loading...

باشگاه هم اندیشان

ماشینی نشدن

هم اندیشان چهارشنبه 13 دی 1391

حسین وفا بازدید : 631 چهارشنبه 13 دي 1391 نظرات (0)

 

 

 

سلام داداش امید! می خوای من و آبجی فریده ام، خروسمونو بیاریم تو کشتی که به جای گوشی، با صدای قوقولی قوقو هم اندیشانو بیدار کنه؟ ولی اینم بگم که علاوه بر بیداری، همه رو دونده هم می کنه. می گین چرا؟ چون تو محلمون که اینطوریه: بچه ها رو که می بینه، میفته دنبالشون؛ اونا بدو خروس بدو اونا بدو خروس بدو... طفلیا برا این که خروسه بهشون نرسه کفشاشونو میونه راه درمیارن و بدون کفش، می دون. حالا بیاریمش؟؟

(آبجی هاجرم(

امید: بیارش آبجی! دلم برای صدای قوقولی قوقو تنگ شده! دلم برا دویدن هم تنگ شده. امیدوارم دنبال آدم بزرگا هم بکنه. تصور کنین تو کشتی چی می شه؟ یکی جیغ می کشه! یکی از عرشه خودش رو پرت می کنه تو آب! یکی به بادبونا آویزون می شه. خلاصه قشقرقی به پا می شه. سلامم که داشت یادم می رفت. یادم می رفت. یادم می رفت.

******

 

 

 

 

بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان سه شنبه 12 دی 1391

حسین وفا بازدید : 875 سه شنبه 12 دي 1391 نظرات (3)

هر روز صبح، وقتی که خورشید طلوع می کند، غزال شروع به دویدن می کند و می داند سرعتش باید از یک شیر بیشتر باشد تا کشته نشود. هر روز صبح، وقتی خورشید طلوع می کند، شیر شروع به دویدن می کند و می داند باید سریعتر از غزال بدود تا گرسنه نمیرد.

(زهرا، همسر کاوه)

امید: هر روز صبح، وقتی که انسان از خواب بیدار می شود، شروع به فکر کردن می کند؛ درباره تک تک کارهایی که می خواهد انجام بدهد و می داند که اگر خوب فکر نکند، دنیای ماشینی او را به یک روبات تبدیل خواهد کرد. هر روز صبح، تولیدکنندگان کالاهای مصرفی، شروع به فکر کردن می کنند؛ و می دانند که اگر خوب خوب فکر نکنند، نخواهند توانست انسان را ماشینی و مصرف گرا کنند و جیب هایشان را پر پول.. راستی! سلااااااام دوستای خوبم. یاران باوفا!

آدم آهنی: ای کاش این حرف ها رو زودتر شنیده بودم؛ شنیده بودم؛ شنیده بودم.

******

 

بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان دوشنبه 11 دی 1391

حسین وفا بازدید : 723 دوشنبه 11 دي 1391 نظرات (0)

امید: سلااااام؛ دیروز یکی از دوستام می گفت: "ما همه جور وسایل و امکانات تو خونمون داریم؛ به خاطر همین هم همسرم وقت زیاد می یاره و صبح تا شب پای تلویزیونه. ماشین داره همه کارهای ما رو انجام می ده."

آدم آهنی: امید! بهش بگو بهش بگه تا این کارو نکنه؛ نکنه؛ نکنه! این کار عاقبت نداره؛ نداره؛ نداره.

******

سلام؛ امید! واقعا انصافه که لباس چند نفر رو با دستم بشورم و اونوقت بگی ماشینی شدن بده. خیلی هم خوبه! نفست از جای گرم... هنوزم هستن خانواده هایی که ماشین لباسشویی و جاروبرقی جزو آرزوهاشونه.

(فاطمه، 21، پیشوا، قاسم آباد)

امید: ای دااااد! ای بیدااااد! آخه من کی چنین چیزی گفتم؟ ما همش داریم می گیم: باید حواسمون باشه و ببینیم چه چیزای این دنیای ماشینی واقعا به دردمون می خوره و چه چیزایی نیاز کاذبه! نیازیه که صاحبان صنایع (ترور مصرف) و چشم و هم چشمی در ما ایجاد کرده.

******

سلام به همه؛ از نظر من وقتی چشم و هم چشمی زیاد شده ما نیازمون به چیزهایی که هیچ احتیاجی بهشون نداریم هم شدید شده.

(حلیمه هستم از گرگان، 21 ساله)

******

 

بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان یکشنبه 10 دی 1391

حسین وفا بازدید : 618 یکشنبه 10 دي 1391 نظرات (0)

امید: سلاااااااام دوستای خوبم؛ حتما خوبین که؟ خوشحالم که هنوز اینقدر آدم آهنی نشدم و می تونم با تمام وجودم به شماها سلام بدم؛ می تونم شماها رو واقعا دوست داشته باشم؛ می تونم گرمای جمع صمیمیتون رو احساس کنم و... به اتفاق آدم آهنی، میهمان ویژه این هفتمون می ریم سراغ پیامک ها.

آدم آهنی: امید خان خان خان! شما که هر چی بود بار ما آدم آهنی ها کردین؛ بار ما کردین؛ بار ما کردین! 

امید: خود کرده را تدبیر نیست. چیزیه که خودت خواستی؛ حالا هم باید پاش وایسی. واقعیت تلخه!

******

سلام به دوستان گل و آقا امید؛ به زندگی ماشینی به قدر ضرورت وارد بشید تا احتیاج به جلیقه نجات و نجات غریق نداشته باشید.

(زندوانی از دیار میرزای نائینی، شهر کویری نائین)

******

سلام به دوستان و امید آقا؛ این گوشیای مختلف، واقعا همش برای به زنجیر کشیدن بشره؛ چون اگه حقشو بخوای این گوشیای پیشرفته که هیچی، حتی معمولیش هم زیاد نیاز نیست.

******

 

بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان شنبه 9 دی 1391

حسین وفا بازدید : 631 شنبه 09 دي 1391 نظرات (0)

 

آدم آهنی: س لام؛ س لام؛ حال تون بزرگه؟ حال تون بزرگه؟

امید: آهای! آدم آهنی! مگه تو برنامت، حال آدما با حال خونه فرق نداره؟ هان؟!

آدم آهنی: داره! داره! اشتباه شد! ب بخشید! ب بخشید!

امید: خب، ببینم! قبل از اینکه آدم آهنی شی هم اندیش که نبودی؟

آدم آهنی: ن بودم! ن بودم! ای کاش بودم! ای کاش بودم! ای کاش بودم! ای کاش بودم!...

امید: کمککککک! سوزنش گیر کرده! دیوانه شدم.

آدم آهنی: گیر نکرده! خیلی هم درسته! درسته!

امید: حالا که درسته؛ پس دیگه هیچی نگو تا بریم ببینیم دوستامون چه پیشنهاداتی برای ماشینی نشدن دارن. راستی! دوستان! سلام.

******

کمک....کمک....!! هم اندیشان کمک کنین! می دونین چی شده؟ پسرخاله ام گوشی رو می گیره تو دستش، اونم نزدیک سرش و می خوابه. طوری شده که نمی تونه یه لحظه گوشی رو از خودش دور کنه. می بینین ماشینی شدن چیکار با ما کرده؟! آخ ببخشید! سلام؛ اینقده کمک خواستنم ضروری بود که یادم رفت سلام کنم...

(سیده پروین موسوی، ۲۱ ساله، دانشجوی رشته مدیریت دولتی، خوزستان، ایذه)

امید: اتفاقا ما می خوایم این هفته در همین باره صحبت کنیم که: چی کار کنیم تا دنیای ماشینی چنین بلایی سر ما نیاره.

******

 

 

بقیه در ادامه مطلب...

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1613
  • کل نظرات : 1295
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 2748
  • آی پی امروز : 43
  • آی پی دیروز : 97
  • بازدید امروز : 176
  • باردید دیروز : 188
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 8
  • بازدید هفته : 364
  • بازدید ماه : 1,314
  • بازدید سال : 142,420
  • بازدید کلی : 2,837,851
  • کدهای اختصاصی
    موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی