loading...

باشگاه هم اندیشان

بحث آزاد

هم اندیشان پنجشنبه 12 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 766 پنجشنبه 12 بهمن 1391 نظرات (0)

پیام :

 ما بی غمان مست دل از دست داده ایم

                                     همراز عشق و همنفس جام باده ایم .

سلام دوستان . حالتون چطوره ؟

******

سلام.کتاب آرشیوهم اندیشان رو دانلودکردم. خیلی یادآورنکته های مفیدومهمی بودکه قبلنا خونده امافراموششون کرده بودم.امیدوارم روزبروزکامل تربشه.باسپاس.

(متینه ازمشهد)

پیام : باید از حسین و محمد تشکر کرد که کتابچه آرشیو رو  تو وبلاگشون گذاشتن .

******

اینو داشه باش مغازه دوستم وایساده بودیم یهو یه دختر خانومی اومدن گفتن مودم وای وای دارین؟ دوستم گفت نه ولی اگه مودم وای فای بخواین ما درخدمتونیم. دختره گفت نه آقا مرسی رفتش به همین برکت قسم

(جواد ۱۹)

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان چهارشنبه 11 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 748 چهارشنبه 11 بهمن 1391 نظرات (0)

پیام : سلام به دوستان  عزیز . برنامه  امروز رو  با چند بیت از جناب حافظ  شروع می کنیم :

زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست          

                                                            راه هزار چاره‌گر از چار سو ببست

تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان   

                                                              بگشود نافه‌ای و در آرزو ببست

شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو  

                                                      ابرو نمود و جلوه‌گری کرد و رو ببست

امیدوارم لذت برده باشید . 

******

خدایا شکرت به خاطر بارونی که ازصبح تاحالا می باره .شکرت به خاطر این که پدر  و مادرم گاهی وقتا منو دعوا میکنن این یعنی این که هنوز  اونا هستن.  شکرت به خاطر همه ی اون چیزایی که هیچ وقت شکرش رو به جا نیاوردم .

(یه هم اندیش ازشهرستان خوی)

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان دوشنبه 9 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 731 دوشنبه 09 بهمن 1391 نظرات (0)

آغاز: هم اندیش سلااام؛ آهای شمایی که اونجا، اون کنج نشستی و تیپ افسردگی بخودت گرفتی! آره جانم! شما! چیزی به شروع کارهای عید نمونده ها! تو هم یه تکونی به خودت بده! گرد و غبار دلت رو بگیر؛ کینه ها رو بشور؛ فکرای کهنه رو بریز دور و چند ایده ی نو بخر!!

(طاهره، به همراه دوست واقعیش خدا)

امید: منم سلام!

******

با سلام؛ شنیدم که می گن اگه به پدر و مادر نیکی کنی و... حاجت برآورده می شه؛ ولی من چیکار کنم که بدون خواست خانوادم با پسری ازدواج کردم که فقط منو می خواد و خیلیم بی مراعات و از خانوادم بیزاره و حدود 1 ساله که با خانوادم قطع رابطه کردم و برای ادامه زندگی، این تنها راهیه که پیش پام گذاشته. الان با مادر شوهرم زندگی می کنم. کمکم کنید.

امید: دیروز یه جایی یه جوونی بهم اعتماد کرد و گفت: حس می کنم دارم به یه دختر خانومی علاقمند می شم. علاقه ام هر روز داره بیشتر و بیشتر می شه. توصیه ای برام داری؟ گفتم: تجربه ای که از صحبت های دوستام تو باشگاه هم اندیشان دارم اینه که قبل از اینکه عاشق بشی، به همه چیز خوب فکر کن و آخر همه چیز رو در نظر بگیر. ببین با این عشق، قراره چه اتفاقاتی تو زندگیت بیافته. پدر و مادرت راضی هستن؟ و... دوستان خوبم! نمی دونم سریال زمانه که شب های شنبه تا چهارشنبه ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه از شبکه سه پخش می شه رو می بینین؟ این بخشی از متن تیتراژ سریاله. 

نه اینکه عاشقی حال خوشی نیست؛

نه اینکه زندگی بی عشق می شه.

فقط کاش بین این حس های مبهم؛

بفهمم آخرش چی عشق می شه؟

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان یکشنبه 8 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 670 یکشنبه 08 بهمن 1391 نظرات (0)

سلاااااام؛ حالتون زیباست؟ می خوام یه سوالی ازتون بپرسم. چقدر تو زندگی به خلاقیت اهمیت می دین؟ هیچ وقت بهش فکر کردین؟ می دونین خلاقیت می تونه حالتون رو زیبا کنه؟ باید کم کم، بیشتر درباره اش صحبت کنیم؛ چون حتما زندگیتون رو عوض می کنه. مخصوصا حاااالتون رو. من قول می دم.

******

سلام امید! چرا دوستانمون اینجور قضاوت می کنن؟ من یه روزی یه دختر پسرنما بودم؛ اما تو خونواده ای بزرگ شدم که هیچ وقت کمبود محبت نداشتم. من فقط عاشق تیپ های مردونه بودم؛ اما از اینکه تو خیابون راه می رفتم و می دیدم همه یه جوری نگام می کنن رنج می بردم. من عاشق خدام بودم؛ اما بعضی مردم فکر می کنن هر دختری که سر به زیره خوب و مومنه. همون خدایی که من عاشقش بودم کمکم کرد و باعث شد من خودمو اصلاح کنم. الان که یاد اون روزها و تیپ هام می افتم از خودم بدم میاد؛ ولی واقعا دلم می شکنه وقتی دوستامون می گن کمبود محبت داریم. این انصاف نیست. من شاید اون روزها جاهل بودم. خواهشا قضاوتی نکنید که دلی بشکنه.

)یه هم اندیش دل شکسته 21 ساله از تهران)

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان شنبه 7 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 811 شنبه 07 بهمن 1391 نظرات (0)

دینگ... دینگ... دینگ... ساعت ۱۲ و ۳۰ دقیقه... اینجا باشگاه هم اندیشان است... سلااااام... حالتون توپه؟! دماغتون چاقه؟! خدا می گه: اگه سرتو انداختی پایین و رفتی، هر چی سرت اومد، گردن خودته؛ پس یه نگاه به بالا کن..

(فهیمه، 23 ساله، قرچک)

******

سلاااام به یاران باوفا؛ خوش به حال اونی که با صدای پرنده ها صبح پا می شه، می ره شیر گاوشو می دوشه و با خونوادش دور سفره می شینن. مامان از سماور و قوری برا بقیه چایی می ریزه. بوی نون محلیشو حتی با آسمونخرشای تهرون نمی شه عوض کرد... دقت کردین کجای رؤیای ما زندگی بدون پرنده و درخت و آب، ساخته شده بود که حالا به شهر آدم آهنیا می گن: شهر رؤیایی پدیده؟ البته این نظر منه!

 (مهسا)

******

سلام؛ در شگفتم که سلام آغاز است ولی در نماز پایان است شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است. سلام دوستان؛ امیدوارم که روز خوبی با هم داشته باشیم.

(ارشین، 18 ساله از شهریار)

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان پنجشنبه 5 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 1119 پنجشنبه 05 بهمن 1391 نظرات (2)

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو .................

نه دیگه . نشد . قرار نشد تو دلت بخونی . دسته جمعی میخونیم با صدای بلند. بریم ؟........فقط چند بیت اول .....تو مایه دشتی .....

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

                                        پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو ؛ جز سخن گنج مگو

                                            ور  از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دیدو بگفت

                                              آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم

                                          گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

سلام عرض می کنم خدمت همه دوستان  قدیم و جدید . پیام هستم ؛ استاد در زمینه های مختلف .... خواهش می کنم  ....

******

آغاز:سلام به پاک اندیشان.دوستان! میخوام امروزمونو بایه متن توپ شروع کنم!

یه روزیه ترکه...نه! یه روز یه فارسه...نه! یه روز یه رشتیه...نه! یه روز یه لره...نه! یه روز...اصلا ولش کن! بذار از اول می گم! یه روزیه ترکه اسمش ستارخان بود، خیلی شجاع و باهوش بود. یکه وتنها ازپس ارتش حکومت مرکزی بر اومد.جونش رو کف دستش گذاشت وسرباز راه مشروطیت وآزادی شد. فداکاری کرد برای امروز من، برای امروزتو، برای همه ما،برای ایران. برای اینکه حالا مابتونیم، تواین مملکت آزاد زندگی کنیم. یه روزیه فارسه اسمش مرتضی آوینی بود،که قلمش سلاحش بود.خالص ومخلص دراختیاررزمندگان بود وآخرش هم جانش رادراین راه فدا کرد! یه روزیه رشتیه،اسمش میرزا کوچک خان جنگلی بود.خیلی شجاع بود.همراه مردم شهرواستانش جلوی ارتش شوروی وبیگانه ایستادند تانتونن خاک کشورمون رواشغال کنن.میرزاکوچک خان اونقدر جنگیدتاخونش رو فدای ماکرد،فدای میهنش،فدای ایران.. داداش امید و دوستای عزیزم اگه موافق باشین ادامش بمونه واسه فردا. حالا بریم سراغ پیامکا ...

(ثریا از تبریز)

پیام : ادامه هم داره ؟ ماشاا....

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان چهارشنبه 4 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 709 چهارشنبه 04 بهمن 1391 نظرات (1)

آغاز: سلاااااااااااااام به دوستای گلم که دلشون مثل یه دریاست؛ دوستان! همیشه عشق اونی نیست که فکرشو می کنین. عشق، دل بستن به یه غریبه نیست. عشق، دیدن محبت تو چشای پدرته. عشق، بوسیدن دستای مادرته. عشق، نوازش یه کودک بی سرپرسته. عشق، خیلی قشنگه؛ ولی حیف از اینکه ما آدما معنی قشنگشو درک نمی کنم. ما عشقو تو چشای یه غریبه می بینیم. عشقو تو جمله های محبت آمیز یه غریبه می بینیم. بیایید معنی واقعی عشق رو درک کنیم.

(آجی آرزو یکی یه دونه)

امید: سلام مهربونا! ممنون از پیامک های آغازینتون. اینم یکی دیگش. منتها  از اونایی که فشار منو بالا می بره...      

******

مهسا: سلام به سرنشینان کشتی عشق؛ حالتون قشنگه؟ بحث آزاده؛ پس هرچی دلت می خواد بگو؛ هر چقدرم می خوای پس کله بزن.  

هم اندیشان: نیومده جای امید رو گرفتی؟ باز گفتی پس کله؟!

مهسا: نگران نباشین! 2 کیلو گریپ فروت آوردم تا فشار امید خان بالا نره.

******


بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان سه شنبه 3 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 800 سه شنبه 03 بهمن 1391 نظرات (0)

آغاز: سلاااام دوستان؛ امروز در چه حالید؟! دوستان! به یاد داشته باشید نعمت های آسمان همیشه برف و باران و نور نیستند؛ گاهی خداوند دوستانی رو بر ما نازل می کنه از جنس آسمان، به زلالی باران، به سفیدی برف و روشنایی نور، شکر کنیم خدای مهربون رو به خاطر داشتن دوستان برتر اندیش.

(معصومه، لیسانس حسابداری از آمل)

امید: سلام خوبان! دیروز یه بیست - سی تایی پیامک آغازین داشتیم. برای شروع خوب بود. بعضی هاش هم پیاز داغش زیاد بود. اینم یه نمونش.... 

******

آغاز: سلامی به گرمی آش رشته که با پیاز داغ روش نوشته اون مرامت منو کشته. امروز حالتون چطوره؟ زندگی به کامتون هست؟ ممنون که چشای قشنگتونو به قاب آبی هم اندیشان دوختین.

(مریم از شهرمون)

******

 

بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان دوشنبه 2 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 683 دوشنبه 02 بهمن 1391 نظرات (0)

سلام بر دوستان گل و گلاب؛ می گما! از وقتی خاطره پیام نیمه کاره مونده دیگه کسی خاطره نمی گه. یادتونه چه خاطره های قشنگی از پشت صحنه هم اندیشان تو خونه هاتون می گفتین؟ پس دست به کار شین. بی خاطره های شما باشگاه صفا نداره. راستی! شعر هم که دیگه نمی گین؛ پس این همه هنرمند تو باشگاه کجا رفتن؟! بابا! هنرهاتونو رو کنین.

******

سلام؛ امید حالا که بحث نماز شد، می خواستم مشکل خودمو بگم. قبلا نمازامو خیلی خوب و به موقع می خوندم؛ حتی تنبلی نمی کردم؛ اما از یکی یه حرفایی شنیدم. اینکه چرا نماز بخونیم و از کجا معلوم اسلام، فقط مال زمان قدیم نباشه و الان باید فقط با عقل زندگی کرد و ... امید ما چه جوری می تونیم به این سوالامون جواب بدیم. لطفا جوابمو بده امید.

(یه درمونده)

امید: یادته یکی از هم اندیشان چند وقت پیش درباره نماز خوندن یه پیامکی فرستاد؟ گفت: "فکر می کردم وقتی خود آدم حواسش جمع باشه و با عقلش جلو بره می تونه خوب باشه؛ پس نیازی به نماز خوندن نیست؛ ولی چند وقتی که این راه رو در پیش گرفتم دیدم واقعا دارم کم کم از خدا دور می شم و رفتارهام خیلی تغییر کرده."

******


 

بقیه در ادامه مطلب...

هم اندیشان یکشنبه 1 بهمن 1391

حسین وفا بازدید : 689 یکشنبه 01 بهمن 1391 نظرات (1)

امید: سلااااااام؛ به! به! می بینم که جمعتون جمع هست و فقط یکیتون کم. اگه گفتین کی؟ من بگم؟!!! فکر کنم آقا مجید! همونی که تا لنگ ظهر خوابه. نه! اون که اینجا است؛ پس آقا مهدی که رفته ماه عسل. نه! اونم برگشته که خانومش رو با خودش ببره؛ چون یادش رفته بود. آبجی مهسا نیست؟ نه! اونم که اینجا است. خب، هر کی هست بهتره که خودش بگه....

******

شکاک: سلام به همسفران دریا دل؛ خواستم به اون دوستمون بگم که منم چند سال پیش خیلی حساس و شکاک بودم نسبت به همسرم و همش هم از روی علاقه بود؛ ولی وقتی در اثر یه سوء تفاهمی بر عکس شد و اون بهم شک کرد فهمیدم که چه بلایی سرش آوردم و چقدر سخته که زیر ذره بین باشی؛ برا همین خدا رو شکر آروم آروم این اخلاق رو ترک کردم. شما هم اگه همسرت رو دوست داری باید با اخلاقت قلبش رو تسخیر کنی نه با کنترل زیاد از حد. موفق باشی.

(محبوبه، فکر کنم اولین نفر از محمودآباد مازندران)

******

 

بقیه در ادامه مطلب...

تعداد صفحات : 3

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1613
  • کل نظرات : 1295
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 2743
  • آی پی امروز : 3
  • آی پی دیروز : 45
  • بازدید امروز : 16
  • باردید دیروز : 352
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 4
  • بازدید هفته : 796
  • بازدید ماه : 1,343
  • بازدید سال : 72,628
  • بازدید کلی : 2,768,059
  • کدهای اختصاصی
    موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی