تبلیغات در اینترنتclose
سروده های خودم - پاسخ 4
اندازه متن
- کوچکتر | + بزرگتر
بالا
Top
   

زمان جاری : دوشنبه 04 شهریور 1398 - 8:24 قبل از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم





sanjaghak1374 آفلاین



ارسال‌ها : 2058
عضویت: 1 /10 /1392
محل زندگی: قزوین

تشکرها : 9717
تشکر شده : 4326
پاسخ : 4 RE سروده های خودم
#گمان تنها بودن#
این بار بادلی پر درد به سراغت آمده ام
دلی که درد دوری و جدایی امانش را بریده
دلی که تنگ تر از قبل شده
دلی که دست رد بر سینه اش خورده
و مهر تنها شدن بر پیشانی اش
دلی که گمان دارد دوست اورا دوست نمی دارد
دلی که گمان بر فراموش شدن دارد
آری او گمان دارد که تنهاست
اما من به او خواهم گفت:
دوستانی دارد همه از گل بهتر
دوستانی که به او مهر و محبت دارند
من به او خواهم گفت که دم از تنها بودن نزند
و به او خواهم گفت:
که دگر تنها نیست
دوست هست
عشق هست
و محبت جاریست...



امضای کاربر :
هنگامی که افسرده ای بدان

درجایی از اعماق وجودت حضور"خدا"را فراموش کرده ای...

سه شنبه 24 دی 1392 - 21:50
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از sanjaghak1374 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ghasedak1370 / soheila7 / zahra74 /
پرش به انجمن :