loading...

باشگاه هم اندیشان

وسواس فکری

هم اندیشان پنجشنبه 26 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 538 پنجشنبه 26 بهمن 1391 نظرات (0)

لام علیکم و رحمه الله . استدعا می کنم  از پای تلویزیون بلند نشید . خواهش  می کنم  بفرمایید بشینید .. کوچیک شما ؛ استاد پیام هستم ... طبق فرموده امیدخان قرار شده که پنجشنبه ها در خدمتون باشم . خب ؛ مثل اینکه داشتین درباره وسواس فکری بحث میکردین بله ؟. خب اول بفرمایید که تو این جمع چه کسانی وسواس  دارن ؟ اوووووه ... چه خبره ؟؟؟؟. بسیار خوب ؛ مشکلی نیست . حالا بریم جلو  ببینیم چی میشه. 

******

سلام به همگی، دوستان وسواس فکری یه نوع اختلال آرمانگراییه که شخص همیشه به عمل خود شک دارد و گمان می کند عملش اشتباه یا ناصحیحه و مدام با این فکر درگیر است. این بیماری تنها در صورت مراجعه به روانشناس و مصرف دارو قابل درمان است.

(شروین پزشک رشت)

پیام : البته نوع  شدیدش  رو می فرمایید دیگه ؟

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان چهارشنبه 25 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 621 چهارشنبه 25 بهمن 1391 نظرات (1)

سلام به نیک اندیشان و دایی امید؛ کمک! کمک! بعد از این همه بحث راجع به وسواس فکری؛ تازه الان فهمیدم که چی هس! انگار منم دچارشم. من دوس ندارم اینجوری باشم. چی کار کنم واسه بهبودی؟ کمکم کنید.

(نرگس، 71،  از تو کشتی؛ بغل دستیه شیما شیطون)

امید: سلام دوستان خوبم؛ واقعیتش اینه که هدف اصلی ما از بحث این هفته اینه که بدونیم وسواس فکری چیه تا اگه بهش مبتلا هستیم و خودمون هم نمی دونیم دنبال راه حلش باشیم. وسواس های خفیف، شاید با همین آگاهی که بهش پیدا می کنیم و کمی اراده و با کمک راهکارهای دوستامون حل بشن؛ اما وسواس های شدیدتر نیاز به روانپزشک دارن؛ یعنی وقتی می بینیم هیچ جوری رفع نمی شه، باید با کمک پزشک، حل بشه.

******

سلام عزیزان؛ من شدیدا وسواس فکری داشتم به طوری که از خواب و خوراک افتاده بودم؛ ولی با مراجعه به یه روانپزشک خوب و مصرف دارو بهتر شدم.

(مینا از اصفهان)

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان سه شنبه 24 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 512 سه شنبه 24 بهمن 1391 نظرات (0)

سلاااام دوستای گلم؛ چه خوبه که باز هم دور همیم. خدا رو شکر

******

سلام؛ دیشب حالم بد بود. تب داشتم. بیمارستان بودم. صبح آزمایش دادم. نمی دونید چقدر استرس داشتم. همش فکر می کنم مریضم. سرطان دارم. می میرم.

(عسل از تهران)

امید: آبجی! پیامک بعدی رو حتما بخون. لازمه!

******

سلام به هم اندیشان گل؛ امید! واقعا درست می گین. به چیزی که فکرشو می کنی اتفاق میفته. من یه CD دارم از دبیرمون گرفتم. چند سال پیش از شبکه چهار ضبط کرده. اسم برنامه اش هم رازه. عالیه! درباره قانون جذب.

(معصومه جلالی از اهواز)

امید: قبلا هم یه بار گفتم؛ تو یه کتابی نوشته بود: حتی به شوخی هم درباره  چیزهای منفی حرفی نزنید.

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان دوشنبه 23 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 754 دوشنبه 23 بهمن 1391 نظرات (3)

امید: سلام خوبان! هیچ دقت کردین همبستگی خانواده هم اندیشان هر روز داره بیشتر و بیشتر می شه. شوخی شوخی داریم به یه خانواده تبدیل می شیم

******

سلام؛ من امروز فهمیدم دارم مادر می شم. هنوز همسرم هم نمی دونه. گفتم اول به دوستای گلم خبر بدم. راستش خیلی می ترسم که نتونم براش مادر خوبی باشم. کمکم کنید. از صبح هزار تا فکر کردم.

(یکی که همتون رو دوست داره)

امید: مامان هم اندیش! مبارک باشه! حتما مادر خوبی می شی! اطلاعاتت رو درباره دوران بارداری زیاد کن. از تجربه های درست دیگران و مطالب کتاب ها استفاده کن. دوران مهمیه

******

سلام دوستان! سال هاست از وسواس فکری رنج می برم؛ البته بیشتر روی سرطان داشتن و مرگ تکیه می کنم. مثلأ کافیه یه سردرد ساده داشته باشم تا صبح فکر می کنم که علت این سردرد چیه؟ و تا به پزشک مراجعه نکنم و خیالم راحت نشه آروم نمی شم. تو رو خدا کمکم کنید. خیلی سخته..

(سمانه از اصفهان)

امید: این یه واقعیته که فکر کردن به چیزای خوب و بد، موجب جذب اون ها می شه. فکر کردن به بیماری، بیماری می یاره. باید مبارزه رو شروع کنی و بهشون فکر نکنی...

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان شنبه 21 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 742 شنبه 21 بهمن 1391 نظرات (0)

سلاااام؛ یه خبر خوووب! عروسی خواهرم بود. تو خونه. شام تو ظرفای شیشه ای بود و سفره جلوی پای مهمونا پهن شد. دریغ از یه ترقه. یه نفر رو هم هم اندیش کردم.

(سعیده رضایی، از بروجن(

امید: بابا! چه عروسی پرباری. راستی! سلام دوستان گل و گلاب؛ امروز پیامک هاتون رو دارم از مشهد می فرستم. حتما برای همتون دعا می کنم. دیشب هم تو حرم یه اتفاق جالب افتاد. توجه بنمووییید

******

خبر! خبر! جمعه امید و خانواده اش رو تو حرم امام رضا دیدم. نمی دونید چه حس غروری می کردم که عضو هم اندیشانم.

(سروناز و ندا، از شاهرود(

امید: مردد بودن که چیزی بگن. فقط صداشون رو شنیدم که به همدیگه می گفتن: فکر می کنی خودش باشه؟ متوجه همه چیز شدم. سرم رو بالا گرفتم و گفتم: "باشگاه هم اندیشان؟" هم اندیشان خوب! راستش من هم مثل شما احساس غرور می کنم که عضوی از باشگاه هستم.

******


بقیه در ادامه مطلب...

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1613
  • کل نظرات : 1295
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 2743
  • آی پی امروز : 3
  • آی پی دیروز : 45
  • بازدید امروز : 34
  • باردید دیروز : 352
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 4
  • بازدید هفته : 814
  • بازدید ماه : 1,361
  • بازدید سال : 72,646
  • بازدید کلی : 2,768,077
  • کدهای اختصاصی
    موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی