم بحث سر تجربه است، گفتم من هم یه چیزی گفته باشم. این البته حاصل تجربه من تو باشگاه بود. حالا بشینین میخوام براتون یه آواز مشتی بخونم. فقط دقت کنین اون جایی که حروف کشیده است؛ یعنی دارم تحریر می زنم.

دیدی ای دل که غــــــم عــــــــــــــــشق

دگر بــــــــــــــــــار چــــــه کرد (2 بار)

چون بشد دلبــــــــر و

با یاد وفادار چـــــــــــــــــــه کرد.

ای ی ی دوووووووست......هااااااااااااااااااااااااااا

******

تجربه مثل شانه ای است که زندگى وقتى به ما می دهد که ما کچل شده ایم.

(M، از مشهد)

پیام: راست میگی ها. مرده شور این روزگار رو ببره که کچلمون کرد رفت.

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان چهارشنبه 1 خرداد 1392

حسین وفا بازدید : 447 چهارشنبه 01 خرداد 1392 نظرات (0)

سلام امید! وای چه بارون قشنگی! الان که این پیامک رو می نویسم داره بارون میاد. زیر بارون واسه همه هم اندیشا دعا کردم. چه لحظه ی قشنگی!!!!

امید: سلام اهالی "هم اندیشان" د! د! چرا همه دارین چتراتونو باز می کنید؟ بابا! این پیامک دیروزه؛ فقط خواستم با انرژی مثبت، کارمون رو شروع کنیم.    

******

سلام؛ تجربه من اینه که موقع عصبانیت، حرفی نزنم که بعدا پشیمون بشم؛ چون هر چقدر هم عذر خواهی کنی؛ حتی اگه طرفت تو رو ببخشه، حرفاتو فراموش نمی کنه. همسرم! منو ببخش!

(مرضیه)

امید: همه حواسمون بود؟! خیلی نکته مهمی گفتا!  

******

محدثه سیاوشی از کرج: "سکه های پول همیشه صدا دارند؛ اما اسکناس ها بی صدا هستند؛ پس هنگامی ارزش و مقام شما بالا می رود که بیشتر آرام و بی صدا باشید."

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان سه شنبه 31 اردیبهشت 1392

حسین وفا بازدید : 578 سه شنبه 31 ارديبهشت 1392 نظرات (0)

ســـــــــــــــــلام به همه هم اندیشان؛ من حسین تکلو عضو قدیمی باشگاه هم اندیشان، اومدم یه بار کار امید رو انجام بدم. فهمیدم کار خیلی سختیه. دوستان! واسه درج شدن پیامک هاتون قسم ندید. به خدا کار درستی نیست.

امید: بابا! دست نگه دارید! کانال رو عوض نکنید! پیام نماها قاطی نشده! راستش! دیروز که حسین آقا اومده بود بهمون سر بزنه فرصت رو غنیمت شمردیم و برای اینکه بدونید چقدر کار ملوانی سخته ازش خواستیم به نمایندگی از شماها تو کابین کشتی کنار دستمون بشینه و یه روز کارمون رو انجام بده. این شماها و این حسین آقا...

******

سلام "ها" (هم اندیشان) و امید و پیام؛ به نظر من مقایسه کردن خودمون با بقیه همیشه بد نیس مثلا خود من قبلا خیلی گلایه می کردم؛ اما از وقتی مشکلات یکی از دوستانو دیدم دیگه شکایت نمی کنم و ب زندگیم قانعم.

‏(ارادتمندتون، شازده کوچولو)

******

سلام امید و پیام و هم اندیشان گل؛ خوفین؟ امیدوارم که خوف باشین! تجربه من اینه که هیچ وقت دروغ نگین؛ حتی یه دروغ کوچیک؛ چون وقتی یه دروغ بگین مجبور می شین پشت سرش دروغای بزرگتری بگین.

(شهرزادم از ساوه)

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان دوشنبه 30 اردیبهشت 1392

حسین وفا بازدید : 580 دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 نظرات (0)

محیط زیست: سلام به امید، پیام و دوستان عزیز! چیزی که می خوام  بگم ربطی به بحث نداره؛ ولی امیدوارم تبدیل به تجربه خوب بشه. امشب مامانم تصمیم گرفت برای خرید میوه واسه بابام کیسه پارچه ای بدوزه تا دیگه از نایلون استفاده نکنه تا خانواده ما سهم کوچکی در حفظ محیط زیست داشته باشه.

(فاطمه مجاور، 24 ساله از یزد)

امید: دوستان خوبم سلام! چقدر با این پیامک، حس قشنگی بهم دست داد. حتما شما هم همینطور. دیروز یه مطبی رفته بودم. منشی، اومد سراغ آبسرد کنی که تو سالن بود و یه لیوان یه بار مصرف برداشت و یه کم آب خورد و انداختش توی سطل. با خودم گفتم حتما هر روز ده ها بار این صحنه تکرار می شه. خب! نمی شد یه لیوان برا خودش داشته باشه و اینقدر لیوان اسراف نشه! واقعیتش اینه که ظرف ها و لیوان های پلاستیکی که اینقدر رایجه، قابل بازیافت نیست و محیط زیست رو که برای تمام نسل ها است، بتدریج نابود می کنه.

******

اراده: سلام دوستان گل؛ من از بچگی شیر دوست نداشتم. هیچ وقت هم نمی خوردم؛ ولی حالا ۲ ماهه که می خورم. طوری ک اگه ی روز نخورم انگار ی چیزی گم کردم.

(اسما، ممسنی)

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان 29 اردیبهشت 1392

حسین وفا بازدید : 607 یکشنبه 29 ارديبهشت 1392 نظرات (0)

امید: سلااام! خببببر! خبببببر داااااااارم! خبببببر! یه خبر داغ! بگید چیه؟

هم اندیشان: سکوت

امید: د! چرا ذوق نمی کنید؟ مگه تا حالا خبرهای بدی بهتون دادم؟

هم اندیشان: باز هم سکوت

امید: عجیبه! ولی به هر حال من خبرم رو می دم؛ چون می دونم برا خیلی ها که شرایطش رو دارن می تونه دلگرمی بزرگی تو زندگیشون باشه. ببینین! ماجرا از این قراره که سازمان تامین اجتماعی که یه نهاد معتبر دولتیه (نه بیمه های متفرقه) دختر خانوما و خانوم های خانه دار 18 تا 45 ساله رو بیمه بازنشستگی می کنه. تا بیست سال، ماهانه، حق بیمه می دین و بعد از بیست سال، مثل خانوم های شاغل، از تامین اجتماعی، حقوق بازنشستگی می گیرین. امسال، باید ماهی شصت هزار تومان بدین. اسم بیمه اش بیمه اختیاریه! به نظر من ارزش داره برید اداره تامین اجتماعی شهرتون و بیشتر درباره اش سوال کنید.

******

سلام؛ تجربه بهم ثابت کرده که خیلى از اتفاقاتى که در نگاه اول به نظرم ناخوشاینده، پیامدهاى خوبى داره که بعدا مى فهمم! مثل قبولى توى رشته اى که فکر نمى کردم یه روز اینقدر دوسش داشته باشم!!

(فرزانه، 19 ساله از قم، دانشجوى مهندسى کامپیوتر)

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان شنبه 28 اردیبهشت 1392

حسین وفا بازدید : 545 شنبه 28 ارديبهشت 1392 نظرات (0)

امید: سلاااام دوستای خوبم! مطمئن هستم این هفته تو  بحث "تجربه های من" تلنگرهای خوبی خواهیم خورد؛ بهتر از خوردن چیپس و پفکه!   

******

امید! امروز مامانم می خواست واسه خواهرم ک ۷ سالشه چیپس بخره! کلی از مضرات چیپس گفتم ک منصرف بشه از خریدش؛ اما مامانم گفت: این همه مردم می خورن چیزیشون نمی شه حالا ما بخوریم اینهمه بلا سرمون میاد!!! دیگه نتونستم از خرید منصرفش کنم؛ اما تمام تلاشمو کردم.

(مهنازم از مشهد)

امید: آبجی! نباید انتظار داشت یه عادت، رفتار، یا کار نادرست، مثلا خرید چیپس، یه دفعه با یه هشدار، از سر یه نفر بیرون بره؛ چون این کار، به مرور تبدیل به عادت شده به مرور هم فراموش می شه. آبجی! تو هر چی اگه بخوایم فرهنگ سازی جواب بده نباید سختیگری کنیم؛ یعنی شما باید اجازه بدی خواهرت چیپسش رو بخره و بخوره و لذتش رو ببره؛ به هیچ وجه حساسیت نشون نده؛ اما بعدها تو فرصت های مناسب با توجه به سنش، براش از مضرات چیپس بگو! و اینکه جایگزین مناسب و سالم هم برا چیپس پیدا کن! این کارا حتما نتیجه داره. یه نتیجه خیلی شیرین.  

******


بقیه در ادامه مطلب...

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1613
  • کل نظرات : 1295
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 2743
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 45
  • بازدید امروز : 109
  • باردید دیروز : 352
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 4
  • بازدید هفته : 889
  • بازدید ماه : 1,436
  • بازدید سال : 72,721
  • بازدید کلی : 2,768,152
  • کدهای اختصاصی
    موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی