• یکشبنه 1394/02/06 - تعداد بازدید 10 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ می گم اگه یه راننده به پلیس بگه: "باور کن تا حالا من یواشکی بارها با سرعت 180 تا هم رفتم و هیچ اتفاقی نیفتاده. بذارین من راحت ب
  • شنبه 1394/02/05 - تعداد بازدید 24 مرتبه
    امید: سلااااام؛ می دونین الان تو ذهنم داره چی می گذره؟ اینکه شماها خیلی خوبین. خیییییلی!... دلیل دارم براش. فکر نکنین رو هوا دارم حرف می زنم. دلی
  • چهارشنبه 1394/02/02 - تعداد بازدید 39 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ می گم حواستون که هست؟ حواستون به اینکه از بحثا برداشت اشتباه نکنین! آخه ممکنه از اونور بوم بیفتیم. آخه می شناسم کسانی رو که ب
  • سه شنبه 1394/02/01 - تعداد بازدید 49 مرتبه
    امید: سلاااااااام؛ امروز یکی از همکارا بهم گفت: "باورم نمی شه! فردا چهلم مادر آقای رزاقه. چه زود گذشت! مگه می شه؟ انگار، دیروز بود!" انگشت به دهن
  • دوشنبه 1394/01/31 - تعداد بازدید 40 مرتبه
    امید: سلاااااام؛ راستش یه لقمه غذا رو اگه دوبار بجوی، می شه غورتش داد؛ ولی فرقش با لقمه ای که خوب جویده بشه از زمین تا آسمونه. باور نداری مجله
  • یکشنبه 1394/01/30 - تعداد بازدید 55 مرتبه
    امید: سلاااااام؛........... راستش صبح تا حالا دارم فکر می کنم که بحثو چه جوری شروع کنم؛ یعنی منظورم اینه که از کجا شروع کنم. یه دفعه یاد حرف یکی از د
مشاهده آرشیو کامل مطالب
کمی طاقت داشته باشید...
مشاهده تالارهای اعضا

    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 19 اسفند 1392
    • حضور امید، حسین تکلو و خانم عوض زاده در برنامه اردیبهشت
    • 12 اسفند 1392
    • همایش هم اندیشان دزفول ، اهواز ، اندیمشک ، شوشتر - در دزفول
    • 24 بهمن 1392
    • همایش هم اندیشان تهرانی - قرچک ورامین
    • 8 آذر 1392
    • همایش اندیشه سبز - مشهد مقدس
    • 9 آبان 1392
    • هم اندیشان در همایش بزرگداشت حافظ
    • 19 مهر 1392
    • چهارمین میزبان هم اندیشان در صداوسیما : برنامه پنجشنبه اردیبهشت
    • 18 مهر 1392
    • سومین حضور امید در تلویزیون - برنامه اردیبهشت
    • 8 مهر 1392
    • همایش هم اندیشان مشهد مقدس
    • 27 شهریور 1392
    • اولین همایش طرح همیاری بانوان هم اندیش
    • 26 مرداد 1392
    • حضور امید در برنامه طلوع
    • 1391
    • اولین تصویر گرفته شده از پیام
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • فعالیت های شخصی و ابراز علاقه هم اندیشان
    • نمایشگاه کتاب 1392
    • نمایشگاه کتاب تهران
    • اردیبهشت 1392
    • همایش یزد هم اندیشان
    • اسفند 1391
    • اولین همایش هم اندیشان تهرانی
    • 22 مهر 1391

« در حال حاضر باشگاه هم اندیشان فعالیتی ندارد. ادامه بحث ها در وبلاگ جناب بیدگلیان جریان دارد »


اگر در این سایت عضو می شوید ، حتما شهر خود را نیز وارد کنید.
پس از عضویت در این سایت می توانید در بخش انجمن های تخصصی به فعالیت پرداخته و با دیگر هم اندیشان بحث و گفتگو داشته باشید.

»آرشیو پیامکهای باشگاه

»آلبوم عکس خاطرات

»آلبوم فیلم

»درباره هم اندیشان

»مرجع شماره های کاربردی


هم اندیشان یکشنبه 6 اردیبهشت 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، آرشیو کامل ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، حد و حدود ارتباط با نامحرم ،

هم اندیشان یکشنبه 6 اردیبهشت 1394

من نمی دونم واقعا چرا بعضی ها می گن که با دخترعمو یا دخترخاله نباید راحت بود؟ اینا همش شعاره به نظر من. الان تو زندگی روزمره امروزی کی دیگه با اقوام نزدیکش راحت نیست؟ والا من به شخصه صبح تا شب با دختر عمه و دختر عمو گپ می زنیم. راجع به هر چی که فکرشو کنید. خدا شاهده تا حالا یک لحظه فکر هم به یه عمل منفی نکردم. بستگی به آدمش داره. بعضی از پسرا اگه جنس مخالفشون جواب سلامشون رو هم بدن به خودشون می گیرن. (سعید از یاسوج)

امید: سلاااااااام؛ می گم اگه یه راننده به پلیس بگه: "باور کن تا حالا من یواشکی بارها با سرعت 180 تا هم رفتم و هیچ اتفاقی نیفتاده. بذارین من راحت باشم. باور کنین بستگی به آدمش داره. بعضیا با سرعت چهل تا هم تصادف می کنن. باید فرق بذارین بین آدما. راننده داریم تا راننده! من یه عمر تو جاده ها هر جوری خواستم رانندگی کردم و هیچی هم نشده!" به نظرتون پلیس بهش چی می گه؟

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 31 مرتبه بازگشت به بالا

هم اندیشان شنبه 5 اردیبهشت 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، آرشیو کامل ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، حد و حدود ارتباط با نامحرم ،

هم اندیشان شنبه 5 اردیبهشت 1394

امید: سلااااام؛ می دونین الان تو ذهنم داره چی می گذره؟ اینکه شماها خیلی خوبین. خیییییلی!... دلیل دارم براش. فکر نکنین رو هوا دارم حرف می زنم. دلیلش هم اینه که تو این دوره و زمونه که خیلی چیزا خیلیا رو سرگرم کرده، دنبال حرف حساب می گردین. خدا حفظتون کنه.

******

سلام؛ من واقعا دختر باحجاب و باوقاریم. اصلا هم اهل عشوه و چیزی نیستم که بخوام جوری رفتار کنم که طرف مقابلم باهام راحت باشه. اتفاقا ما خودمون تو فامیلمون، دخترای فامیل ارتباطشون با نامحرم فقط در حد سلام و خدافظیه؛ ولی چند ماه پیش اتفاقی افتاد که من واقعا چهارستون بدنم لرزید. آقا پسری تو فامیل که متاهل هم هست به من ابراز علاقه کرد. شمارم رو از توی گوشی خانومش برداشته بود و پیامک داده بود. نه با هم رابطه داریم نه من با اون صحبت کردم. اونوقت من نمی دونم علت کارش چیه؟ (دختری از مشهد)

امید: می دونین؟ آدم وقتی از خدا دور می شه، محبت خدا رو از خودش می گیره؛ اونوقت می شه مثل ماشین بی ترمز و ممکنه دست به هر کاری بزنه!!!! کارایی که بعدها خودش هم باورش نشه!... این از اون آقا. از این مساله که بگذریم، همونطور که گفتیم بعضی وقتا خانوما ممکنه ندونن که یه کارایی می تونه دردسرساز بشه. صرف محجبه و باوقار بودن، کافی نیست. مثلا همین حرف های زنانه و خصوصی و شوخی هایی که خانوما تو فضای مجازی یا با پیامک، با همدیگه دارن؛ غافل از اینکه ممکنه یه نامحرم، تصادفی و یا از روی عمد، به این مطالب، دسترسی پیدا کنه!... واقعیت اینه که فضای مجازی، درواقع یه فضای عمومیه! نباید خصوصی به حساب آوردش. اصلا قرار بود خود آقایون هم نظر بدن و بگن کدوم یک از رفتار خانوما باعث می شه آقایون برداشت بدی بکنن؟ راستی! بعضی پیامکا رو کوتاه کردم که مطالب، تکراری نباشه و به موارد بیشتری هم اشاره بشه.

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 59 مرتبه بازگشت به بالا

هم اندیشان چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، آرشیو کامل ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، حد و حدود ارتباط با نامحرم ،

هم اندیشان چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394

امید: سلاااااام؛ می گم حواستون که هست؟ حواستون به اینکه از بحثا برداشت اشتباه نکنین! آخه ممکنه از اونور بوم بیفتیم. آخه می شناسم کسانی رو که با برداشت اشتباه و افراطی از حرفایی که تو مجالس مذهبی می شنون، روابط فامیلیشون کمرنگ می شه. چون جوری برخورد می کنن که دیگه برا دیگران خیلی سخته ارتباط باهاشون برقرار کنن! حالا سر اینم حتما بحث می کنیم که: "تو فامیل باید چیکار کرد؟" فعلا بریم سر سوال دیروزمون که چطور بفهمیم یکی جنبه نداره و اگه نداشت، باید چیکار کرد؟

******

جنبه: سلام؛ به نظرم بهترین و ساده ترین راه اینه که همیشه فکر کنیم طرفمون کم جنبه اس و رفتارمون کمی سرد باشه تا زمانی که شناخت کافی ازش پیدا کنیم و با توجه به اون شناخت، باهاش رفتار کنیم. لطفا برام دعا کنید تا حاجت روا شم. (سوگند)

امید: خب! حالا سوال اینه که وقتی شناخت پیدا کردیم و خیالمون بابت "چشم پاکی" طرف، مطمئن شد، حد و مرز رفتارمون باید چطور باشه؟ فرقی می کنه؟ مخصوصا این که بعضی مواقع، روابط، پیوسته و ادامه داره؛ یعنی با هم بودنا یکی دو روز و یکی دو ساعت نیست!    

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 70 مرتبه بازگشت به بالا

هم اندیشان سه شنبه 1 اردیبهشت 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، آرشیو کامل ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، حد و حدود ارتباط با نامحرم ،

هم اندیشان سه شنبه 1 اردیبهشت 1394

سلام؛ اگه اینطوره پس چرا بعضیا با رعایت نکردن این حد و حدودها به کجاها که نرسیدن. زندگی مشترک، شغل خوب و... طرف اونقدر با این و اون جیک تو جیک و خودمونی می شه که 3 سوته همه کاراش رو ب راه می شه و همه جا می سپرن براش واسه کار. چند نفرم جذبش می شن و آخرم زندگی مشترک! (زینب نامجو)

امید: سلاااااااام؛ امروز یکی از همکارا بهم گفت: "باورم نمی شه! فردا چهلم مادر آقای رزاقه. چه زود گذشت! مگه می شه؟ انگار، دیروز بود!" انگشت به دهن، مونده بود! واقعیت اینه که زمان داره به سرعت می گذره. به سرعت برق و باد. چشم باز می کنیم و می بینیم رسیدیم ته خط و پیش خدا، دستامون خالیه! اینه که همیشه باید ببینیم برا خدا که قراره برا همیشه بریم پیشش، چی مهمه! یادمون باشه که خوشی های دنیا زودگذرن...

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 86 مرتبه بازگشت به بالا

هم اندیشان دوشنبه 31 فروردین 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، آرشیو کامل ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، حد و حدود ارتباط با نامحرم ،

هم اندیشان دوشنبه 31 فروردین 1394

سلااااام بر خانواده بزرگ هم اندیشان؛ بحث این هفته تون واقعا جوابش در حد چند خطه. امید! آخه اینم شد موضوع؟؟؟ ‏(زهرا از ساری)

امید: سلاااااام؛ راستش یه لقمه غذا رو اگه دوبار بجوی، می شه غورتش داد؛ ولی فرقش با لقمه ای که خوب جویده بشه از زمین تا آسمونه. باور نداری مجله پزشکی (750) رو بخون. گرفتی که منظورم رو؟

******

سلام؛ من با نظر آقا مهران تا حدودی موافقم. اونجا که گفتن جانب رسمی بودن رو در روابط حفظ کنیم. ببینید؟ من کلا آدم شوخ و شادیم. اصلا هم نمی تونم جلوی خودمو بگیرم. من می گم آدم وقتی طرف مقابلشو می بینه متوجه می شه که باید لحن برخوردش بر چه اساسی باشه. من نه با نامحرم شوخی می کنم و نه عینهو میرغضب نگاش. در واقع رفتارم رو تعادله؛ یعنی این حرفو که گفته می شه به هیچ وجه نباید حرفید و خندید (که چه بسا باعث بشه....) رو قبول ندارم. خدایی از این موردا هم ندیدم که می گن طرف دلباخته می شه و از این حرفا... من نمی دونم! باید منو قانع کنید....! (آیدا حیدری، انزلی)

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 73 مرتبه بازگشت به بالا

هم اندیشان یکشنبه 30 فروردین 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، آرشیو کامل ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، حد و حدود ارتباط با نامحرم ،

هم اندیشان یکشنبه 30 فروردین 1394

امید: سلاااااام؛........... راستش صبح تا حالا دارم فکر می کنم که بحثو چه جوری شروع کنم؛ یعنی منظورم اینه که از کجا شروع کنم. یه دفعه یاد حرف یکی از دوستام افتادم. یه بار داشتم باهاش درباره همین حد و حدود ارتباط ها صحبت می کردم. گفت: "تو شرکتی کار می کردم. دوست و همکارم که "متاهل" بود، اومد بهم گفت: اگه آدم عاشق بشه باید چیکار کنه؟ گفتم: چطور؟ گفت: آخه من عاشق یکی از همکارا شدم. گفتم: عاشق کی؟ گفت: خانم... گفتم: اون که خیلی خانوم سنگین و باشخصیتیه. آخه چطور این اتفاق افتاد؟ گفت: یه مدت که ارتباط کاریمون بیشتر شد، حس کردم کم کم دارم بهش علاقمند می  شم!!!" با شنیدن این حرفا به دوستم گفتم: مطمئن باش اگه ریشه ی این علاقمندی رو بررسی کنی می بینی چیزی جز رعایت نکردن حد و حدودا نبوده! گاهی یه شوخی ناخواسته! یه تعارف! یه خنده! یه.... می دونین؟ خیلی وقتا آدم خودش هم نمی دونه که بعضی رفتاراش می تونه چه عواقبی داشته باشه. به همین خاطره که باید حد و حدودی وجود داشته باشه. تا اینجا موافقین یا مخالف؟ حتما نظرتون رو با دلیل بگین. 5 نمره داره ها! اول پیامک بنویسین: "نظر"  

******

سلام بر هم اندیشان گل؛ طبق آیات قرآن اگر مردى نگاه خودش رو از نامحرم حفظ نکند، مقدمات گناهان بزرگتر را فراهم می کند. پس آقایون داداشام، گفته باشم: کنترل نگاه حرف اول رو می زنه. ممنون از بودنتون. (حامدم از خرم آباد)

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 86 مرتبه بازگشت به بالا

هم اندیشان شنبه 29 فروردین 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، آرشیو کامل ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، حد و حدود ارتباط با نامحرم ،

هم اندیشان شنبه 29 فروردین 1394

امید: سلااااااام؛ آخیییییش!... راحت شدم. تو این دو سه روزه، مردم از کنجکاوی! امروز صبح اولین کاری که کردم شمارش آراء نظرسنجی بود. دستی انجام شد. می دونین چرا؟... چون "نرم افزار" داره کار سرشماری رو انجام می ده. راستی! می دونین گل کاشتین؟... استقبالتون از نظرسنجی، بی نظیر بود. 6517 نفر تو نظرسنجی موضوعات شرکت کردن. حرف آقا حامد هم درست از آب دراومد. بحث "حد و حدود ارتباط با نامحرم" (کد 376) با 693 رای، اول شد. اما بقیه اش: بحث "شبکه های اجتماعی" (کد 370) با 676 رای، دوم؛ بحث "کنترل زبان" (کد 383) با 565 رای، سوم؛ "آثار و تبعات زندگی بدون نماز" (کد 373) با 432 رای، چهارم و "چرا امروزه عشق و عاشقی ها بیشتر شده؟" یعنی کد 372 با 310 رای، از میان 24 موضوع پیشنهادی شما، پنجم شد. بقیه موضوعات، رای کمتری آوردن و از گردونه، خارج شدن؛ ولی از اونجایی که همیشه لا به لای پیامکا، درباره همه چیز تو باشگاه حرف زده می شه، حتما یه جورایی درباره اون ها هم حرفایی زده شده و خواهد شد. حالا اگه سوالی چیزی ندارین برم سراغ انتخاب پیامکا. نوبت دوم، می بینمتون...

******

سلام به همگى؛ می گم با این همه موضوعى که براى بحث داریم نتیجه می گیریم حالا حالاها هستیم. نگران نباشین. بازم هر چى خدا بخواد! صلوات. (مامان سارا و سبحان از چناران)

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 105 مرتبه بازگشت به بالا

هم اندیشان چهار شنبه 26 فروردین ماه 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، آرشیو کامل ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، بحث آزاد ،

هم اندیشان چهار شنبه 26 فروردین ماه 1394

امید: سلاااااام؛ امروز سرم حسابی شلوغه؛ چون دارم موضوعات پیشنهادیتون برا نظرسنجی رو سر و سامون می دم. فعلا این پیامکا رو داشته باشین، تا نوبت دوم که نظرسنجی شروع بشه...

******

سلام؛ امیدوارم حال دل همتون خوب باشه. خیلی از ماها مثل الان من ناشکریم. همیشه احساس می کنیم خیلی از چیزا رو کم داریم. انگار همیشه از خدا طلبکاریم!! وقتی مریض می شیم، به اون بیمارایی فکر کنیم که مریضی های لاعلاج دارن. یا اینکه می گیم: "چرا زندگیمون یکنواخته؟" خب یه کم به اطرافمون و چیزایی که داریم، نگاه کنیم. به خانواده مون. اگه خدای نکرده یکیشونو از دست بدیم حاضریم تمام روزامون تکراری بود؛ ولی اون می بود. اول به خودم می گم: تا دیر نشده قدر داشته هامون رو بدونیم. (نسرین هستم از دیار بختیاری ها، الیگودرز)

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 139 مرتبه بازگشت به بالا

هم اندیشان سه شنبه 25 فروردین ماه 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، آرشیو کامل ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، بحث آزاد ،

هم اندیشان سه شنبه 25 فروردین ماه 1394

امید: س.. س.. سلام؛ می گم ببخشید که دارم نفس - نفس می زنم، آخه دارم از قسمت عمیق می یام. عمیییق. شماهام زودتر برین که واقعا ارزشش رو داره. 

******

سلام؛ یه نکته قرآنی: "شما طی راه مستقیم را نخواهید خواست مگر آنکه خدا پروردگار جهانیان بخواهد." (سوره تکویر / آیه 29) عمیق که شدین دوستان؟ مفهومو گرفتین؟ هدایت شدن نعمت خدا است. دست کم نگیرینشا! (فاطمه ام، 20 ساله)

امید: دو تا آیه بریم عقب تر؟ اگه بریم اینجوری می شه: "این قرآن چیزی جز تذکری برای جهانیان نیست. برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم در پیش گیرد. و شما اراده نمی کنید مگر اینکه خداوند، پروردگار جهانیان بخواهد." می دونین یکی از عوامل مهمی که باعث می شه خداوند بخواد تا ما اراده کنیم تا تو مسیرش قرار بگیریم چیه؟ کار خیر. کار درست. یکی می گفت: پیرزنی رو سوار ماشین کردم و تا نزدیک خونه اش رسوندم. خیلی دعام کرد. شبش یه دفعه هوای زیارت شاه عبدالعظیم حسنی به سرم زد. بدجور. جوری که صبح زود خواب شیرین رو رها کردم و رفتم زیارت. وقتی برمی گشتم با خودم گفتم: چی شد؟ یه دفعه، این همه حس خوب معنوی و اراده، از کجا اومد؟ یاد اون پیرزن و دعاهاش که افتادم، همه چیز رو فهمیدم. فهمیدم که در ازای اون کار خوب، خداوند خواست که من اراده کنم که...  

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 197 مرتبه بازگشت به بالا

هم اندیشان دوشنبه 24 فروردین ماه 1394

مجموعاً 0 امتیاز از 5 توسط 0 نفر
| نظرات داده شده (0) | مربوط به موضوع: آرشیو مطالب ، آرشیو کامل ، 1394 ، موضوعات بحث شده در سال 1394 ، بحث آزاد ،

هم اندیشان دوشنبه 24 فروردین ماه 1394

روز مادر بود. مادربزرگم که همسایه ما است دلهره داشت. نتونستم بفهمم برای چی؟ فقط تلویزیون نگاه می کرد و چشاش پرمی شد. زنگ زدم به نوه ها که بیاین دور هم باشیم. میوه شیرینی حاضر کردم؛ اما کسی نیومد. هر کسی یه بهونه! فقط خانواده خودم بودن و عموم. وقتی شیرینی رو آوردم مادربزرگم گفت: ای کاش می گفتی بقیه بچه هام میومدن می دیدمشون. خیلی متاسف شدم! واقعا برای وقت گذاشتن برای یه کسایی، وقت زیادی نداریم. (یامور، 74، اردبیل)

******

ادامه مطلب | تعداد بازديد : 160 مرتبه بازگشت به بالا